درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 8 مهر 1383
موضوع: روزنوشت
● سلام، خدا حافظ...

به بهشت نمی روم اگر...
مادرم
آنجا نباشد.

* * *

عده ای جنگ را ديدند، عده ای جنگ را شنيدند، اين ها خيلی سخت حرف هم را می فهمند

برگرفته از نمايش اطاق رويا

* * *

سلام، خدا حافظ

سلام، خدا حافظ... يعنی تو کجائی عشق بی عاشق من
های... های...
تو کجائی نازی، عشق بی عاشق من

* * *

به بهشت نمی روم اگر...
مادرم
آنجا نباشد.

* * *

خيلی وقت بود که قرار بود حسين نواری ديگر بيرون بدهد که نمی شد، تا اين که دو سه ماه پيش معظمی به زور حسين را کشاند تا استوديو پارت، تا همراه پرويز، سلام ، خدا حافظ را ضبط کند و بالاخره با همه وسواس ها و بد قولی های حسين، کرد. حاصل، کاست زيبا و دلنشينی شد که قراربود در بود حسين در بيايد، اما خوب... حالا قرار است در نبود ش به بهانه چهلمين روز عروج او بيرون بيايد.
الان دارم گوش می کنم...
شروع می شود با صدای پر حس پرويز پرستوئی و بعد حسين دنباله اش را می گيرد و می خواند...
حسين آواز هم می خواند، لری می خواند و چه خوش می خواند...

من حسين ام، پناهی ام
خودمو می بينم، خودمو ميشنوفم، خودمو فکر می کنم
تا هستم، جهان ارث بابامه
سلاماش، همه عشقاش، همه درداش، تنهائياش...
وقتی ام نبودم
مال شما.

* * *

اين کاست به همت معظمی در انتشارات دارينوش در آمده است.

salam va khodahafez.jpg

روزی که قرار بود با جمع دوستان به نوشته ای برای روی سنگ قبرش فکر کنيم هر کس چيزی گفت و يکی گفت روی آن سنگ ساده بنويسيم:
حسين پناهی
شاعری...
نويسنده ای...
بازيگری...
کارگردانی...
و انسانی...
که آمد شهريور 1335
و رفت مرداد 1383

* * *

قرار است به همت اداره ارشاد ياسوج مجلس بزرگداشت هنرمندانه ای با حضور خانواده بزرگ سينما، تلوزيون و تئاتر در ياسوج به مناسبت چهلم او در تاريخ شانزدهم مهر ماه برگزار شود. کتاب يادبودی هم منتشر می شود. همين نوار سلام، خدا حافظ هم عرضه می شود. ...
هرکس از دوستان هنرمند که دوست دارند در آن تاريخ آنجا باشند با شماره 8966417 دفتر محمد مختاری برای هماهنگی تهيه بليط هواپيما تماس بگيرد، همين.


* * *

درک زيبائی، درکی زيباست!
سبزی سرو فقط يک سين الفبای نهاد بشری!
حرمت رنگ گل از رنگ گلی گم گشته است!
عطر گل، خاطره عطر کسی است که نمی دانيم کيست،
می آيد، يا رفته است؟