درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
جمعه 19 تیر 1383
موضوع: روزنوشت
● روزهاي ناب خاطره...

اول:
پس از وقفه اي حدوداً يک ماهه، شايد به علت مشغله زياد ( و اينکه بالاخره نفس من هم نيازمند قدري خودنمائي است ) ، سه شنبه شب ، سري زدم به محل تصوير برداري مجموعه تلوزيني " شبي از شب ها " در حوالي ميدان يکم شهران ، هم به جهت ديدن ياران وهم زيارت مجيد اوجي ، تهيه کننده . حس خوبي داشتم در راه و آنجا ، به خصوص که ديدم ، همه چيز خوب و با آرامش پيش مي رود . ديدم اين حرفه هم عجب دلپذير و جذاب است . من مطمئنم اگر قرار بود بار ديگر به دنيا بيايم همين حرفه را دنبال مي کردم . نمي دانم اگر روزي مجبور شوم شغل ديگري بگيرم زنده مي مانم يا نه . شايد هم ماندم . مگر آدمي چقدر اختيار خود را دارد ؟ يا چه کسي از آينده خبر آورده ؟ بگذريم . تا اين ساعت که در خدمت شما هستم ،

هفت قسمت از مجموعه ، تصوير برداري شده است و مانده نوزده قسمت ديگر . مجيد اوجي دوست با مرامم ناغافل ، درماه گذشته دچار عارضه قلبي شد و کارش به بيمارستان و عمل جراحي کشيد و خوشبختانه خطر از بيخ گوشش گذشت . با هم در لوکيشن ( به قول جماعت سينما و تلوزيون ) سه ساعتي گپ زديم . حالش خوب بود . محسن شاه ابراهيمي عزيز هم آمد و پايه گپ کامل . محسن اين روز ها يک سرش بند شبي از شب ها است ، سر ديگرش در تئاتر و قسمت اعظم وقت و وجودش سر سريال عظيم مختارنامه اثر داوود مير باقري است که الان در احمد آباد مستوفي در حال فيلمبرداري است . با رضا کريمي هم گپي زدم ، سرپائي ، چون که سخت مشغول بود . قرار شد در خصوص چهار قسمت آخر کمي صحبت کنيم که گفتم بهتر است دو قسمت اول و دوم که تدوين شده را ببينم بعد ، قرار افتاد به پنجشنبه.

دوم:
صبح پنجشنبه رفتم دفتر اوجي ، باران فيلم ، با او که بازهم بهتر شده بود نشستيم به تماشاي دو قسمت " شبي از شب ها ". الحق از کارهاي معمول يک سر و گردن بالاتر بود . ( کي گفته ماست من ترش است که من نفر دومش باشم ) باور کنيد حس غريبي دارد ، تماشاي قصه و شخصيت هائي که شب هاي متوالي ، در خلوت انديشه و تنهائي خلق مي کني ، هر چند ، متن ها ، توسط کارگردان با نظرگاهي ديگر ، موجوديت و حيات مي يابند . خيلي با اوجي پيرامون ، آنچه ديديم صحبت کرديم و نقاط قوت وضعفش را برشمرديم . به نتايج خوبي هم رسيديم . هم اوجي ، تهيه کننده اي حرفه اي است و در کارنامه اش اثر ضعيف ندارد ، هم رضا کريمي ، کارگردان شايسته و با هوشي است و در کارنامه اش تعداد زيادي اثر خوب در مقام دستيار کارگردان ، دارد و سه فيلم سينمائي ( " عسق بعلاوه دو" ، " هزارن زن مثل من " و" تب ") در مقام نويسنده و کارگردان . اميد وارم اولين تجربه تلوزيوني او نيز همراه با موفقيت باشد.

سوم:
پس از از پايان تماشا و گفتگو ، راندم به سوي دفتر تماشا و انجام امور جاري ، بعد از ظهر جلسه اي داشتيم در خصوص اکران جهاني فيلم " دوئل ". جلسه پر بار بود . قطعاً در اولين فرصت خبرهايش را اعلام مي کنيم.

چهارم:
عصر هم رفتم تئاتر شهر ، قدري با دوستان نازنين ، حسين پارسائي و حسين مسافر و... گپ زديم و في الجمله ، يک جا کل معضلات فرهنگي بشر را تا ساعت شش و سي و پنج دقيقه حل کرديم و پرونده اش را بستيم . بعد رفتم به تماشاي دو نمايش در سايه . يکي " روزهاي زرد " ، کار ايوب آقا خاني و ديگري " ماده 1133 " کار سعيد شاپوري . آمدم خانه شروع کردم در موردشان نوشتن ، دلتان خواست در همين سايت به بخش نمايشنامه برويد و بخوانيد.