درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 28 بهمن 1383
موضوع: روزنوشت
● رستم چکناواريان، سهرابِ غريب پور

Rostam-and-Sohrab.gif

امشب ( الان ديگر می شود ديشب ) فرصتی دست داد تا به اتفاق پرفسور پرويز ممنون و همکار اطريشی اش که برای پژوهش در امر هنر نقالی ايران با او به تهران آمده به تالار تازه تاسيس فردوسی برای تماشای " اپرای عروسکی رستم و سهراب " برويم.
در خصوص دکتر ممنون بعدها حتماً خواهم نوشت. او ضمن آنکه انسان فرهيخته و نازنينی است، جايگاه بزرگ و والائی در تاريخ نمايش ايران دارد. او سال هاست مقيم وين است.
تالار فردوسی پس از دو سال تلاش با حمايت مرکز هنرهای نمايشی و مديريت بنياد رودکی و با همت بهروز غريب پور و مهندس زعيمی و بسياری ديگر، درست روبروی تالار وحدت در محل سابق کارگاههای آهنگری و نجاری تالار وحدت، جهت اجراهای دائمی نمايش های عروسکی ساخته شد. چند ماه پيش طی مراسمی افتتاح و پس از چندی رسماً کارش را با عرضه ی نمايش اپرای رستم و سهراب به کارگردانی غريب پورآغاز کرد. تالار جمع و جور، ايمن و صميمانه ای است با کيفيت صدای استاندارد. اين تالار يکصد و پنجاه صندلی مخملی راحت دارد.
از دوسال پيش کم وبيش در جريان مراحل پيشرفت پروژه ی اين اپرا بودم و امشب رفتم تا حاصل تلاش جمعی هنرمندان تئاتر عروسکی را روی بزرگترين تراژدی سخنسرای طوس، حکيم ابوالقاسم فردوسی به رهبری غريب پور ببينم.
غريب پور خود در بروشور نمايش مفصلاً در خصوص مراحل شکل گيری سه چهار ساله ی اثر توضيح داده است. تمامی عروسک ها در اطريش و توسط گروه عروسکی " ماريونتن تئاتر وين " و زير نظر غريب پور ساخته شد.
خيلی در مورد نحوه ی اجرا و محتوای آن سخن نمی گويم. اين نمايش را بايد ديد. همينقدر بدانيد زيباترين صحنه های ممکنه توسط هنرمندان عروسک گردان ايرانی در اين اپرا شکل می گيرد به گونه ای که در پاره ای از لحظات تصور می کنيد موجودات زنده ای در صحنه هنرنمائی می کنند. حرکت ها تماماً از ظرافت های بسيار بالائی برخوردار است و اين برمی گردد به کيفيت انعطاف پذيرعرسک ها، تعداد زياد نخ های کنترل کننده ی هر يک و تبحّر عروسک گردانان و طراحی نور و کارگردانی غريب پور. موسيقی لوريس چکناواريان در اوج زيبائی است. تنها اشکالی که بيننده و شنونده را اذيت می کند، نامفهوم بود اشعار شاهنامه است که توسط هنرمندان خواننده ی اپرای ارمنستان اجرا شده است. آنها بدون آنکه فارسی بدانند از روی نت ها اشعار را خوانده اند و اين باعث شده هيچکدام از ابيات مفهوم نباشد. ممکن است اين موسيقی به شکل مستقل اثر در خوری باشد ولی وقتی قرار است در اپرای رستم و سهراب در تهران بکار رود به شدت خسته کننده و بی اثر خواهد بود. مخاطب دوست دارد تمامی اشعار خوانده شده را بفهمد، وقتی متوجه نشود ارتباطش با مفهوم نمايش به کل قطع می شود.
ای کاش جناب چکناواريان عزيز و بهروز غريب پور اين موسيقی را با استفاده ازهنرمندان خواننده ايرانی که تعدادشان در گروه کر زيادهم هست، با تمرين و ممارست مجدداً ضبط می کردند.
اميد وارم غريب پور بپذيرد و چکناواريان را راضی به ضبط تازه کند تا اين اثر درخشان سال های سال در اين تالار باشکوه روی صحنه باشد. در غير اين صورت، نمايشی با اين همه زحمت و هزينه، اثر لازمه را نخواهد داشت و همگان به حرمتِ سابقه ی درخشان استادان گرامی غريب پور و چکناواريان با همه ی اين نامفهومی موسيقی اثر، نمايش را تا به آخر می بينند و با نجابت بی هيچ حرفی سالن را برای هميشه ترک می کنند.

* * *
عميق و روشن
عکاس هنرمند، حسن سربخشيان که عکس های سياسی بی نظيرش در چند سال گذشته حيرت و اعجاب همگان را برانگيخته اين روزها در گالری زيبای گلستان، نمايشگاه عکسی برگزار کرده است. نمايشگاهی ديدنی و حيرت آور. از چند سال پيش کارهای او را اول در مجله ی وزين پيام امروز و بعدها در نشريات مختلف و اين اواخر در روزنامه ی شرق دنبال می کردم و ديروز فرصتی شد تا تعدادی از عکس های منحصر به فردش را يکجا ببينم. عکس ها ی حسن سربخشيان هميشه مرا ياد طرح های اردشير رستمی می اندازد. هر دو به اندازه ی آسمان عميق اند و روشن.
آدرس گالری گلستان: دروس، خيابان شهيد کماسائی، شماره 42
اين هم ادرس اينترنتی حسن سربخشيان ( www.hasanpix.com )
اين هم يک عکس کوچک از خودش.

H.Sarbakhshian.gif

اين هم يکی از عکس های زيبای او، مقبره ی سرباز گمنام، آتن، يونان

photo-by-sarbakhshian.gif