درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 29 تیر 1384
موضوع: روزنوشت
● مردمسالاری

اول
اين جمله ی کاربردی را بخوانيد

رياکاری دشوارترين و دلهره آور ترين شرارتی است که انسان می تواند دنبال کند؛ لازمه ی آن مراقبتی است دائمی و اضطرابی است غريب، مثل زن بارگی و شکمبارگی نيست که بتوان در اوقات فراغت به آن پرداخت؛ مشغله ای است تمام وقت.
خوانديد؟... اين جمله ی زيبای جناب سامرست موام را بی هيچ دليل خاصی از کتابِ دو زبانه ی فرهنگ گفته های طنز آميز با ترجمه رضی خدادادی از انتشارات فرهنگ معاصر نقل کردم.

دوم
باور کنيد ميزان فرصتی که اغلب صرف می کنم تا خود را متقاعد کنم بنويسم بسيار بسيار بيشتر از وقتی است که صرف يک نوشته می کنم. صادقانه عرض کنم آدم در زندگی به مرحله ای می رسد که تصميم گيری برايش سخت می شود، حالا اين اقتضای سن و انبوه تجربه هاست، عقل و داريت و هوشمندی است، شکنندگی و کم ظرفيتی شرايط است، ملاحظه ی موقعيت ها و منافع خود و ديگران است و يا بی اثری تمامی تلاش ها، نمی دانم، شايد هم ناتوانی در انتقال مفهوم است. اين روزها مثل همه ی آنها که فکر می کنند منهم هم فکر می کنم اما بازهم می رسم به چرای اول. واقعاً چرا؟ اما اين را نيک می دانم اولين شرط حفظ شأنيت هر انسان جسارت اوست، اما جسارت يک امر کاملاً شخصی و صد در صد فردی نيست، امری است نسبتاً عام و فراگير، جامعه ی محتاط و بی جسارت هر خلاقيتی را در خود خفه می کند. اگر خاتمی در دوران مسئوليتش همين يک خصيصه را پرو بال داد، کاری سترگ کرد، هرگز نشد کسی به علت جسارتش در نقد خاتمی هر چند تند و غير منصفانه مورد مؤاخذه قرار گيرد. نمی دانم از اين پس که قرار است حد آزادی از دو درجه به سيصد و شصت درجه برسد چه روی می دهد…. خدا کند ريا کاری بيش از اين رونق نگيرد.

سوم
روزنامه ی وزين مردمساری و يکی دو روزنامه ی ديگر بدون کسب اجازه و بدون ذکر مأخذ اقدام به چاپ نقد حقير بر نمايش استاد بيضائی کردند، از ديگران توقعی نبود، اما روزنامه ای با عنوان مردمسالاری چرا؟… حالا می گوئيم از روی سايت برداشته اند و ما را مورد لطف ناخواسته قرار داده اند و خواسته اند نويسنده را به شهرت برسانند، چرا جهانبينی مطلب را دگرگون می کنند؟
شما در نگارش يک مطلب به ويژه نقد تئاتربا جديت تمام موضوعی را باز می کنيد، سپس يک مقدمه چينی می کنيد تا برسيد به جائی که بتوانيد حرف خود را بزنيد و يک نتيجه گيری بکنيد، بعد کسانی که فکر می کنند مالک همه چيز و همه کس اند به راحتی و بی محابا، تَه مطلب را که اساس حرف شماست می زنند و به اندازه ی ستونی که دارند از مطلب شما بريده استفاده می کنند، اگر معنی اين کار شرم آور مردمسالاری است پس من معذرت می خواهم. حرفم را پس می گيرم ولی عجالتاً بابت اين کار ،دوستان تصميم گير را نمی بخشم!
تا زمانی که ياد نگيريم به حق و حقوق همديگر احترام بگذاريم، در بر همين پاشنه ی ناثواب می چرخد.
جهت مقايسه، اصل مطلب که در اين سايت هست، لينک مطلب چاپ شده در روزنامه ی مردمسالاری را هم اينجا می گذارم تا اگر کسی مايل بود بخواند و مقايسه کند.

چهارم
طی دو هفته ی گذشته چند نمايش خوب ديدم، در مورد " فنز" اثر هنرمند فرهيخته محمد رحمانيان مطلبی در حال آماده کردن دارم که هفته ی آينده همين جا می گذارم…. به قول ميلاد اکبر نژاد عزيز يا علی!