درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
یکشنبه 12 مهر 1383
موضوع: روزنوشت
● جشنواره، جشنواره

Untitled-1.jpg

فردا نوزدهمين دوره جشنواره بين المللی فيلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان افتتاح می شود.

اين جشنواره در طی عمر نوزده ساله خود با فراز و نشيب های بسياری مواجه بوده و به دليل تغير دم به دمِ مديران تصميم گير و يا نگاه مصلحت گرايانه و اغلب سياسی به اين پديده، گاه توانسته جريان ساز و موثر باشد و بر رونق توليدات بصری ويژه کودک و نوجوان موثر باشد و گاه مثل سال قبل تبديل به ميتينگ سياسيونِ بی خبر از دنيای زلال و بی آلايش اين گروه سنی شده و موقعيتی فراهم آورده تا بی ذوقی و زمختی بر اين رويداد بزرگ حاکم شود. در طی اين سال ها بعضاً به خاطر بی تدبيری مسئولين وقت، يک سال تعطيل شد، يک سال به کرمان رفت، يک سال به تهران آمد و سالی ديگر بی رونق و بی صدا و بی تأثير آمد ورفت و مبداً هيچ تحول و اتفاقی نشد. اميد می رود امسال به دور از آن اتفاقات، جشنواره با شکوه هر چه تمامتر برگزار شود و برکات بسياری برای سينمای ملی با خود داشته باشد. در اين که اين رويداد جذاب فرهنگی تا چه پايه از اهميت برخوردار است هيچکس ترديد ندارد، بخصوص که ايران داری جوانترين جمعيت جهان است و مديران جامعه در قبال اين جمعيت و تأمين خوراک فکری برای آن مسئولند.
اگر عمر و فرصتی بود، زمانی روند شکل گيری و طی طريق نوزده ساله آن را با ارائه آماری دقيق بررسی خواهم کرد.
امشب داشتم به اجمال مروری می کردم بر انتشارات دوره های مختلف اين جشنواره. در طی چهار دوره که مدير آن بودم همه ساله مطالبی را برای کاتالوگ و بولتن آن می نوشتم. بسياری از مطالب بر مبنای آمار و ارقام و سير تحولاتِ موثر برکميّت وکيفيّتِ سينما تحرير می شد. هر چند بسياری از آن آمار نا اميد کننده هنوز هم پا برجاست و اين احوال کماکان بوی تازگی می دهد و نقلش بد نيست، ولی به خاطر مطول بودن آن ها با يد در شرايط و جايگاهی ديگر مورد استناد و استفاده قرار گيرد، با اين حال تصميم گرفتم بخش کوتاهی از يک مطلب را که به عنوان پيش درآمد کاتالوگ دوره چهاردهم نوشته بودم، اينجا نقل کنم.

پيامبران، از دنيائی ديگر آمده اند و بقيه هم، اما آنان تا آخر رنگ و بوی فطرت را با خود دارند و ديگران هر چه عمر می گذرد رنگ می بازند. اين ميان، کودکان تازه اند و تازه از دنيائی ديگر آمده اند و به همين اندازه متفاوتند و به زندگی و مناسبات آن عادت نکرده اند و هنوز تا تبديل شدن به شهروندی پيچيده فرصت دارند.
يک انسان چهل ساله، چهل سال از آمدنش گذشته است، اما يک کودک هفت ساله فقط هفت سال است که از آن سو آمده و به همين اندازه به ذات طبيعت نزديک تر است. به همين قياس سينمای کودک و نوجوان نيز به ريشه ی فطرت نزديک تر است، چون مخاطب است که رنگ کلام و پيام را به هنرمند تحميل می کند، لذا سينمای کودک نيز تازه، پاک، زلال، ساده، صميمی، شاد و اميدوار کننده است.
سينمای او از دو رکن اساسی و تقريباً لازم شده ی سينمای امروز بزرگان که بی پروائی و خشونت است، دور و بری است. در سينمای او سانسور و حذف کمتر راه دارد و آن را می خراشد. سينمای او همه را محترمانه مجبور به پوست اندازی می کند. سينمای او به او نزديک تر است تا سينمای بزرگان به بزرگان و بزرگ شدگان. بزرگان هر جا و جغرافيا باشند، به رنگ آنجايند. يک مرد پنجاه ساله عرب، يک زن شصت ساله اروپائی، يا چهل ساله چينی با هم بسيار متفاوتند و سينمايشان نيز. اما کودکان سراسرعالم تقريباً شبيه هم اند. به يک گونه طالب محبت اند و مثل هم عشق می ورزند و سينمايشان نيز...

نسل ها ازپی هم می آيند و می روند. کودکان بزرگ می شوند و در بزرگی تاريخ را می سازند ولی کودکان و سينمايشان همچنان با لطافت، تاريخ نسل ها را پالايش می کند...

و اما حرف آخر، زيباترين انديشه ها آنهائی است که در پس ذهن هنرمندان است و منتظر، تا روزی روزگاری زمينه بروز پيدا کند. بهترين فيلم ها هنوز ساخته نشده اند. اين نسل که امروز مخاطب است روزی ديگر لاجرم خواهد گفت!