درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1386
موضوع: روزنوشت
● نسبت سينمای ايران و جشنواره ها


امروز مطلبی خواندم از يک منتقد که از عدم حضور سينمای ايران در جشنواره کن استقبال کرده بود.

متأسفانه پس از دو دهه حضور مستدام و غرور انگيز در عرصه های جهانی، طی دوسال گذشته، سينمای ايران هيچ فيلم قابل توجهی برای عرضه در جشنواره های معتبر جهانی نداشته است و اين مسئله به جای اين که باعث نگرانی شود به زغمِ اين منتقدِ همسو با سياست های دولت، سبب خوشحالی است. به اين نکته بايد توجه داشت که هرگز حضور در جشنواره ها به معنی توليد آثاری بی ارتباط با سلايق مردم داخل نيست. سينما اساساً کارکردی چند گانه دارد و می تواند با توليد آثاری بومی برای معرفی فرهنگ ايران، در داخل نيز با خلق آثاری گرانقدر باعث جذب انبوه مخاطبان شود. ضمن آن که می توان با توليد آثاری فاخر با استانداردهای جهانی به هر دو خواسته رسيد. ناتوانی در ايجاد ارتباط با مخاطب داخلی ربطی به جشنواره های خارجی ندارد بلکه معلول سياست های غلط و سوء مديريت به شکل کلان در داخل است. چرا اين قدر به سينماگران فرهيخته خود بی حرمتی روا می داريم و مدام آنان را مجذوب مظاهر بيگانه قلمداد می کنيم؟
برای باليدن به سينمای ايران همين بس که زمانی بسياری از دولت مردان وزارت امور خارجه با افتخار اذعان می کردند در مذاکرات بين المللی، سينمای ايران و افتخارات مترتب بر آن برای پيشبرد حرف و سخن آنان در عرصه سياست راه گشا بود. اگر اين دريچه را نيز ببنديم، ديگر چگونه و با چه ابزاری جريان انتقال فرهنگ و دعوی فرهنگ مداری و تقابل با بی فرهنگی را به جهان منتقل کنيم؟ اين حرف به معنی آن نيست که مطابق ميل و خواسته جشنواره ها فيلم بسازيم که هر جشنواره ای را سياستی و برنامه ای است و مگر جشنواره بين المللی فجر برای خود سياستی خاص ندارد؟ و مگر هرآن چه طی اين سال ها توليد شده و افتخار آفرين بوده مطابق سياست های اجانب بوده است؟
بهتر است به جای خوشحالی، کمی خردمندانه بينديشيم و از اين منزوی شدن احساس نگرانی کنيم. اين گونه نباشد که چون از پس حل مشکلات برنمی آييم آن ها را چنان خرد و حقير کنيم که ديگر حل کردن آن محلی از اعراب نداشته باشد.
بايد دست و همت والای سينماگرانمان را ستود که با در اختيار نداشتن ابزارهای مرسوم جذب مخاطب که در جهان بيرون از ما رواج دارد؛ همانند برهنگی و خشونت و پرده دری و گاه نقدِ زيربنايی و... محدوديت ها را به فرصت های خلاقه بدل کرده و می توانند با همين ابزار و امکانات لاغر، گاه آثار گرانقدر و قابل توجهی خلق کنند. کافی است کمی بدانان احترام بگذاريم و باور کنيم آنان نيز دلسوز همين آب و خاک اند، نه آن که چون با ما نيستند بر ما هستند.