درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 31 شهریور 1383
موضوع: روزنوشت
● هنر سياسی و سياست هنری

با اين سخن جناب مهندس ميرسليم که در اواخر دوران حضور در وزارت ارشاد فرمودند، با تعبير و برداشتی ديگر موافقم که، هنرمندان نبايد در اُمور سياسی دخالت کنند يا وارد شوند. هنرمندان را چه کار به سياست؟

بنده معتقدم، سياست مدعيان خاص خودش را دارد، آن هم به حد وفور، اما هنر و هنرمند ی، علی رغم داشتن مدعی بسيار، پالايش غريبی دارد و سره از ناسره، خوب بازشناساند و بی هنر زود رسوا سازد، اما درسياست چنين نبوده ونيست و برای نيل به مقصود به هر در می زنند. مردان هنر را، رفتن به سمت و سوی سياست کوچک وحقير می سازد، چه که آن ها در حوزه جولان هنر خويش حاکمانی پر قدرند، درعرصه سياست بازی و بازی سياست، پشتوانه توان خلق مدام، صداقت ذاتی، صراحت بيان و روحيه لطيفِ آن ها مشکل آفرين است و اغلب راه و رسم سياست نمی دانند. آن ها خود ناقدان چيره دست زشتيهای عالمند و تکثير کننده پاکی ها.
بهروز افخمی چهار سال عمر گرانمايه خود را در مجلس ششم صرف کرد و تأثيرش چنان بود که مردی سياست پيشه با دانش و درجه ای به مراتب کمتر از او می توانست داشته باشد، اما سينمای ملی ما در اين مدت از برکات وجودی اين اعجوبه تصوير و معنی محروم شد. اگر در آن زمان و اکنون تمام مجلسيان را فراهم آوريم که با هم به پرداخت يک سکانس از سريال کوچک جنگلی افخمی همت کنند، شايد نتوانند. نمی خواهم زحمت و تلاش مردمی و موثر پاره ای نمايندگان فرهيخته را در هر دوره منکر شوم، حرف بر سر تأثير گذاری ماندگار هنرمند است، و الا در عالم سياست هم، گاه اثر وجودی يک تن تحولاتی شگرف و بنيادين را باعث می شود. اگر مجيدی و حاتمی کيا و درويش و مخملباف و راعی و گراميانی از اين حرفه، به کارحتی جدی سياست مشغول شوند، پس چه کس باران و رنگ خدا و ارتفاع پست و سرزمين خورشيد و کيميا و سفرقند هار و تولد يک پروانه و... بسازد؟

شايد عنوان شود برای هنرمندان با شناختی که دارند، لازم است نمايندگانی از جنس خود، وارد عرصه کلان تصميم گيری و برنامه ريزی کشور شود و از حق و حقوق جماعت هنرمند دفاع نمايد. برای انجام اين مهم کافی است از بين فرهيختگان فرهنگی آشنا به مبانی هنر و روانشناسی و جامعه شناسی و اقتصاد هنر، که بسيارند، کسانی انتخاب کرده روانه کنند، تا چاره کار شود و خود به خلق اثر پردازند که بس نيکوتر است. ضمن آن که بايد کاری بشود تا بر مبنای آن برنامه ريزی ی صورت گرفته جهت گيرد و الا اگر در برنامه ای هزاران پروژه هنری تعريف شود ولی هنرمندی برای انجامش نباشد راه به جائی نخواهد برد. تجربه نشان داده اغلب مواقع در اين مُلک، مشکل، برنامه ی مدون و بودجه و تخصيص اعتبار نيست، مشکل اساساً عمل نکردن و يا بد عمل کردن قانون خوب است و برخورد جناحی و خطی با هنر و هنرمند. هيچ عقل سليمی مخالف برخورد با تخلف و متخلف نيست، چه که در ماجرای جشن سينما مختصر مشکل پيش آمده سريعاً توسط خود صنف محکوم شد. اما هر جرم را تعريفی است و مجازاتی معين. اين که در يک مقطع حساس به بهانه برگزاری جشن سينما به شکلی هماهنگ هجمه ای عليه تماميت اعتبار سينما رخ می دهد و به تبع آن، بعد از چند روز جار و جنجال و جو سازی جنبی توسط افراد بی خبر از اصل ماجرا، به ناگهان، طی بيانيه ای رسمی کليت سينما مورد توهينی باورنکردنی واقع می شود و کار به انجا می رسد که کسی به شکلی باورناپذير در جريده ای مدعی می شود، علت العلل فاجعه شرم آور قتل بيست و نه کودک مظلوم و بی دفاع به دست يک گرگِ هار، هزينه کردن بيت المال به پای سينماگران است، همگی نشان از تأثير گذاری اين هنربی رقيب دارد. کدام حرفه چنين اثری مجذوب کننده دارد؟ کيست که نداند هنرمند با ذره ذره کرشمه هنرش عالمی را مبهوت پيام های انسان ساز خود می کند. مشکل، حجم حسادت برانگيز و گسترده مخاطبانی است که دارند. مخاطبانی مختار که با صرف هزينه و وقت، طی طريق کرده به سينما رفته چشم هوش به پرده ذهن و انديشه هنرمند سينما می دوزند. با اين وصف ديگر هنرمند صادق توانا نه به تريبون ديگری نياز دارد و نه به جنجال آفرينی و سياست بازی های معمول. اين تنها هنرمند است که به تعبير بزرگی فهيم، با پوشاندن لباس هنر به مفاهيم والا رنگ جاودانگی به آن ها می بخشد، و اين تنها هم اوست که بيش از هر کس جامعه را آرام و بی التهاب و سلامت می خواهد و جهد مدام در اين زمينه می کند.
هنرمند زيرک سينما بايد به شکل جمعی، با شناسائی دقيق آفات درون نهاد و طرد آن از خانواده سينما، با درايت از دام اين ورطه موقتِ کاذب، خود و حرفه نجيب خود را وارهاند و پاسخ تمامی اين بی مهری ها و حرمت شکنی ها را در اثار هنری و خلاقه بدهد نه در صحنه نابرابر جو سازی و بی منطقی و تهمت، که آن يک اثری جاودانه دارد و اين يک موقت و گذرا. مگر نه اينکه اين همه آثار با ارزش افتخار آفرين، محصول برکت افکار و دستان اعضای محترم همين سينماست؟ آن چه مسلم است، هنرمندِ متعهدِ امروز، از هر سياست مداری، جامعه و سياست و ديانت و مردم داری و صنف خود را بهتر و عميق تر درک می کند و می شناسد، به همين خاطر از هم اکنون بايد توسط عده ای تحقير شود و چو بيد برسر ايمان خويش بلرزد، تا به وقت موعود از دخالت در سياست آنطور که مردم را به جوش و خروش وادارد و جهت دهد، حذر کند و ديگر در اين سرزمين تجربه وحدت بخش قبلی تکرار نشود.