درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
سه شنبه 1 دی 1383
موضوع: روزنوشت
● مصاحبه

متن کامل مصاحبه با مجله وزين فيلم شماره 326 ديماه 1383

توضيح:
اين مصاحبه بعد از پياده شدن از نوار، براساس قول و قرار و توافق با دوستان مجله، توسط اينجانب با دقت و وسواس اصلاح و به صورت تايپ شده به دفتر مجله فيلم ايميل شد و سپس براي اطمينان، فلاپي متن مصاحبه نيز با پيک ارسال گرديد. متأسفانه، متن چاپ شده در مجله تحت عنوان " يک تجربه درست " در صفحه 28 علي رغم اطمينان داده شده از طرف مسئولين مجله، حاوي مقدارزيادي غلطِ فاحش املائي، دستوري و مفهومي است و در پاره اي موارد حذف و اضافات بسياري صورت گرفته که به مقصود اظهارات به شدت لطمه زده است. اين اقدام غير حرفه اي از نظر حقير با توجه به نوع نگرش و حجم عظيم کار در اين نشريه تخصصي با سابقه، تا حدودي قابل درک است. چنانچه از قبل مي دانستم دوستان قديمي ام در اين مجله چنين برخورد مي کنند، دعوت به مصاحبه را ابداً نمي پذيرفتم. به هر جهت، ضمن اينکه صريحاً اعلام مي کنم متن چاپ شده به هيچ عنوان مورد تأئيد اينجانب نيست، متن کامل و مورد تأئيد که قبلاً به دفتر مجله ارسال شده، بدون کم و کاست در پي مي آيد، ضمناً نسخه اي از آن نيز در سايت اختصاصي فيلم دوئل گذارده مي شود.

گفت و گوي مرجان رياحي، خبرنگار مجله فيلم با حسين پاکدل مدير ستاد اکران فيلم دوئل.

يک تجربه درست

" دوئل به جز ابعاد عظيم توليد، در مرحله پخش و اکران هم تجربه هاي جديدي را مطرح کرد که در حيطه نمايش داخل ايران، تشکيل رسمي ستاد اکران و معرفي حسين پاکدل به عنوان مدير اين ستاد، مهم ترين آنهاست. به اقدام هاي انجام شده براي اطلاع رساني و تبليغات فيلم، پيش از اين اشاره شده و پاکدل در باره ذهنيت و برنامه ريزي که پشت اين حرکت وجود داشته صحبت مي کند. "
مرجان رياحي

• چه شد که تصميم گرفتيد براي دوئل ستاد اکران تشکيل دهيد؟

خلق و توليد محصول هنري يک بحث است و عرضه آن يک بحث ديگر. تجربه، طي سالهاي گذشته نشان مي دهد، در زمينه معرفي و ارائه درست آثار هنري دچار مشکل و فقريم و اين بليه در عرصه هاي مختلف هنري نمود دارد. طبيعي است هر اثر هنري، معرفي ويژه خود را طلب مي کند. سينما اساساً به دليل آنکه حيات و دوامش، رابطه مستقيم با حجم مخاطب دارد، نبود يک راهکار حرفه اي پخش، بيشتر خودنمائي مي کند. تا کنون بسيار ديده شده که عرضه غلط و اکران ضعيف، بسياري از فيلم ها را نابود کرده است، يا به آن ميزان در خور، مورد توجه واقع نشده است، حتي فيلم هائي که از نظر هنري و کيفيتِ ساخت انصافاً ارزشمند و درخشان بوده اند. بايد توجه داشت، يک فيلم اگر در مرحله توليد و حتي در دوران تدوين نهائي و صداگذاري، به مشکلي جدي بر بخورد، مي توان با صرف هزينه و وقت، يک پلان يا يک سکانس را بازسازي کرد، اما عرضه ي فيلم تابع اين قرارو قاعده نيست، اکران هر فيلم مثل زايش و تولد، يک مرتبه بيشتر رخ نمي دهد، اگر اشتباه يا کج سليقگي صورت گيرد، بلور وجود فيلم مي شکند و ديگر امکان بند زدنش نيست، حتي به دست ساحران خبره. به همين خاطر، براي اکران دوئل لازم بود تمامي جوانب کار سنجيده شود تا درصد اشتباه و آزمون و خطا، به کمترين حد خود برسد.
در کشور ما اکران يک فيلم به عوامل متعددي بستگي دارد، از روش هاي سنتي اکران گرفته تا فرمول هاي رايج و بعضاً ناپسند تبليغ و پرهزينه بودن تبليغات مناسب و در شأن هر فيلم و پراکندگي و محيط نامناسب سينماها و محل هاي نمايش و رقابت هاي بدوي نانوشته ولي موجود، تا حيف و ميل کردن سرمايه تهيه کننده توسط دست هاي پنهان و پيداي در مسير نمايش و از همه مهمتر کمبود ظرفيت نمايش و غير استاندارد بودن سينماها در کشور، همه و همه سازندگان دوئل را برآن داشت تا به حداقلي از استاندارد، در اين مرحله دست پيدا کنند. لازم بود به همان ميزان که دوئل مناسبات توليد فيلم را دگرگون کرد، اکران آن هم براي کليت سينماي کشور ثمربخش و بدعت گذار باشد. اين همه بستگي دارد به اين پيش فرض که بپذيريم، دوئل يک فيلم معمولي و عادي نيست، پس اکرانش هم برمبناي روال گذشته نبايد باشد. اين فيلم بايد بتواند جايگاه در خورش را، آنطور که بايسته است پيدا کند، لذا موسسه فرهنگ تماشا، به عنوان تهيه کننده، بنا را بر اين گذاشت که در قد و اندازه و قواره فيلم با روشي تجربه شده در دنيا، فيلم را عرضه کند. ضمن آنکه دوئل به شدت استعداد آسيب پذيري و شکست را به خاطر مضمون و محتواي جنگي داشت و بسياري از حرفه اي ها و کارشناسان اين صنعت، ابداً اکران موفقي براي آن متصوّر نبودند و اين اواخر به اکران ناموفق فيلمي مشابه در تابستان امسال استناد مي کردند. خدا را شکر تشکيل ستاد اکران و برنامه ريزي درست و فراگير، تجربه نويني در اين حيطه، براي سينماي ملي ايران به ارمغان آورد.


• مورد تشکيل ستاد اکران در شهرستان ها چگونه است، افراد از تهران مي روند يا محلي هستند و اصولاً چه وظيه اي به عهده دارند؟


به خاطر آنکه اکران فيلم در سطح ملي انجام شد، لازم بود در مقياس کوچکتري از تهران، در شهرستان ها نيز ستادهاي محلي اکران تشکيل شود و همين وظائفي که ستاد در اينجا عهده دار بود، در شهرستان ها زير نظر ستاد مرکزي انجام دهند، وظائفي مانند، نمايندگي تهيه کننده، ارتباط با سينما، انجام تبليغات شهري و مطبوعاتي، تلوزيوني، آمارگيري، جمع آوري و انتقال اخبار، ارتباط با نهادها براي پيش فروش و برنامه ريزي نمايش هاي اختصاصي، هماهنگي با مدارس البته غير از ابتدائي، جذب حامي، برگزاي مراسم افتتاحيه و نشست هاي جنبي و غيره.


• انتخاب شما به عنوان مدير ستاد اکران چه گونه صورت گرفت؟

اولاً آقاي درويش از دوستان ديرينه من هستند و شخصاً به دور از رفاقت به آثار ايشان علاقه دارم. او از جمله انسان هاي هنرمند پرجوش و خروشي است که عادت دارند ذوق و شوق و انرژي خودشان را به ديگران منتقل کنند و از اين هم انديشي، اتفاقات بزرگ و برکت بخش بيافرينند. از چند سال قبل صحبت از دوئل بود و تقريباً در جريان بودم چه پروژه عظيمي در حال شکل گرفتن است، اما به واقع توقع اين حجم از عظمت را نداشتم، تصورم در حد کيميا و سرزمين خورشيد بود. وقتي در بي خبري عمدي، فيلم تمام شد، من درگير کارهاي خودم در صدا و سيما و تئاتر بودم. مدتي بود، به خاطر پايان دوره مأموريت، از مديريت تئاتر شهر استعفا داده و به عنوان مشاور در کنار تئاتر فعاليت داشتم و در بقيه مواقع به نوشتن براي تلوزيون و کار توليد اشتغال داشتم. همان وقت آقاي درويش با بنده تماس گرفتند و طرح موضوع کردند. در وحله اول هدفشان اين بود که به من بفهمانند دوئل چگونه فيلمي است. در فرصتي پيش از اتمام صدا گذاري، به اتفاق به استوديو بهمن رفتيم و حدود بيست دقيقه از فيلم را ديديم، تازه متوجه شدم با چه کار ارزشمند و پر زحمتي مواجهيم، با اين حال هنوز برايم کاملاً روشن نبود آقاي درويش از من چه توقعي دارد و حضورم در کنارش موثر چه کاري مي تواند باشد. من طي سالهاي گذشته در حوزه سينما، تجربه چند دوره برگزاري جشنواره فجر و مديريت چهاردوره جشنواره بين المللي فيلمهاي کودکان و نوجوامان اصفهان را داشتم و مدت ها عضو کمسيون اکران فيلم بودم، و به شکل دوستانه به بعضي هنرمندان سينما کمک مي کردم، ولي در خصوص پخش و اکران فيلم صاحب هيچ تجربه اي نبودم، البته به خاطر چهارده سال حضور مستمر در پخش شبکه اول، ياد گرفته بودم تبليغ و پخش يک سريال يا فيلم از طريق آنتن تلوزيون چگونه مي تواند عطش مخاطب را برانگيزد و يک برنامه تلوزيوني را به مسئله اي مهم براي آحاد مردم تبديل کند. به هر حال آقاي درويش پس از مشورت هاي بسيار با دوستان اهل فن، تصميم گرفته بود، اين مهم را به بنده محول کند. در ابتدا تمايل نداشتم بدين صورت خودرا درگير يک فيلم خاص کنم، ولي وقتي فيلم را به طور کامل، در فرصتي بر پرده ديدم، احساس دين کردم و تصميم گرفتم هر کاري مي توانم انجام دهم تا در موفقيت پخش آن سهيم باشم. از نيمه اسفند سال قبل تقريباً کارهاي ديگر را کنار نهادم و در کنار درويش با راهنمائي هاي ارزشمند آقاي عليقلي زاده، تمام وقتم را صرف برنامه ريزي اکران دوئل کردم. آن زمان قرار بود دوئل در تابستان اکران شود که به دلائلي به پائيز موکول شد. ما در مرحله اول آمديم اهداف کلي و مسيرهاي رسيدن به هدفِ مشخص شده را تعيين کرديم. اينکه مخاطب را در چه حجم و تا چه مدت و چگونه جلب کنيم و از چه روش هائي استفاده کنيم که دوئل در اذهان تبديل به يک رويداد فراگير ملي شود. مجموعه اين دغدغه ها و راهکارها را به شکل مدون با برآورد دقيق بودجه پياده کرديم. برنامه اوليه بالطبع بودجه سنگيني را طلب مي کرد، لذا سعي کرديم از راهکارهائي استفاده کنيم که با صرف کمترين هزينه، از ظرفيت هاي تبليغاتي موجود در کشور، بيشترين بهره برداري شود. اگر بپرسيد عمده فعاليت شما در اين پروژه چه بود، مي گويم عمده تمرکز بنده، جناب عليقلي زاده و درويش روي اين نکته متمرکز شد که بسياري از کارها که ممکن است سوء برداشت و سوء تفاهم ايجاد کند و به سرنوشت فيلم آسيب بزند را انجام ندهيم، براي همين در تمام مراحل، جزئيات را با دقت و وسواس، پيش برديم. ضمن آنکه حضور سيد ضياء هاشمي به عنوان يک پخش کننده قدرتمند و باسابقه که مشاور پخش فيلم بود، در کنارپروژه نعمت بزرگي بود. حقاً باوردارم اگر در تمام سينما بگرديد، امثال هاشمي و عليقلي زاده را با اين حجم شعور و آگاهي حرفه اي، کم مي توانيد پيدا کنيد.

• تنوع و حجم مواد تبليغاتي دوئل بسيار زياد است و ظاهراً نهادهاي مختلف با شما در اين زمينه همکاري کردند، موافقت اين نهادها چگونه جلب شد؟

تجربه دوئل نشان داد اگر يک مديريت حرفه اي و هوشمند و آگاه بر توليد يک فيلم نظارت کند مي تواند از ظرفيت هاي نهفته در کشور به نحو احسن استفاده کند، لذا طبيعي است در بخش هاي ديگر هم اين نيروي بالقوه وجود دارد و با مديريت منابع به تمامي و يا لااقل، به بخش اعظم اهداف خود دست پيدا مي کند. ايجاد ارتباط با نهادها و تشکيلات مرتبط با کار، لزوماً متضمن صرف هزينه هاي کلان نيست، بسياري از حقوق سينما در تعاريف حوزه ي مسئوليت فرهنگي آن ها وجود دارد، منتها تا بحال کسي به آن فکر نکرده و يا از آن ها بي خبر بوده است و يا اصلاً توان ايجاد ارتباط و تعامل با آن ها را بلد نبوده است. البته رسيدن به اين مقاصد کار کوتاه مدت و عجولانه نيست، هم زمان مي خواهد و هم پايداري و پي گيري و از پا نيفتادن. اين روش، باعث جلب توجه بسياري نهادها و ارگان ها شد و راه براي بهره برداري ديگر همکاران نيز باز شد و در پاره اي موارد به دلائلي نشد ولي با عزم و اراده سترگ درويش هرگز از پيگيري، نا اميد نشديم.

• فکر مي کنم برگ برنده دوئل داشتن عنوان پروژه ملي است، عنواني که مي تواند وفاق و يکپارچگي در نهادها و سازمان هاي مختلف ايجاد کند.

خوب حقيقتاً دوئل نشانه هاي يک اثر ملي را داشت، ضمن اينکه حدود سه سال و اندي، وقت و انرژي صرف توجيه اين پروژه در ابعاد کلان شده است، اين ارتباطات، صرفاً صَرف تأمين امکانات و تجهيزات لازم نشده است، همزمان براي جا انداختن وسعت کار هم وقت صرف شده و نيازي که لاجرم يک پروژه ملي در مرحله بهره برداري لازم دارد هم جزئي از فعاليت ها بوده است. همانطور که عرض کردم به دلائلي معلوم و نامعلوم، خيلي از جاها، علي رغم قول هاي اوليه، در عمل پا پس کشيدند و خلف وعده و در مواردي کارشکني کردند، ولي سازندگان دوئل سعي در عبور از کنار مشکلات مصنوعي کردند و سرانجام کار را مد نظر قرار دادند، چون واقعاً هدف بسيار بزرگتر بود، هدف تبديل دوئل به يک پروژه ملي در فاز اول و در فاز دوم تبديل به يک پديده اي جهاني بود، چرا که سينماي ملي ما هم توانش را دارد و هم استحقاق ولياقتش را. برعکس، بسياري نهادها، مثل آموزش و پرورش، بيش از حد انتظار و آنچه قول داده بودند، با فيلم همراه شدند و کمک کردند و اين امکان اگر درست مورد بهره برداري قرار گيرد، هر فيلمي را بيمه مي کند. قبول داريد که حرکت هاي بزرگ در سطح کشور براي بخش خصوصي واقعاً سخت و پر مانع است، البته ممکن است وقتي حرکت آغاز شد، بسياري به اين قطار در حال حرکت بپيوندند، که جاي ستايش دارد، چون در نهايت سود دراز مدتش به بدنه سينما مي رسد، مثل الان که فيلم پر فروش شده و سينما دارها هم بهره مي برند و کارشان رونق گرفته است. در حرکت هاي ملي، آغاز کار بسيار سخت و سنگين است. البته آدمش هم مهم است، کارهاي بزرگ از هر کسي ساخته نيست، درويش اصولاً اهل کارهاي سنگين است. ما بسيار شاهد بوده ايم اغلب فيلم ها توليدشان که به اتمام رسيد، کارگردان، عملاً از چرخه عرضه خارج مي شود، درست مثل کسي که پاره تنش را پس از تولد، به مهد کودک يا پرورشگاه مي سپارد و سراغ کارهايش مي رود. البته بعضي کارگردانان دوست دارند بعد از ساخت همراه فيلم خود باشند، اما توان و تخصص عَرضه اش را ندارند، حتي بعضاً توان دفاع درست از اثر خود را در يک جلسه مطبوعاتي ندارند، اما درويش ويژگي هاي لازم و تخصص بالائي در اين زمينه دارد و خوب بلد است از اثرش دفاع کند، اين نکته کمي نيست. مجموعه اين حرکت ها و الطاف الهي، برآيندي به سوي ملي شدن را به همراه مي آورد.

• دوئل تبليغات عظيمي داشت، پخش مرتب تيزرهاي تلوزيوني، بيل بردها، مطبوعات، سايت اختصاصي و ... براي هماهنگ کردن تأثير تبليغاتي هر يک از اين امکانات، برنامه ريزي مشخصي داشتيد؟

وقتي تقسيم بندي ظرفيت هاي تبليغاتي براي معرفي يک اثر صورت مي گيرد، طبيعي است که به کارکردها و حوزه تأثير هر کدام توجه مي شود. هرگز نمي توان منکر تأثير و برد موثر تلوزيون شد. اين رسانه فراگير در قياس با مطبوعات و ساير وسائل ارتباط جمعي، حرف اول را مي زند. اگر بخواهيم به شکل آماري و علمي تحليل کنيم، هشتاد و پنج درصد، سهم تلوزيون است و پانزده درصد، سهم ظرفيت هاي تبليغاتي ديگر. اما هوشمندي در اين است که از هيچکدام غافل نشويم، چون ممکن است صد در صد مردم، مخاطب تلوزيون نباشند و يا بخشي از تماشاگران حرفه اي تلوزيون، اصلاً به مطبوعات مراجعه نکنند. در پروژه دوئل قرار بر اين شد که از حداکثر اين ظرفيت ها استفاده شود، با بررسي دقيق ميزان مخاطب و شدت تأثير هر يک.
ضمن آنکه در عمل، مسئولين صدا و سيما، به بهترين وجه از فيلم حمايت گسترده کردند و طبيعي است وقتي پشتيباني تلوزيون همراه يک فيلم باشد، رسانه هاي ديگر سعي مي کنند با اين حرکت همگام شوند و بعداً ساير فيلم ها همين مسير را دنبال کرده به موفقيتي بيشتر دست يابند. البته دوري کردن و پرهيز از پاره اي ظرفيت هاي تبليغاتي موجود ولي بعضاً سبک، خود يک امتياز براي دوئل بود. از طرف ديگر تمامي عوامل دخيل در خلق دوئل، با درايت و تيز هوشي با مطبوعات و رسانه ها برخورد کردند و اين سرمايه کمي نيست و نبايد از آن غافل بود، مجموعه اظهارات و مصاحبه ها سرشار از سخنان پخته و سنجيده است و اين به دست نمي آيد مگر آنکه از ابتداي توليد، يک مديريت حرفه اي، کار را به پيش ببرد و جاي هيچ گله و شکايتي باقي نگذارد. اکنون هم برنامه سفرهاي تبليغاتي عوامل فيلم در داخل و خارج از کشور، به شکل مدون و از قبل طراحي شده در جريان است. واقعاً مراسم افتتاحيه دوئل در کابل اتفاق بزرگي بود، به نوشته روزنامه هاي محلي، بزرگترين اتفاق فرهنگي ربع قرن اخير آن کشور بود و يا افتتاحيه فيلم در دوبي، که به جرأت مي توان آن را باشکوه ترين مراسم در حوزه سينما در اين کشور ناميد. اين اتفاقات باعث مي شود اکران يک فيلم به چشم بيايد، ضمن آنکه نبايد از کاربرد سليقه و زيبائي شناسي تبليغات اصولي غافل بود.


• حجم تبليغات در رسانه ها و تنوع تعداد تيزر ها، حرکت تازه اي بود، چگونه به يک جمع بندي مناسب براي بهره برداي از هر يک رسيديد و چطور فکر کرديد براي دوئل تيزرهاي مختلف و بيل بوردهاي متنوع سفارش دهيد؟


ببينيد، همين مجله فيلم، به عنوان مثال، تعداد مشخص و معيني تيراژ و مخاطب دارد، درست است که نشريه اي اثر گذار و حرفه اي است، اما به شدت در حد ملي محدود است، اما آيا مي شود يک فيلم يا افکار عمومي، کارکرد تبليغاتي آن را نديده بگيرد. همين را تعميم بدهيد به ساير رسانه ها، تلوزيون کارکرد تصويري و متحرک دارد، آن هم در حد کلان، خب، طبيعي است به آن توجه بيشتري بکنيم. به همين شکل براي هر رسانه، گستره نفوذ و رسالت و هدفي تعريف مي شود و بر اين مبنا سفارش آگهي داده مي شود. اما اينکه فرموديد تنوع تيزرها، براي اين بود که از اول بنا بود دوئل براي مدت طولاني روي پرده بماند، لااقل تا آنجا که کشش ايجاد مي کند، اين کشش را علاوه بر اينکه خود فيلم تعيين مي کند، حجم و نوع و زمان تبليغات نيز بر آن تأثير گذار است. در شروع، نياز به يک تبليغات فراگير ميداني داشتيم، بعد از مدتي قطعاً اين شيوه، اثر خود را از دست داده، عادي مي شود و منحني ترغيب افت مي کند، براي پيش گيري از اين اتفاق لازم است حرکت هاي تازه اي رخ دهد و از عادي شدن تبليغات پيشگيري کند. به همين خاطر، از ابتدا در برنامه پيش بيني شد، تعداد ده تا پانزده تيزر تلوزيوني کوتاه و بلند با اهداف و اشکال متنوع و انواع تبليغات مطبوعاتي آماده شود و در وقت مقرر عوض شود، تا دوئل در طول اکران تازگي و طراوت خود را حفظ کند. در خصوص راديو هم چنين شد و ما توانستيم به نحو احسن از کارکرد قدرتمند راديو استفاده کنيم. در همين راستا، براي تبليغات شهري نيز فکر شد و قرار شد، طرح هاي بديعي آماده شود و هر موقع احساس نياز شد، تعويض و جابجا شود، فکر نکنيد اين ها هزينه ها را در حد بالائي افزايش مي دهد، يک سري هزينه ها ثابت و لاجرم است، مابقي که اتفاقاً اندک است، در طول اکران با جلب مخاطب بيشتر، قطعاً جبران مي شود. اينکه هر بازيگر چند بيل بورد متفاوت داشته باشد و تبليغات شهري متنوع باشد از لحاظ هزينه خيلي تفاوت ندارد، فقط به جاي يک طرح، ده طرح يا بيشتر آماده مي کنيد. مهم در اينجا خلاقيت و نوآوري و کشف ظرفيت هاي نواست. اينکه ما تصميم گرفتيم عوامل اصلي پشت صحنه، که سيمرغ گرفته اند را در تبليغات مطرح کنيم، حرکت تازه و به شدت موثري بود، ضمن آنکه نشان از احترام و ارج و قربي است که سينماي ملي ما براي عوامل زحمت کش و طراز اول خود قائل است. بالاخره کساني براي اين فيلم سيمرغ گرفته اند، آيا فقط بايد به اعلام آن در مراسم اختتاميه جشنواره بسنده شود، يا مي تواند کارکرد متشخص تبليغاتي نيز داشته باشد. با اين اتفاقات ميمون، مردم کم کم ياد مي گيرند به ساير بخش ها، جداي از بازيگر هم توجه کنند، و اين يعني سينماي جدي و تربيت تماشاگر فرهيخته.


• شما براي تبليغات دوئل از هيچ تريبوني چشم پوشي نکرديد، حتي سايت شخصي خودتان. آيا نوشته هاي شما در سايت در راستاي تبليغات همه جانبه دوئل بود؟

خوب، احتمالاً کساني بنده را مي شناسند و به دليل دوستي و آشنائي و لطف، ممکن است مخاطب من باشند، طبيعي است از راه دور اين نوشته ها روي آن ها تأثير مي گذارد و به حرفم اعتماد مي کنند و روي اين اخبار حساس مي شوند، ضمن آنکه بنده به عنوان يک آدم عادي مخاطب سينما اين مطالب را ننوشته ام، بلکه به عنوان کسي که در کوران اتفاقات اين فيلم است، نوشته ام.


• دوئل در مطبوعات به شکل مطلب، جداي از آگهي حضوري جدي داشت، آيا ستاد اکران برمبناي طرحي به آن ها سفارش مطلب داد؟


باز هم از مجله فيلم نام مي برم، آيا ممکن است يک رويداد بزرگ سينمائي در کشور رخ دهد و شما نسبت به آن بي تفاوت باشيد، طبيعي است که به آن، به صورت مثبت يا منفي مي پردازيد. نشريات ديگر هم به همين گونه کم و بيش به آن مي پردازند. اما اينکه بخش خبري ستاد، سفارش مطلب بدهد، مطلقاً اينطور نبوده، ولي به حد وفور اطلاعات و اخبار و مواد تصويري لازم در اختيار تمام نشريات گذارده شده تا خود به درج مطلب بپردازند، يا حسب درخواست، ترتيب ملاقات با عوامل و تعيين زمان مصاحبه داده شده تا تمامي عوامل بتوانند با اظهار نظر در پوشش مطبوعاتي فيلم سهيم باشند. طبيعي است که از همه آن ها استقبال کنيم و خدا را شکر، نشريه اي نيست که دوئل در آن حضور نداشته باشد.


• آغاز تبليغات دوئل تقريباً همراه بود با موجي که برخي رسانه ها در مخالفت با حضور بازيگران قديمي راه انداخته بودند و درست در زمان اوج اين فعاليت ها، روي بيل بوردهاي فيلم، در خيابان هاي اصلي شهر تصوير سعيد راد ديده مي شد، آيا حضور اين بازيگر قديمي در پروژه دوئل با توجه به حساسيت هاي ايجاد شده در آن زمان، در روند تبليغات اين فيلم مشکلي ايجاد نکرد؟

از کنار بيشتر اتفاق هائي از اين دست، که الان شما يک نمونه اش را اشاره کرديد، گذشتيم. ماجراهاي وحشتناک تري هم داشتيم و ذهنيت بسياري از کساني که به دنبال جلب حمايتشان بوديم، به واسطه بيماري ديرينه بخل و حسادت و تنگ نظري خراب شده بود، خدا را شکر که به خاطر صداقت حاکم بر فيلم، و تلاش هاي درويش و تهيه کننده و مديران فرهنگي تصميم گير و تأثير گذار، از کنار اين امواج رد شديم. البته در مقابل اين رفتارها مصونيت کامل پيدا نکرديم، هنوز هم باآنکه صف طويل مشتاقان را جلوي سينماها مي بينند و آمار فروش دقيق فيلم با جزئيات منتشر مي شود، باز بعضي تنگ چشمان در جرائد مي نويسند، آمار دروغ و جعلي است و فيلم تماشاگر ندارد، من نمي دانم چرا بايد چنين کرد، مگر تهيه کننده تابع عقل نيست که چنين کند و بعد بر طبق آمار اعلام شده سهم سينما را ندهد، اصلاً اين آمار خود سينماهاست و اعلام رسمي آن مسئوليت آفرين است، مگر مي شود به غلط رقمي گفت و بعد پاسخگو نبود. يا مواردي ديگر که فقط محصول اذهان مريض است. بايد دانست براي سازندگي بهانه کافي لازم داريد، براي تخريب بهانه لازم نيست، تخريب هنر نمي خواهد. معمولاً اينگونه موج ها توسط بي بضاعت ترين افراد در عرصه فرهنگ در خصوص توانمند ترين هنرمندان اتفاق مي افتد، ولي بايد به توسعه فکر کنيم.


• شما در اکران دوئل طرحي داشتيد در خصوص پيش فروش بليط، اين را توضيح دهيد.

همانطور که عرض کردم، بخشي از حقوق تعريف شده سينما، به عنوان مظهر فرهنگ و هنر،در قوانين جاري سازمان ها و نهادها پيش بيني شده است، خانواده سينما بايد روزي بالاخره به اين حقوق حقه خود واقف شوند و از آن استفاده کنند. مثلاً تمامي نهادها، يک بخش سمعي - بصري دارند و همه ساله مقدار معتنابهي از بودجه تخصيصي را، صرف توليد محصولات تصويري متوسط، براي تهيه گزارش و ثبت عملکرد خود مي کنند و موظف اند به فيلم ها و سريال هاي مرتبط با موضوع کاري خود کمک کرده و بخشي از بودجه را هزينه کنند، اين يعني امکان بالفعلي که سينما بايد به روش خود، در مرحله توليد، از آن ها بهره برداي کند. در کنار آن، اعتبارات تعيين شده شرکت ها و سازمان ها، براي تبليغات، به راحتي مي تواند توسط سينما جذب و استفاده شود و بدنه نحيف سينما را بارور کند، چيزي که الان تقريباً با خجالت و اکراه و منت، بعضاً استفاده مي شود، اگر بنا را بر اين بگذاريم که اين حق تعريف شده ي سينما است، ديگر رودربايسي با خود و سينماي محتاج، معنا ندارد. از اين ها و صدها مورد ديگر که بگذريم، مي رسيم به اعتباراتِ سرانه تمامي تشکيلات براي هزينه فرهنگي و رفاهي براي کارمندان و کارگرانشان، اين بودجه هاي کلان وجود دارد، سينما تا کنون متضرر بوده که از آن ها، نام و نشاني نگرفته است. تجربه ما در ستاد اکران دوئل در اين بخش نشان داد، مديران تصميم گير در اين زمينه اشتياق شديدي براي صرف اعتبار در فعاليت هاي فرهنگي بويژه در حوزه سينما دارند ولي به دليل نبود سازو کار مناسب و عملي، تاکنون اتفاق نزديک کننده اي در اين بخش رخ نداده است، لذا نتيجه اين شده که بخشي از آن بودجه ها، صرف کارهاي رفاهي سطحي مي شود و مابقي، يا حيف و ميل مي شود و يا علي رغم تمايل مديران، در پايان سال به خزانه دولت باز مي گردد. هر سازمان و تشکيلات دولتي و غير دولتي موظف است، ساليانه بخشي از بوجه خود را صرف تفريح وارتقاء سطح فرهنگ عوامل خود کند، براي فعاليت هاي مذهبي، براي جشن ها و اعياد و بزرگداشت ها، براي سالگرد هاي تأسيس، براي تئاتر، موسيقي و سينما و نشريات و کتب. چرا سينما حق خودش را نمي گيرد. در اين راستا، در ستاد اکران با نهادها وارد مذاکره شديم، تا از اين طريق ياد بگيرند بخشي از سهم و دين خود را به سينما بپردازند و عوامل خود را از يک فرصت نمايشي خوب در سينما، بهره مند کنند، لذا طبق برنامه اي مشخص، تا حدي که ميسر بود، اين مهم را تحت عنوان پيش فروش بليط، پيش برديم، هر چند نتيجه ي حاصله به طور کامل رضايت ما را جلب نکرد، ولي البته اين آغاز راه است، و مطمئنيم، بعداً ساير فيلم ها، از اين راهِ هموار شده و نتايج آن به خوبي استفاده خواهند برد. الان شرکت ها و نهادهاي بسياري هستند که با بهترين رستوران ها و تفرجگاه ها، قرار داد ساليانه مي بندند و با دادن بن به کارمندان، آنها را هر از چندي به آن رستوران و جاهاي ديدني مي برند، چرا اين اتفاق در مورد بليط ارزان سينما و اين صنعت انسان ساز نيفتد.

• با توجه به هزينه هائي که براي فيلم دوئل صرف شده، فروش اين مدت اکران توقعات شما را برآورده کرده است؟


تا رسيدن به هدفي که از قبل ترسيم شده فاصله وجود دارد، قرار نيست در ظرف چند هفته به آن هدف برسيم، الان برآيند اتفاقات وضعيت خوبي را نشان مي دهد، اما در ايران مثل هرجا، گاهي اتفاقات غير قابل پيش بيني رخ مي دهد که برحرکت هاي بزرگ تأثير مي گذارد، ما دوئل را به خدا سپرده ايم، خودش هرچه مصلحت باشد، مي کند. اکران دوئل تجربه درستي است، و نشان مي دهد با برنامه ريزي و پيگيري و توکل مي توان به نتيجه معقول رسيد.

• تا قبل از اکران دوئل، حسين پاکدل را به عنوان مجري و تهيه کننده و نويسنده تلوزيون، مدير تئاتر شهر و دبير جشنواره هاي مختلف مي شناختيم و دوئل نخستين تجربه شما در اين عرصه بود، فکر مي کنيد بعد از اين پروژه، بيشتر در چه زمينه اي فعاليت داشته باشيد؟


من مجموعه اين کارها را از هم جدا نمي بينم، ولي به نوشتن و تهيه کنندگي بيشتر از همه علاقه دارم، چون حرفه اصلي من است.