درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
پنجشنبه 19 آبان 1384
موضوع: روزنوشت
● حس نا امنی تئاتری


photo-(2).png

طی هفته ی گذشته، در پی حادثه ی تخریب بخشی از ساختمان تئاتر شهر در اثر خاکبرداری غیر قانونی و غیر استاندارد توسط یکی از شرکت های وابسته يا طرف قرارداد با شهرداری تهرا ن - که خوشبختانه از سر اتفاق تلفات جانی در بر نداشت - بسیاری از بزرگان تئاتر با اظهار نظرهای خود در این خصوص به موضع گیری پرداختند. نکته ی حائز اهمیت این مفهوم بود که همگی در سخنان خود به اشکال مختلف می گفتند " اگر تئاتر نمی خواهند بگویند! "

این حرف فی نفسه نشان غلبه ی حس ناامنی در ذهن خانواده ی نجيب تئاتر در شرايط موجود است. اکنون ذهن اهل تئاتر همانند کسی است که از شش جهت احساس بی پناهی، بی توجهی و بعضاً دهن کجی آشکارمی کند. به راستی مسئول اين ذهنيتِ بوجود آمده و يأس آور کيست؟ مخاطب اين سخن تکان دهنده ی اميد کش کيست؟ چرا چنین حسی آنهم به شکل همگانی برای هنرمندان فرهيخته ایجاد شده است؟ لااقل در اين مورد عمده ترین دلیل این است که از زمان تصاحبِ ( بازهم تأکيد می کنم ) غيرقانونی زمین پارکینگ، خیابان جنوبی و محوطه ی پر تراکم ساختمان تئاتر شهر توسط يکی از بخش های بحران زای شهرداری تهران، جماعت تئاتر به انحاء مختلف، مخالفت خود را با این طرح اعلام داشتند ولی نه تنها هيچکدام از مسئولين فرهنگی وقعی به آن ننهادند که بعضاً با اين عمل ضد فرهنگی همراه شدند. حتی پیش از کلنگ زدن آن هنرمندان تئاتر قصد داشتند با تجمعی اعتراض آمیز در محوطه ی تنها مرکز تئاتری کشور، اعتراض خود را اعلام دارند، ولی به توصیه مسئولين و وزیر وقت که نوید رسیدگی عاجل دادند، دست نگه داشتند. ولی چندی بعد متاسفانه مصاحبه ی وزیر در تعریف و تمجید از ساخت مجتمع فرهنگی، آه سرد و گرد مرگ بر همه چيزو همه کس نشاند، تمام امیدها به یأس مبدل شد و مجريان پروژه با فراغ بال طی مراسمی رعب آور اقدام به تصاحب بخشهای وسیعی از زمین های متعلق به تئاتر شهر و کوچه های اطراف کردند. البته این مسئله سابقه ای چند ساله دارد. زمانی که حقیر مسئولیت اداره ی آن مجموعه را داشتم، زمزمه هایی در این خصوص شنیدم لذا در آذرماه سال 1378 طی نامه ای سر گشاده به ریاست جمهوری وقت جناب سید محمد خاتمی نسبت به این امر و مسائل حاشیه ای اطراف تئاتر شهر اعتراض کردم. ده روز بعد با دستور قاطع رئیس جمهور، مسئولین شهرداری و نیروی انتظامی اقدام به پاکسازی محیط کردند و متصرفان بخشی از پارکينگ از تصاحبِ کل آن به ضرورت شرايط خودداری کردند. پس از آن زمین پارکينگ توسط معاونت خدمات شهری شهرداری بازسازی شده، تحویل تئاتر شهر گرديد. متاسفانه در سال 1382 نیّتِ تصاحب با هماهنگی مسئولين وقت شهرداری تهران عملی شد و با محصور کردن و خاکبرداری شبانه روزی روند شکل گيری پروژه با به هيچ گرفتن اعتراضات فراگير هنرمندان و اهل محل عملا آغاز شد.
در تعریف پروژه البته پارکینگ طبقاتی پیش بینی شده است ولی با توجه به نیّت طراحان، کيفيّت طرح و زمين انتخابی به نظر می رسد این پروژه بیشتر در پی فعالیت های تجاری باشد تا فعالیت های فرهنگی. حالا اگر بنا را هم بر صداقت بگذارم و هدف را صد در صد فرهنگی قلمداد کنيم، طراحی چنین طرح عظيمی دراين محل - که قطعا منجر به ساخت و ساز مجتمعی بسیار رفیع تر از بنای زیبای تئاتر شهر خواهد شد - آنهم چسبیده به ساختمان و سوار بر آن نه تنها عاقلانه نیست بلکه احساس ناامنی را در جماعت تئاتر تشدید می کند.
در این مورد تا کنون حقیر چندین مطلب نوشته ام. از جمله مطلبی که در همین سایت به مناسبت آغاز جشنواره ی سال قبل و بحث ایمنی و راههای کمک امدادی در شرايط بحران به ساختمان تئاتر شهر نوشتم. همانوقت چندین نشریه اقدام به چاپ آن کردند، از جمله روزنامه ی همشهری که با حذف بخشی که مربوط به احداث این پروژه بود اقدام به چاپ آن کرد. اصل مقاله را با عنوان نگرانی هميشه با ماست می توانید اینجا بخوانید.
به نظر می رسد عاقلانه ترین کار در شرایط فعلی توقف کامل پروژه و تبدیل زمین به پارکینگ بر اساس طرح پیشنهادی تئاتر شهر است که از پنج سال پيش هنرمند گرامی حسين خسروجردی طراحی آن را به عهده داشت. اين طرح بديع در زمان آقای الویری به شهرداری ارائه شد. سپس با پيگيری های بسيار در زمان جناب ملک مدنی به تصويب شورای اسلامی شهر تهران و شهرداری رسید و اکنون در بايگانی شهرداری خاک می خورد.
اطمینان قلبی دارم – همانطور که چندين مرتبه حضوری به مسئول عجول پروژه گفتم - به دلیل نیّت نادرستِ او و طراحان که همانا تحت تاثیر قراردادن و حذف قطعی مجموعه ی فرهنگی ِ تئاتر شهر است این طرح هرگز به سرانجامی نيکو نخواهد رسید. امید وار است شهردار جدید تهران، با رعایت تمام ملاحظات شهامت بخرج داده و تا دير نشده از ادامه کار این پروژه ی ضد فرهنگی جلوگیری نماید تا بيش از اين خانواده ی کم توقع تئاتر مورد تحقير قرار نگيرند.