درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
جمعه 11 دی 1383
موضوع: روزنوشت
● عقل کل، در کل عقل هاست

در عالم ارتباطات، هر وسيله ارتباطی، وظيفه و کارکردی ويژه دارد.

.
تلفن، اينترنت، تلوزيون، راديو، سينما، مطبوعات و غيره، به اين دليل اختراع شده اند که هريک جوابگوی بخشی از نيازهای ارتباطی بشر باشند، ممکن است در پاره ای از موارد وظيفه مشترکی به عهده گيرند، ولی بايد توجه داشت در اين مواقع بر اساس نوع تعريف خود نسبت به آن پديده، عمل می کنند. امکان دارد تشابهی ميان نقل اخبار در تلوزيون و راديو و يا روزنامه وجود داشته باشد، ولی هر کدام بر مبنای امکانات و ظرفيت های خود به گونه ای متفاوت بدان می پردازند.
جدای از اين، در هر رسانه تقسيم بندی های معقولی برای پرداختن به موضوعات مختلف وجود دارد. يک مفهوم ممکن است ظرفيت سريال شدن داشته باشد ولی نقل همان حرف در اخبار حالت مُضحک به خود بگيرد، يا برعکس، به همين جهت است که شبکه های مختلف تلوزيونی از سال ها پيش در خود تقسيم وظائف کرده و گروه های توليدی متفاوتی تشکيل داده اند. بطور مثال گروه تاريخ وظيفه اش به شکل تخصصی، پرداختن به تمامی موضوعات مرتبط با تاريخ است، گروه معارف، وظيفه تبليغ و تبيين مفاهيم دينی و فلسفی را به عهده دارد و گروه کودک تعريف خاص خود را دارد و ديگر گروه ها به همين منوال. در اين حالت هر گروه به شکل تخصصی، علمی و کارشناسی شده با مسائل جزئی و کلان جامعه برخورد می کند. اين شکل حرفه ای و به سامان انتقال پيام است، چيزی که عقل و علم و منطق و تجربه می گويد و اغلب رسانه های حرفه ای و معتبر در دنيا، بدين شکل عمل می کنند و از درجه اعتبار بالائی برخوردارند. در اين حالت مردم به هرآنچه بيان می شود اعتماد می کنند و کسی جرأت نمی کند روی آنتن آنها، لاف و گزاف بگويد، و اگر حتی به شکل اتفاقی حرف بی ربط و خزعبلی بگويد، زود رسوا می شود، چون همه چيز حساب و کتاب خودش را دارد. در شبکه های داخلی صدا و سيما هم تعداد زيادی برنامه تخصصی وجود دارد که در ساعات مختلف با حضور يک يا دو کارشناس به بررسی مسائل گوناگون می پردازند و به مرور از اعتبار بالائی برخوردارند.
ولی امشب داشتم برنامه ای را از يکی از شبکه های صدا و سيمای خودمان می ديدم، برنامه ای که هر شب به صورت زنده با حضور دو مجری و ميهمان يا ميهمانانی پخش می شود. اين برنامه مثل بعضی از برنامه های مشابه که از شبکه های ديگر هم پخش می شود، نمونه کامل و استانداردی است که به خوبی فاتحه تمام تعاريف علمی و رسانه ای را می خواند. مجريان اين برنامه بی هيچ پروا و خجالت، در خصوص تمام پديده های ريز و درشت عالم، از ذره اتم و لايه اوزون گرفته تا فلسفه و فوائد خيار چنبر فارس و امنيت ملی و سياست خارجی مکزيک و عرفان شرق و هنر گرافيک در پرو و معلوليت فکری در بيافرا و روانشناسی و علت جرم و زمينه های طلاق در غرب و هزاران مورد ديگر، به شکل سطحی و با اغلاط فراوان در همه ابعاد، اظهار نظر می کنند. حالا جدای از اين ها، امشب ميهمان بزرگواری از عالم بازيگری در برنامه بود که تقريباً موئی در اين حرفه سفيد کرده است. منطقی اين بود که جمع سه نفره، به شکل تخصصی در خصوص اصول بازيگری و يا نقش هائی که توسط کارگردانان مختلف از او خلق شده صحبت کنند، ولی اين بزرگوار با اعتماد به نفسی عجيب به کمک آن دو مجری، پنبه ی هر آنچه شعور در سينما، تئاتر و فرهنگ است به راحتی و در کمال ناباوری زد. حرفهائی در اين ميان در خصوص هنر و چيز های بيشمار ديگر مطرح شد که جدأ اسباب حيرت بود، من چون اين هنرمند را تقريباً از نزديک می شناسم و نزديک بيست و پنج سال است با او دمخورم می دانم اساساً هرگز حوصله نمی کند، سناريوئی را بخواند، چون انتخاب برای او معنی ندارد هر کاری به او پيشنهاد شود به راحتی می پذيرد و دست رد به سينه کسی نمی زند و وقت خواندن هيچ چيز را ندارد، نزديک بيست و خرده ای سال است ابداً تئاتر کار نکرده و معمولاً هر پانزده سال يکبار هم تئاتر نمی بيند ولی به راحتی در خصوص تئاتر، سينما و کتاب، اظهار فضل می کند و نتيجه می گيرد تئاتر و سينما بی هيچ استثنائی مرده است و اصلاً کسی به سينما و تئاتر نمی رود، متأسفانه مخاطبان ممکن است باور کنند که فلانی با شهرتی که دارد، درست می گويد و اين يعنی به هدر دادن زحمات عده کثيری انسان نخبه و ارزشمند و تلاشگر. بنده به هيچ عنوان توان و تجربه او را نديده نمی گيرم و باور دارم او ذاتاً هنرمند است و تا کنون هر وقت جلوی دوربين يک کارگردان مولف قرار گرفته و با خون دل خوردن جمعی کثير، نقش زده، در مواردی شاهکار آفريده است ولی همه اينها بدان معنی نيست می تواند مقابل دوربين لم بدهد و ذوق زده شده، در خصوص مسائل پيچيده و کلان سينما، تئاتر و فرهنگ و هنر ايران به شکل سطحی و کلی اظهار نظر کند. حالا چرا به حرف های او حساس شدم، يکی به اين خاطر که بيش از ده بار برای تماشای نمايش دعوت شد و نيامد، دوم اينکه از اتفاق همين امشب به تئاتر رفتم و دو نمايش ديدم يکی آواز قوی آنتوان چخوف اثر ارزشمند محمد رحمانيان در تالار سايه و ديگری نمايش حرفه ای ها اثر پر محتوای بابک محمدی در تالار قشقائی، هر دو نمايش از شدت اسقبال جمعيت مشتاق، به سختی و با تأخير به صحنه رفت و عده بسياری روی زمين نشسته و با شرايط سختی بعضاً ايستاده در کنارديوار، آنها را تماشا کردند، اين اتفاق فقط خاص اين دو نمايش نبود، الان ده نمايش بر صحنه است و همه پر استقبال.
اگر اين دوست نازنين، در اندازه فهم و دانش خود، آگاهانه اظهار نظر کند، هم شأن و منزلتش حفظ می شود، هم پسنديده تر است و هم به دل می نشيند و هم جفائی در حق هنر مظلوم اين ديار روا نمی دارد و ديگران نيز فرا می گيرند به اين راحتی در هر زمينه بدون اطلاع سخن نگويند. واقعاً مملکت حيرت انگيزی داريم، هيچکس از بيهوده گوئی ضرر نمی کند و مسئوليتی متوجه او نيست. چه بسا سخنی ناپخته بسياری را به خاک سياه بنشاند، يا يک مفهومی را به غلط جا بيندازد، يا مسيری را به سوی خطا رهنمون شود ولی کو پروای کلام، انگار خط قرمز فقط مختص سياست و قدرت است و ديگر هيچ.
اصولاً آسيب شناسی هر پديده نياز به تخصص و اطلاعات و آمار دقيق دارد، و مناسبات حاکم بر هنر کشور ما بسيار پيچيده و بغرنج است و به سادگی با چهار شعار بی ريشه قابل تحليل نيست. بايد کارشناسان استخواندار اين عرصه اين مهم را به سرانجام رسانند. چرا با ندانم کاری، همه رشته ها ی زحمت ديگران را پنبه می کنيم. بهتر نيست هر کس در محدوده وظيفه و تخصص ويژه اش حرف بزند. اينکه مثلاً کسی خوب ضرب می زند، دليل آن نيست می تواند تعيين کننده سياست های موسيقی باشد، يا کسی به واسطه بازيگری، حق داشته باشد تماميت سينمارا نمايندگی کند.
بهتر نيست هر مجری ويژه موضوع خاصی تربيت شود و در همان محدوده اظهار نظر کند و ميهمانان دعوت شده در حيطه تخصص خود، با قبول مسئوليت اظهارات بيان شده، به شکلی عميق نظر بدهند. خلاصه آنکه بيايد روزی که هر کس در محدوده تعريف شده و توان علمی اش سخن بگويد.
اگربه اين ترتيب که اکنون باب شده کار پيش برود، بعد از چندی ديگر مخاطب به هيچيک از اظهار نظر ها در اين رسانه وقعی نمی نهد، حتی اگربعضاً درست و کارشناسی شده باشد. اميدوارم تا دير نشده از ميان همکاران فهميده و دلسوز کسی در اين مورد کاری بکند کارستان.