درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
پنجشنبه 28 دی 1385
موضوع: روزنوشت
● استوانة بيمار تئاتر

مسئله بسيار ساده است، برای ارتقاء و توسعه در همه ابعاد به تئاتر نياز داريم زيرا تئاتر در دنياي امروز ملاك سنجش توسعه يافتگيِ هر کشور است. و اين طبيعي است که تئاتر همپای نيازهای نرم افزاری و فکری، ابزار، لوازم، امكانات، نيروي انساني کارآمد و اعتبارات ويژه خود را طلب مي كند؛ نمي شود دم از تئاتر زد و به لوازمش بي اعتنا بود.

يكي از واجب ترين ارکان و اساسي ترين نيازهای هنر تئاتر مكانِ در خورِ هنرِ فاخرِ نمايش است. به هر دليل بسياري از فضاهاي مناسب يا تغيير كاربري پيدا كرده اند يا دراختيار تئاتر نيستند. بسياری هم طی سال ها آمدند و رفتند و قول توسعه فضاهاي مناسب اجراي نمايش و ساخت مجموعه های شماره 2 و 3 و... تئاترشهر را داده اند ولي هنوز اتفاقي نيفتاده است. قرار است همين روزها انشاء الله کلنگ احداث تئاتر شهر 2 به همت شهرداری زده شود. اگر هم چنين شود باز تا اين مکانِ تازه به بهره برداری برسد چند سالی طول می کشد.
اكنون چه بخواهيم و چه نخواهيم تنها مركز معتبر تئاتر ايران و تهران ساختمان زيبا، شيكل و استوانه ایِ تئاتر شهر است. اين ساختمان عمري چهل ساله دارد. طي اين سالها مدام و بی وقفه مورد بهره برداري قرار گرفته و هرگز فرصت تنفس، استراحت و بازسازي نداشته است. اين عمارت سال هاست از بنيان تا سقف بيمار است. ناامن است. اشكالات عديده و اساسي دارد. اجرا و تماشای نمايش در آن همراه با رنج و عذاب و نگرانی است و بسياری از ترس اتفاقات ناگوار، فقر امکانات بهداشتی، نبود تهويۀ مناسب، نقص امکانات فنی در همه ابعاد، عدم ايمنی در مقابل حريق و... به آن نزديک نمی شوند. اين ساختمان براي تئاتر كشور حكم يك موجود زنده را دارد كه اكنون لاجرم بيمار و رو به موت است. اگر بخواهيم در خصوص نواقص و عيوب اين مركز مهم و معتبر مسائلي را مطرح كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد.
سالها پيش وقتي مسئوليت آنجا را گرفتم طي نامه اي در خواست تأمين اعتبار كردم و خواستم اجازه دهند ششماه تعطيل شود تا به امر بازسازي آن اقدام كنيم. آن موقع به هزار و يک دليل نشد. نه امكانش بود، نه اعتبارش ولي در حد توان سعي شد در حين بهره برداري قدري بازسازي بشود آن هم به شکل اوليه و ناقص. اينك مركز هنرهاي نمايشي با عزمي راسخ تصميم به بازسازي و نوسازی آن گرفته است و جناب بهروز غريب پور را به عنوان مسئول پروژة بازسازي اين مجموعه به كار گرفته است. به جرات می توان گفت تنها كسي كه از پس اين مهم برمي آيد هم ايشان است چون تجربة چندين كار بزرگ و ملي كه توسط ايشان به سرانجام رسيده اين را به اثبات رسانده است و با فرهيختگی و دلسوزی دل در گرو تئاتر دارد. در اين راستا تا حدودی شرايط هم مساعد است و ارادة مديران فرهنگي كشور براين قرار است که عمارت تئاتر شهر در شأن و منزلت تئاتر و شهروندان تهرانی نوسازی شود، پس لازم است از جانب هنرمندان و ارباب جرايد و دوستان مرتبط با هنر نمايش حمايت لازم و كافي صورت گيرد و با سعه صدر ازاين اقدام پشتيباني شود تا در آينده اي نزديك اين مجموعه از فلاكت و نابودی نجات يافته و ما شاهد افتتاح دوبارة مركزي آبرومند، مجهز، امن و تميز باشيم.
اما لازم است ضمن بازسازی، با بکار گيری و آموزش نيروی انسانی مورد نياز، فرهنگ استفاده از فضای بازسازی شده نيز تقويت شود. اين مجموعه جزو سرمايه های ملی کشور است. همگان در هر رده وظيفه داريم در حفظ و حراست و بهره برداری درست از آن بکوشيم.