درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
جمعه 29 مهر 1384
موضوع: روزنوشت
● کمی سليقه و چيزهای ديگر...

يک
اين که بايد ماه رمضان ماه مبارک فرحبخشی باشد لااقل در تلوزيون نمود خوبی دارد. نور افلاک به قبر کسی بيفتد که سنّت غلط ماتم و عزا را از برنامه های تلوزيون در اين ماه گرفت. آنوقت ها خيلی تلاش شد مخاطبان روزه دار را از صدای ناهنجار طشت و سنج و عزا نجات دهد ولی همه به در بسته ی تحجر می خورد.

در چند سال گذشته همکاران تلوزيونی در شبکه های مختلف با برنامه ريزی، مجموعه ای از برنامه های پرنشاط را برای اين ماه مبارک تدارک می بينند. برنامه های زنده و مجموعه های نمايشی مخاطبان را با جام جم پيوند می دهد و ايام پرباری می سازد. امسال هم تدارک وسيعی ديدند. از ميان تمام برنامه های زنده، برنامه ی جذر و مد تا حدودی قابل اعتنا است. از ميان مجموعه های نمايشی، تنها اثر درخشان رضا عطاران با نام متهم گريخت دارای چندين ويژگی است. اين که گروهی بتوانند در اين وانفسای طنز سطحی اثری در خور بيافريند حقاً جای سپاس دارد. اين سريال با نگاهی واقع گرايانه به سرنوشت پر فراز و نشيب يک خانواده ی ساده شهرستانی لحظه های نابی خلق کرده است. طنز عميق و شرقی نهفته در اثر توان حرفه ای و درايت فوق العاده ای طلب می کند. به گروه سازنده ی اين سريال تبريک گفته و به دوستان زحمتکش و باشعور پخش شبکه سه نيز خسته نباشيد می گوييم که بدون سخت گيری های معمول و رياکارانه زمينه عرضه ی اينگونه آثار جذاب را فراهم می کنند.

دو
رمضان در ذات خود برکات بی شماری دارد. اين مجالس افطار علاوه بر اينکه دلها را به هم نزديک می کند و دوستان بعد از سالی همديگر را ملاقات می کنند که در جای خود ارزشمند است. در اين محافل حين افطار و پس از آن بحث های جذابی مطرح می شود. حيف که اين بحث ها محفلی است و امکان انتشار نمی يابد. چيزی که جلب نظر می کند اينکه حرفها را که می شنوی خوب و پرمايه است و اغلب تند ترين انتقادها چاشنی بحث هاست. تو گويی آنان که بحث می کنند با آنانکه مصدر کارند از دو جنس اند. خدا اين دوگانگی و ترس را از همه ی ما بگيرد و به ما در اين ماه عزيز قدری شجاعت و شأنيت انسانی عطا فرمايد تا عمل و نيت ها يکی شود.

سه
حسين پارسايی رييس مرکز هنرهای نمايشی شد. او طی سال گذشته در امر اداره تئاتر شهر نسبتاً موفق بود. موفقت های او ربطی به شورای فرمايشی و مرکز نداشت، هرچه بود حاصل غيرت فردی او بود. خدا کند با انرژی وافری که دارد در اداره مرکز هم موفق عمل کند. کمتر از سه ماه فرصت دارد تا لياقت و درايت خود را در برگزاری جشنواره تئاتر فجر نشان دهد. جشنواره ای که به همت تلاش دوستان پرمدعا در دوره ی قبل لاغر و بی رونق شده بود. طرح برگزاری جشن بزرگ تئاتر و همزمانی برگزرای سه جشنواره در بهمن از همان ابتدای اعلام عجولانه نيز معلوم بود شکست خورده است. حال می نشينيم به انتظار عملکرد سه حسين صادق در سه نقطه مرکز و تئاتر شهر و ستاد جشنواره.

چهار
نمايش تکيه ی ملت اثر بی بديل حسين کيانی را ديدم. در مورد اين کار پرمحتوا مطلب مفصلی در حال نوشتن دارم که به زودی اينجا می گذارم.

پنج
به يمن تصميمات قاطع سازمان زيبا سازی شهر تهران، از مدت ها قبل ميادين و خيابانهای شهر دارد از ريخت می افتد. از جمله ميدان هفت تير که دارد تبديل به مسخره ترين و بد شکل ترين ميدان جهان می شود. اگر گذرتان به اين ميدان افتاد نگاهی به دور و اطراف خود بکنيد. از زمين و آسمان و از هفتاد جهت به شکل سرسام آوری تابلوهای مختلف تبليغاتی می بارد. انگار شهرداری تهران برای از ريخت انداختن و زشت کردن تهران خيلی عجله دارد. فقط در محدوده ی اين ميدان بيش از پنجاه تابلوی تبليغاتی ريز و درشت و زشت و زيبا به بدترين نحو به هر گذرنده دهن کجی می کند. به خدا خانه ی ما زيباتر از شهر ماست. در اين خصوص پارسال هم مطلبی نوشته بودم، خواستيد اينجا بخوانيد.

شش
حالا که فرصت هست بگذاريد يک انتقاد بچه گانه ديگر هم بکنم. مدت های مديد است که عده ای فرصت طلب سود جو در تنگه های حساس بزرگراهها اقدم به فروش ميوه و محصولات مختلف می کنند. اين کار جدای از اينکه باعث ايجاد ترافيک می شود، برای گذرندگان بسيار خطرناک است و اغلب منجر به تصادف می شود. اما انگار نه انگار، تو گويی که پايتخت چند سالی است صاحب ندارد.