درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 18 آبان 1383
موضوع: روزنوشت
● کمی درد و دل با خود

پريشب، دوستی صميمی مرا قابل دانست و يک دل سير با من درد و دل کرد.

. نمی دانم در اين روزگار که نيمی بيشتر از انرژی وجود، صرف خنثی کردن امواج منفی می شود که از هر سوی به سمت آدم می آيد، چگونه می شود سنگ صبوری موثر بود برای ديگران. به آن دوست فهيم گفتم، می توان از خود کسی ساخت و شاهد گرفت بر بلندای زندگی، کسی که کامل شده ی خود است، کسی که آرزوی شدنش را داريم و آنگاه در هر لحظه او را ناظر دانست، با او حرف زد، با او مشورت کرد، از او اجازه گرفت و با او دعوا و گاه خود را به دست او مجازات کرد. حالتی که بسياری ناخودآگاه دارند. اينطور، آدمی، خود را تنها احساس نخواهد کرد. اين فکر کردن های در تنهائی و گاه در جمع، همان گفتگو و مشورت با خود است، با خودی کاملتر از آن خودی که سر تا پا نياز است و راه می رود و تحمل بار امانت زندگی را با خود تقسيم کرده است.
امروز داشتم به آن حرف ها می انديشيدم، ديدم اين نوشتن ها برای من و بسياری همان فکر کردن در تنهائی است، منتها با صدائی بلند. از خدا که پنهان نيست، از خودم نيز پنهان نباشد، اصولاً اين روزها در مورد نوشتنی اينگونه دچار ترديدم. هرچند هميشه آن چه نوشته ام برای خود نوشته ام و هرگز از تشويق ها به شعف نرسيده ام و از ذم کسی کوچکترين ترديد به خود راه نداده ام.

کم کم داريم عادت می کنيم، سپيدی لابلای کلمات را بخوانيم و سکوت را بشنويم. هميشه نوشتن چاره درد نيست. گاه بايد فکر را با خود پخته کرد و سپس بر ذهن جاری کرد.

به خود گزارش می دهم، سخت مشغول اکران فيلم " دوئل " ام، تمام هوش و حواس و وقتم را عاشقانه، گرفته است، از چهارشنبه، بيستم آبان، در گستره ای وسيع، در داخل و خارج، ميزبان چشم های تماشاست. اندکی که لازم است در مصاحبه با مجله صنعت سينما گفتم و به يادگار متن آن گفتگوی کوتاه را در همين سايت در بخش متفرقه گذاردم، به اسم مصاحبه.

طرح بيست و شش قسمتی سريال تلوزيونی " به کلی سرّی " را تمام کردم و دادم دست مجيد اوجی، تهيه کننده اش، قرار است برای شبکه دو ساخته شود، کار سنگين و بزرگی است.

شبی از شب ها تمام شد، اواخر تدوين را می گذراند، چند قسمت اش را ديده ام، کار صادقانه و خوبی شده است. باشد تا به وقت پخش ببينيم، مخاطبانش چه خواهند گفت.

اميد دارم، از تجربه دوئل سربلند بيرون آئيم و من بتوانم تمام وقتم را بگذارم روی نوشتن فيلمنامه مرد مردستان دانش که تصويری دلچسب است از زندگی جذاب پرفسور محمود حسابی. بخش کوتاهی از قسمت اول آن را در بخش فيلمنامه همين سايت گذارده ام.

حرف با خود بسيار دارم، هفته ديگر اگر زنده بودم خواهم گفت. عجالتاً اگرمثل من دلتنگ خود شديد، مطلب، آئينه و لحظه ها را در بخش براده ها بار ديگر مرور کنيد، به آن دوست هم دادم خواند، آرامش کرد، فکر کنم.