درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
یکشنبه 8 شهریور 1383
موضوع: روزنوشت
● جهان را به دانش توان ساختن.

نميدانم چه اصراری داريم در اين مّلک، بسيار چيزهای بی ربطِ به هم را با انواع و اقسام ترفند و لاف و گزاف به هم مربوط کنيم. گرفتن مدال طلا در المپيک بسيار با ارزش است و قهرمان شدن يک ارزش و به غرور ملی ملتی کهن و لايق می افزايد. شک نيست بايد پاس زحمت و غيرت داشت. بايد عزت و فخر داد و به اندازه و در خور تجليل کرد. اما زمانی که به شکلی بی منطق آنگونه رفتار می کنيم يا در رسانه هايمان چّنان تبليغ می کنيم که گوئی با گرفتن يک يا دو مدال مُطلا بر دشمنانی غدار فائق آمده ايم، يا با اين همت مردانه تمامی حق بر تماميت کفر و باطل پيروز گشته، کار قدری پيچيده می شود. گاه با نادانی صحنه ورزش را به ميدان کارزاری بزرگ بدل می کنيم و کارمان به آنجا می کشد که توقع ملی را آنچنان بالا می بريم که شکست يا نگرفتن مدال مترادف شکست غرور ملی می شود، غافليم چه سان با نادانستگی ريشه ی اميدها و آرمان ها را می خشکانيم، بد تر آنکه پای اعتقادات مقدس دينی و باورهای قلبی و ايمانی ملتی بزرگ را هم با اعمالی کاملاً تجربی و علمی که فقط با سرمايه گذاری به اندازه و تمرين و ممارست و آزمون وخطا نتيجه می دهد، گره می زنيم. آيا آنان که مدال های بی شمار به خانه می برند جهان حق را به زير کشيده اند؟ ابداً منکر سياست بازی های رايج در اينگونه حرکت های جهانی و فراگير نيستم، اما اين ها همه يا مبنای کلان اقتصادی دارد و يا برتری طلبی، اما ما که به ظاهر نيتی غيراز اين داريم، چرا آنرا به سرنوشت کشورمان و اعتقادات پاکمان، پيوند می دهيم؟ نميدانم شايد به اين لحظه های زود گذر هيجان، فرا تر و بيشتر از شادی و شورو شعور دائمی ملی نياز داريم و عده ای در اين ميان در پی افکاری ديگراند. اينکه قهرمانی در المپيک مدال می آورد چه ارتباطی به فلان مقام سازمانی يا مدير فلان شبکه تلوزيونی دارد که از سر شب تا آخر بيش از سی بار بايد به اشکال گوناگون حتی بيش از خودِ آن قهرمان بر صفحه رسانه ای بزرگ خودنمائی کند، جای تامل دارد. آيا به جد نمی دانند آثاری وارونه دارد و خان و مان ويران می کند؟ آنچه در تاريخ ادب و هنر اين ملک خوانده ايم حکايت تدبير و خرد و حکمت و تيز بينی است اما تو گوئی با اين عوام زدگی های مفرط، بيهوده ای بيش نبوده است...