درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 9 تیر 1383
موضوع: روزنوشت
● گزارش يوميه

این روزها سخت مشغولم، مجبورم چند کار را هم زمان به پیش ببرم. اول آنکه بيشتر وقتم صرف برنامه ريزی اکران فيلم" دوئل" احمد رضا درويش می‌شود. در مورد اين فيلم حرفهای زيادی دارم که سعی می کنم در ادامه همين مطلب يا در مطالب بعدی بگويم. مشغله ديگرم کار روی پرژه بزرگ تلویزیونی "عرصه سيمرغ" است. اين سريال در بيست و شش قسمت نوشته می شود. اگر مايليد بدانيد محتوای اين سريال چيست، سری به بخش فيلمنامه همين سايت بزنيد. بخشی از آن را تحت عنوان "مرد مردستان دانش" گذارده ام. بخوانيد و اگر دوست داشتيد مرا همراهی کنيد، هر اطلاعی از زندگی پروفسور"محمود حسابی" داريد از طريق سايت برايم بفرستيد، الان حدود چهارده ماه است به کمک جمعی از دوستانِ نازنينم روی آن تحقيق می کنيم، بالطبع بايد اطلاعات داده شده از جانب شما اعتبار و سنديّت داشته باشد، قطعا اگر از آن داده‌ها استفاده کردم اجر مادی و معنوی فرستنده محفوظ خواهد بود.

یک کار ديگر هم در دست نگارش دارم که تقريبا تمام شب های مرا حداقل تا دو ماه آینده به خود مشغول خواهد کرد و آن نگارش يک فيلمنامه سينمايی است با حال و هوای طنزِ موقعیت، اجازه بدهيد تمام کنم، بعد اطلاعات کامل آن را خدمت شما خواهم داد. به طور معمول کارهای روزانه ام را نيز انجام می‌دهم. تورق روزنامه ها در صبح، انجام کارهای دفتر، ديدار و جلسه و گفتگو، نامه نگاری و تلفن بازی و پيگيری قول و قرارها و برنامه‌ها. حتما در هفته سه چهار مرتبه به کتابفروشی‌ها (اغلب، طرح نو - مرکز- نيلوفر- مهناز- شهر کتاب - ققنوس - طوس - علمی - چشمه- پنجره - ثالث - نی - آبی و غيره) سر می زنم، نمی‌خواهم بی‌خبر بمانم از تازه‌های نشر. در هر شرايطی حداقل روزی دو ساعت را مطالعه می کنم و اگر در اين ميان فرصت شد، زندگی هم می‌کنم، نه اشتباه کردم، اين‌ها، خودش يعنی زندگی (البته به خانواده هم می‌رسم) اين روزها کمتر فرصت می کنم سر صحنه سریال شبی از شب ها بروم از این بابت می‌دانم، عزيز نازنينم مجيد اوجی ( تهيه‌کننده سريال) و يار ديرينم رضا کريمی (کارگردان سريال) از دست من حسابی دلخورند، حق هم دارند، جبران می‌کنم انشاءالله. خوب ديگر مانده چه بگويم، آهان، راستی محمد اطبائی با حکم دکتر نشان شد مسئول بين الملل مرکز هنرهای نمايشی، انتخاب خوب و به جايی است. محمد اطبائی را از سالها پيش، زمانی که با عليرضا شجاع نوری در بنياد سينمايی فارابی کار می‌کرد، می‌شناسم، در چند سفر هم با هم بوديم. مدير قابل و زرنگی است. طی سالهای گذشته (با اميدواری بيشتری نسبت به گذشته) مستقل از مجاری دولتی برای عرضه محصولات سينمايی ايران به خارج از کشور تلاش زيادی کرد (هرچند فقط فعاليتش مثل بخش بين‌الملل فارابی محدود به حضور جشنواره ای فيلم‌ها بود و در زمينه اکران عمومی فيلم‌های ايرانی در خارج برای ارزآوری موفقيتی نداشت) اميدوارم تجارب به نسبه ارزشمند او در زمينه سينما، به کار هنر نمايش بيايد. واقعيت اين است که به نسبت سينما، تئاتر عرصه محدودتر و مشخص‌تری در حوزه بين‌المللی دارد. جشنواره‌ها و مجامع تئاتری معتبر، به مراتب کمتر از گونه‌های مشابه در سينما است و پيش بينی می‌کنم با درايتی که او در اين سالها پيدا کرده و حمايتی که به طور قطع از او در ابتدای راه خواهند کرد ، ارتباط بين المللی تئاتر را ، که ظرف چند سال گذشته به جايگاه خوبی رسيده تداوم داده و حتی گسترده‌تر کند. اکنون تئاتر ايران با شناختی که از حضور مداوم خود نشان داده به راحتی می‌تواند در صحنه‌های بين‌المللی عرض اندام کند. بايد منتطر ماند و برنامه‌های او را ديد و دنبال کرد. برايش از عمق جان آرزوی توفيق دارم. و اما "دوئل" اين فيلم ماحصل قريب به چهار سال فعاليت مداوم احمدرضا درويش و موسسه فرهنگ تماشا است. فيلمی عظيم و ملی، در قد و اندازه‌های جهانی. همان طور که می‌دانيد، در جشنواره بيست و دوم فجر اولين نمايش خود را داشت و نامزد دريافت جايزه در يازده رشته بود و در مراسم اختتاميه توانست هفت سيمرغ بلورين را به خود اختصاص دهد. به جرائت می توان گفت دوئل عظيم‌ترين پروژه تاريخ سينمای ايران (توليد شده در بخش خصوصی) است، يک پروداکشن حرفه‌ای و قوی پشتوانه فيلم بوده و تقی عليقلی‌زاده و خود احمدرضا درويش با مديريت منابع و رای‌زنی‌های سه ساله محصولی با اين کيفيت به سينمای ايران عرضه کرده‌اند و باعث تحول کيفی در بخش فنی و توليد آثار عظيم سينمائی شده‌اند.اين فيلم اولين فيلم با صدای دالبی ديجيتال ايرانی است و برای اولين بار قرار است هم زمان با ايران در بسياری از شهرهای جهان (توسط شرکت به نگر) با زيرنويس به زبان‌های مختلف اکران شود. اين فيلم همچنين منتخب داوران آموزش و پرورش، سازمان ملی جوانان و نيروهای مسلح نيز هست. سعی می کنم در روزهای آتی در اين خصوص بيشتر بگويم.