درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
شنبه 12 آذر 1384
موضوع: روزنوشت
● کبوتری ناگهان

ab.png

اصلاً از عباس غفاری انتظار نداشتم اجرای نمايشش – کبوتری ناگهان – به اين زيبايی و پختگی باشد.

پنجشنبه شب ديدمش، در تالار نو، به رويايی می مانست. متن آن از محمد چرمشير است. بی رودربايستی بگويم، قلم اين بشر حسرت برانگيز است. در هر وادی قلم می زند کلمات را سحر می کند. يک بار کوچه بازاری می نويسد در نمايش شيش و بش، يکبار نثری دارد حيرت آور و بديع در نمايش درخشان در مصر برف نمی بارد، يک بار زمان و مکان را در هم می شکند با نمايش دير راهبان و روز رستاخيز، حالا هم که نثر دلنشين و مخملی قاجاری را به کار گرفته در همين اثری که گفتم.
کبوتری ناگهان نه زمان خاصی دارد نه مکان مشخصی، اما آدمهايش ملموس و قابل درکند. مجموعاً همه چيز فراهم آمده تا در مدت پنجاه دقيقه تماشاگر را ببرد به ژرفای مظلوميت زن اين ديار. در اين اثر عباس غفاری هوشمندانه و بی ادا چند واقعه را در زمانهای در هم تنيده شده، درمکانهايی برهم سوار شده روايت می کند و چه زيبا. انصافاً همه چيز درحد خود در اوج کمال است. متن، بازی ها، موسيقی، دکور و هماهنگی. کبوتری ناگهان نمايش نشانه هاست، از باد و باران گرفته تا ترمه و منجوق و کتاب، از مرد و زن گرفته تا اندرونی و بيرونی. همه جا صحبت از مردهاست و اثری که بر زنان اين ديار دارند، اما هيچ مردی در صحنه نيست. لحظه ای – جابه جا- خانم جان قصه اش را می گويد و در ميان روايت های او يکی يکی زنان اندرونی خانه ی نزهت جهان بر او – بر نزهت جهان مسخ شده در مناسبات روزمره و سنت ها و شراب و شعرهای شاتوبريان و باران - وارد می شوند و ضمن زدن کوکی بر ترمه ی بخت و گفتگو با او، داستان خود می گويند و تصوير و تصوری می دهند از جاری زندگی خارج از نزهت جهان. او زنی سترون است، در انتها صاحب کودکی می شود از جنس عشق از زنی ديگر. کودکی که با ورودش قدری زن بودن را به او ياد آور می شود. دست مريزاد. در کبوتری ناگهان اينان می درخشند: مريم معينی، نگارعابدی، مريم سرمدی، شبنم مقدمی، آتيه جاويد، ندامقصودی، نسرين درخشان زاده، هانا کامکار و ديگران... و خود عباس غفاری. چرمشير هم که جای خود دارد.