درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
یکشنبه 22 آبان 1384
موضوع: روزنوشت
● سرقت ادبی


Henre.png

يادش به خير! آن سالهای صداقت و يک رنگی، دوست همکاری داشتيم به اسم حاج رحمانی. هرکجا هست خدا سلامتش بدارد. بی نهايت شوخ و گشاده رو بود. هنوز هم هست البته. مدير اداره رفاه تلوزيون بود و بسيار زحمتکش. بماند که هر وقت هاشمی – رييس وقت - می خواست کسی را بترساند می گفت فردا می دهم رحمانی بخوردت! اين بزرگوار هر وقت می خواست کسی را به آدم معرفی کند می گفت: " به ظاهرش نگا نکن، آدم خوبيه!

ديروز عصر در گذر به نشر نی کتاب جديدی ديدم از هانری ترويا؛ اهل مطالعه خوب می شناسندش، از رمان های تاريخی – اجتماعی که نوشته و البته اکثر به فارسی در نيامده ولی بيشتر در ايران، ما به خاطر زندگينامه های جامعی که از شخصيت های ادبی يا تاريخی نوشته و مشهورترينش به فارسی سليس برگردانده شده – مثل داستايوفسکی و تولستوی و گوگول و چخوف و گورکی و فلوبر- می شناسيمش. درمسکو به دنيا آمده در 1911 و در هنگام انقلاب روسيه هجرت کرده و از سال 1920 مقيم و شهروند فرانسه شده حالا هم عضو فرهنگستان فرانسه است، نه که از حالا، از سال 1959
اسم کتابی که ديدم و خريدم و نرسيده به خانه دست گرفتم و تا تمام نکردم پانشدم " سرقت ادبی" است. به اسمش نگاه نکنيد! اين يک رمان بسيار جذاب و دلنشين است. همين تازگی نشر قطره درآورده در سيصد صفحه با ترجمه ی زيبای سرکار خانم دکتر مهوش قويمی. با يک طراحی جلد فوق العاده بچه گانه و ابتدايی. " شما به جلدش نگاه نکنين، کتاب خوبيه!

جايی در ميان ابرها

نمايش " درميان ابرها " نوشته و کار امير رضا کوهستانی را ديدم. يک قصه ی کوتاه مدرن بود که روی صحنه خوب از حفظ خوانده شد. همين! اگراين قصه چاپ شود حتماً يک بارهم خودم می خوانمش.

نمايش " گفتگو" اثر استاد خسرو خورشيدی را هم ديدم. در مورد آن فقط می توانم بگويم طراحی صحنه ی خسرو خورشيدی در نمايش بينوايان، سريال سربداران، رند خلوت نشين و... خيلی عالی بود، خيلی!