درباره حسين پاکدل  
 
 
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان
فیلم‌نامه
نمایشنامه
خبر
داستان
شعر
متفرقه
جستجو
خبر رسانی
برای اطلاع از به‌روزرسانی مطالب وبلاگ، ایمیل خود را اضافه کنید.


استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
شنبه 10 دی 1390
موضوع: روزنوشت
● "عشق و عالیجناب" پاکدل در تالار وحدت جان می‌گیرد


علیرضا زرین‌دست، سیامک احصایی و ایوب آقاخانی به جمع گروه نمایش "عشق و عالیجناب" حسین پاکدل پیوستند که قرار است در سال جاری در تالار وحدت اجرا شود.
گزارش خبرگزاری مهر از این خبر را اینجا بخوانید.

1 (97).JPG

سه شنبه 22 آذر 1390
موضوع:
● گزارش از عشق و عالیجناب

گزارش خبرگزاری ایسنا از تمرین نمایش عشق و عالیجناب را اینجا و یا در ادامه بخوانید.

منوچهر شجاع طراح صحنه.JPG

حسين پاكدل اين روزها مشغول تمرين نمايش جديدش «عشق و عاليجناب» است كه قرار است در سي‌امين جشنواره تئاتر فجر اجرا شود.

1.JPG

به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اين اثر نمايشي بازيگراني چون سيامك صفري، سهيلا رضوي، بابك حميديان،ستاره اسکندري، رحيم نوروزي، محسن حسيني ، فرخ نعمتي، مهران امام بخش، امير رضا وزيري، طوفان مهرداديان، معصومه قاسمي‌پور،مرتضي آقاحسيني، هومن خدادوست، در كنار بازيگراني ديگر همچون ابراهيم عزيزي، امين ميري ، پرهام دلدار ، بهنام قرباني، جواد پولادي، سينا خان اميدي، رضا جعفري، محمد مهدي محمدي، شهاب عباسيان، مجيد نوروزي، فاضل محمدي، مهدي مصباحي، مهدي علي نژاد، بابک کريمي، عباس کربلايي، فرزاد سراج، ايمان آخوندي، علي هرمزيان، ابوالفضل احمدي، اشکان قلي پور، ستاره توريان، نعيمه دوستي، غزال مجتهدي، دينا محمدي، سيما صادقي، شادي عقيلي، شادي اسلامي، شهرزاد بهشتيان، جيران باريکاني، سارا داروفروش، ميترا عباسي، الهه برادران، مهلا عرب فريدي، فرزانه صادقي، ريحانه عسگري و...به ايفاي نقش مي‌پردازند.

1 (13).JPG

داستان نمايش«عشق و عاليجناب» داستاني عاشقانه در بستري سياسي اجتماعي است و در زمان معاصر مي‌گذرد. تمرينات اين نمايش از پانزدهم آبان ماه سال جاري آغاز شده و همه روزه بي وقفه در سالن تمرين تالار وحدت ادامه دارد.

1 (20).JPG

اين اثر پس چند اجرا در بخش ميهمان سي‌امين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجردر تالار وحدت، پس از جشنواره اجراي عمومي خود را در همين تالار به مدت چهل و پنج شب ادامه خواهد داد.

1 (79).JPG

در اين اثر نمايشي عاطفه رضوي به عنوان مجري طرح ومدير پروژه،منوچهر شجاع به عنوان طراح صحنه، گلناز گلشن به عنوان طراح لباس،عبدالله اسكندري به عنوان طراح گريم،پاكدل را همراهي مي‌كنند.

1 (94).JPG

همچنين طراحي صداي اين نمايش را ايرج شهزادي، ساخت موسيقي را فردين خلعتبري و طراحي پوستر و بروشور را ابراهيم حقيقي بر عهده دارند.

1 (133).JPG

طراحي حرکات را محسن حسيني انجام مي‌دهد و عكاس نمايش اختر تاجيك است.

1 (147).JPG

عوامل ديگر نيز به شرح زير هستند:منشي صحنه: آزاده رضوي نيا،پشت صحنه: سبا پاکدل،دستيار كارگردان و برنامه‌ريز: نورالدين حيدري ماهر،دستيار دوم: هومن خدادوست،مدير صحنه: جواد پولادي،نويسنده و كارگردان: حسين پاكدل.

1 (148).JPG

به گزارش ايسنا،پاکدل تا پيش از اين نمايش‌هاي «سمفوني درد» و «رقص زمين» را در تئاتر شهر به صحنه برده و تعدادي متن از جمله «پروانه‌هاي آسيايي»، «نوزاد يخبندان»، «سياه و سفيد» و... را براي ديگر کارگردانان نوشته است.

1 (152).JPG

او نويسندگي و تهيه‌کنندگي چند سريال تلوزيوني در سال‌هاي گذشته از جمله «قصه‌هاي شب سيما»، «اينجا ايران است»، «شليک نهايي»، «همسايه‌ها»، «سفر سبز» و... و نويسندگي کارگرداني تعدادي نمايش راديويي را نيز در کارنامه خود دارد.

1 (157).JPG

سال قبل نمايش «حضرت والا» به نويسندگي و کارگرداني او به مدت شصت شب در سالن شماره يک مجموعه تماشاخانه ايرانشهر به صحنه رفت که با استقبال روبرو شد و در جشنواره سال قبل در پنج رشته کانديد و سپس برنده جايزه بهترين بازيگر زن و بهترين کارگرداني شد.

1 (167).JPG

یکشنبه 8 آبان 1390
موضوع: روزنوشت
● عشق و عالیجناب


گزارشی از آغاز تمرین نمایش "عشق و عالیجناب" را این‌جا در سایت ایران تئاتر بخوانید.

چهارشنبه 13 مهر 1390
موضوع: روزنوشت
● بحر طويل اندر فوايد باران


عزيرجان، ز سرِ هوش، بيا از من‌ِ مدهوش، بدين قصه‌ي بي‌غصه بده گوش، كه صد نكته‌ي پر نغزِ پر از طنز در آن است اگر نيك بداني و بفهمي و بگيري تو از آن پند، شوي عاقل و پرفهم.

ادامه مطلب"بحر طويل اندر فوايد باران"
سه شنبه 11 مرداد 1390
موضوع: روزنوشت
● گرگ‌ها


روزگاری باید با هزار جهد و تلاش کسب خبر می‌کردی؛ حالا دیگر خبر به اقسام حالات، از هر روزنی به زور هم شده خودش را به تو تحمیل می‌کند. شاید شما هم آن چند لحظه فیلم قابل تأملی که یک معلم نادان در جمع، دو دانش‌آموز را وادار به سیلی زدن به صورتِ هم‌دیگر می‌کند را در دنیای مجازی، ماهواره یا حداقل بر صفحه‌ی تلفن همراه این و آن دیده‌اید. چندی قبل هم مشابه همین فیلم فراگیر شده بود که سه نادان برای گذران وقت و از سر تفریح در یک مکان مقدس به نوبت به گونه‌ی هم سیلی می‌زدند. و یا فیلم‌ها و داستان‌هایی از این دست که رواج خشونت، زور گیری، تجاوز، اعتیاد و سرقت و هزاران ناهنجاری دیگر را نشان می‌دهد. به نظر این قطعاتِ کوتاه شکار و ثبت شده و هزاران اتفاق نادر و حیرت‌آور ریز و درشتِ پیرامونی که هرگز در جایی ثبت نمی‌شوند، وضع سیاسی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، اخلاقی و اساساً تمامیتِ استراتژی مدیریتِ کوتوله‌های کج‌فهم را نمایندگی می‌کند و به خوبی می‌نمایاند که با سرعتی حیرت‌آور از چه موجودات سابقاً آرام و مهربانی به چه هیولاهای غیرقابل درکی در حال استحاله شدنیم و خود خبر نداریم یا حداقل می‌شنویم و می‌بینیم و به سادگی از کنارش عبور می‌کنیم. ترویج خشونت، دروغ‌گویی، عوام‌فریبی، بی‌اخلاقی و زیاده‌خواهی دیگر حد و مرز و قاعده‌ای نمی‌شناسد و با تأسف غالباً توسط بوق بدستان نه تنها تقبیح که تقدیس هم می‌شود. همین است که گفته‌اند وقتی خردمندان قوم قوانین خرد را پاس نمی‌دارند؛ بی‌خردان هارِ هنجار‌شکن نه تنها از عقوبت پس دادن طفره می‌روند که توقع پاداش نیز دارند و به زور هم شده می‌گیرند.
برای گرگ شدن لازم به پنجه‌های تیز و دندان‌های برنده نیست؛ کافی است خصوصیت‌های گرگ در وجود هر بنی بشری جا خوش کند. حالا اگر این حالات به صورت جمعی پدیدار شود قدرت تکثیر و واگیری گسترده‌تری دارد. آیا نسل ما ده یا بیست و سی سال پیش این حجم خشونت و بی‌رحمی عریان را در پیرامون خود تصور می‌کرد؟
زمانی که یونسکو گرگدن‌ها را نوشت چه نشانه‌هایی در پیرامون خود دیده بود که آن شاهکار را برای علاج‌اش خلق کرد؟ آیا نمایشنامه‌نویس با هوش و دردمندی نیست تا با نگاهی گذرا به وضع موجود- که تعدادی بی‌خرد برایمان ساخته‌اند - قصه‌ی آرام آرام تبدیل شدنمان به گرگ‌ها را بنویسد تا قدری بر حال و احوال خود تأمل کنیم؟...

چهارشنبه 15 تیر 1390
موضوع: روزنوشت
● بازتولید یا نشخوار


این‌روزها بار دیگر بحث بازتولید آثار نمایشی در عرصه تئاتر توسط شورای محترم هنری تئاتر شهر از بایگانی به در آمد و هنرمندانی در این خصوص اظهار نظر کردند. واقعیت این است که وقتی با خوش باوری بنگری ایده در اندازه‌ی خود خوب است اما در کلان غافلیم همگی از تأثیرات اجرایی‌ی آن. درست که به شکل خام و ابتدایی به نظر می‌رسد این هم یکی از راه‌های توسعه تئاتر است اما نه کافی است و نه می‌تواند قدمی پیش برنده باشد. نیازی به فکر کردن زیاد ندارد تا بفهمی هدف از طرح این ایده‌ی کهنه در شرایط فعلی چیست؛ بدبینانه‌اش می‌شود حفظ و محاسبه‌ی منافع فردی، نه کلیّت تئاتر و خوش‌بینانه‌اش می‌شود کوته اندیشی، نبود برنامه منطبق بر شرایط، زیست در لحظه و فرار از مسئولیت. خیلی خوب است که یک اثر موفق و گیرا در سال‌های ماضی با ترکیبی دیگر رنگ صحنه به خود ببیند. اما با این همه کمبود اعتبار و مکان مطرح نمایشی آیا اصلاً این ایده‌ی فکر نشده عملی است؟ آیا صرف این که یک اثر در شرایطی در قبل تا حدودی موفق به ارتباط با مخاطب انبوه شده در شرایطی دیگر تکرار شدنی است؟ تجربه نشان داده غالباً این‌گونه نبوده و نیست و اتفاقاً در چندین مورد با شکست همراه بوده است.
چیزی که در برخورد اول می توان از این حرکت ناسنجیده نتیجه گرفت این که خالقان آثار ماندگار قبلی بهتر است به جای حرکت به جلو و خلق اثر جدید مطابق با شرایط روز جامعه و گشودن باب‌های جدید بحث، سرگرم بیهودگی شده و به نشخوار کارهای قبلی خود که طبعاً هزینه‌های جانبی آن‌ها پرداخت شده بپردازند. این عمل به دلیل کم هزینه بودن برای مدیریت فشل فعلی بهتر از حرف تازه زدن و ایجاد دردسر، خریدار دارد و دوستان هنرمند ما در شورا غافل‌اند از این عقب‌گرد فرهنگی. ضمن آن‌که ساده‌انگاری است فکر کنیم شرایط لرزان و شکننده فعلی برای اجرای بی‌تنازل آثار به صحنه رفته در قبل برای اکنون آمادگی و تحمل کافی و لازم را دارد.
خیلی دلسوزی برای هنر و هنرمند تئاتر دارید شرایطی فراهم کنید تا در این بازتولید، تمام یا بخشی از آثار موفق سال‌های قبل به شکل گردشی یا مرور آثار، در پاره‌ای شهرها و شهرستان‌های کشور توسط هنرمندان خالق اثر و یا با کمک هنرمندان دور از مرکز به صحنه‌های خاک گرفته‌ و تارعنکبوت بسته‌ی خارج از تهران برود؛ والا شک نکنید این ایده در همین حد که مطرح شده با بضاعتی که تئاتر ما دارد، فقط و فقط وقت هنر را تلف می‌کند.

دوشنبه 13 تیر 1390
موضوع: روزنوشت
● گربه‌ها


به حسب وظيفه رسميت جلسه را اعلام مي‌كنم. به سمينار هم‌انديشي‌ي بررسي مشكلات گربه‌‌سانان اهلي خوش آمديد. از اين‌كه دوستان محبت كرده بنده را به عنوان رئيس جلسه انتخاب كردند سپاسگزارم. البته من زياد صحبت نمي‌كنم تا نمايندگان محترم گونه‌هاي مختلف گربه‌ها اعم از خانگي، سرگردان، كشتارگاهي، بياباني، حاشيه‌نشين، آشغال‌گرد، نمايشي و دست‌آموز و گربه‌هاي آزمايشگاهي بتوانند مسائل مبتلابه جمع خود را مطرح كنند. حقيقت اين است كه نوع ما پس از پشت سرگذاشتن چهل و اندي هزار سال عمر دراز اينك در سرآغاز جهشي بزرگ از گونه‌ي گوشتخوار به گياه‌خوار و به تعبير يكي از شركت‌كنندگان همه‌چيز‌خوار است.

ادامه مطلب"گربه‌ها"