درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 7 دی 1384
موضوع: روزنوشت
● سينما، سينماست، سيما، سيما

طی اين هفته رييس سازمان صدا و سيما اعلام کرد از اين پس اين سازمان در زمينه ی توليد فيلم سينمايی اقدام نخواهد کرد و در چهارچوب وظيفه اش که همانا توليد برنامه و سريال تلوزيونی است گام برمی دارد.
اين تصميم به زعم من و بسياری، از زمره بهترين و سود مند ترين تصميماتی است که اين سازمان در روند تحول پيش برنده ی خود در يک سال گذشته می گيرد.

از شش سال پيش در يک اقدام هماهنگ ولی نانوشته، اين سازمان در جهت مقابله با سياست های وقت شورای انقلاب فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نسبت به توليد انبوه فيلم سينمايی با حداقل کيفيت اقدام نمود و سعی کرد با جلب توجه سينماگران، نبض حرکت سينما را در دست گيرد. در اين تعريف، توليد چند فيلم ( متوسط و اغلب متولد شده از بطن هر سريال) در دستور کار قرار گرفت و به سرعت و با حمايت بی دريغ تبليغاتی راه به پرده برد. براين مبنا به شکل موازی توليدات خارج از اين دايره، مورد بی توجهی و حتی بی مهری سازمانی قرار گرفت که عمده ترين و پرنفوذترين ابزار تبليغی کالاها را در اختيار داشت. با اين نگاه در دو نوروز پياپی همان سال ها با پخش حجم انبوه فيلم های سينمايی جذاب و روز جهان – و نه ايران - اکران نوروزی سينما را بی مشتری و فيلم های محروم از تبليغ را با فروش بسيار پايين به آرشيو دفاتر فيلمسازی هدايت کرد. در ادامه، تلوزيون به عنوان دست به نقد ترين مشتری محصولات سينمايی برای پيش خريد و پخش از شبکه های رو به گسترش خود، روند خريد از بازار داخلی را کند و سپس با قيمت گذاری های نامتعارف زمينه شکست هرگونه سرمايه گذاری در اين صنعت - خارج از اراده ی سيما - را با خطرات مختلف مواجه کرد. ( در اين مورد بعد سخن خواهم گفت چون توسط مسئولين وقت علی رغم وجود مصوبه ی مجلس شورای اسلامی و تخصيص اعتبار لازم، اين مهم انجام نشد )
تلاش مسئولين وقت حوزه ی معاونت سينمايی علی رغم قول و قرارهای وقت و بی وقت و امضاء تفاهم نامه های بی پشتوانه، تقريباً راه به جايی نبرد و کم کم کفه ی تصميم گيری در اين خصوص به سمت سيما متمايل شد. هرچند بعدها با تعويض مقامات ارشاد و تغيير سياست ها قدری از اين رويکرد کاسته شد ولی کماکان عمده نبض سينما به جای ارشاد در جام جم می زد.
تلوزيون، با اين سياست مقطعی و عجولانه ، علی رغم توليدات متعدد و متنوع و سرمايه گذاری در امر توليد آثار سينمايی نسبتاً حرفه ای و بعضاً مستقل و با وجود حمايت بی چون و چرای تبليغاتی از آنها هرگز نتوانست در اين ميانه بدرخشد و محصول در خور اعتنايی مطابق با قد و قواره ی سينما بر پرده منعکس کند، اما به هرجهت بر سياست های کلان سينما آثاری گاه سازنده و اغلب مخرب برجای گذارد. هدف البته سود بردن و برگشت سرمايه از طريق پرده نبود بلکه نوعی واداری سينما به تمکين بود. اين روند غلط از زمان حضور عزت الله ضرغامی در اين سازمان به شکل بطئی روندی معکوس پيمود و با اعلام حمايت بی دريغ از پاره ای محصولات سينمايی توليد شده ی خارج از سيما بر مسيری ديگر افتاد و در نهايت منجر به صدور اين دستورالعمل ميمون برای جدا کردن سهم خود از اين حرفه ی آسيب پذير شد، چرا که جناب مهندس ضرغامی با داشتن تجربه حضور در سمت معاونت سينمايی ارشاد بهتر از هرکس آسيب آن سياست ها را درک می کرد. هر چند اتخاذ اين تصميم به معنی دور شدن کامل سيما از کليت سينما نيست و اين معنی را القا نمی کند که تلوزيون من بعد در سرنوشت توليدات بی تأثير است ولی اين حرکت هوشمندانه و برکت بخش در آينده ی نزديک اثرات سازنده ی خود را بر صنعت سينما نشان خواهد داد. بايد پذيرفت سينما، سينماست و سيما، سيما. قطعاً مديران ارشد ارشاد و تهيه کنندگان فرهيخته ی سينما از اين تصميم به جا استقبال کرده و به آن ارج خواهند نهاد.
عمر و فرصتی بود در مطلب بعد اشاره ای به تاريخچه ی تأثيرات متقابل سينما و تلوزيون – از زمان پيدايش تلوزيون در ايران - خواهد شد و برکات اين تصميم برای هر دو حوزه را نقد خواهم کرد.