درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 1 خرداد 1386
موضوع: روزنوشت
● سؤال بی گزينه

شب قبل در برنامه شب شيشه ای شبکه پنج به بهانه ی حضور پانته آ بهرام سوال مسابقه ی تلفنی هرشبه حول محور تئاتر بود.

به سؤال پنج گزينه ای برنامه دقت کنيد:
مشکلات تئاتر چيست؟
- کمبود مکان نمايش.
- کمبود متن نمايشی خوب.
- کمبود بودجه تئاتر.
- دوری پيشکسوت ها.
- همه ی موارد.
دست آخر مجری برنامه اعلام کرد هفتاد درصد مخاطبان با پيام تلفنی گزينه ی همه ی موارد را اعلام کرده اند.
در خصوص طراحی اين سؤال سطحی و غيرکارشناسی و جهت دار برنامه چند نکته اعلام می شود.
در تهران کمبود مکان هست ولی مشکل اين جاست که مديريت بهره برداری از مکان های بلااستفاده نمايشی موجود را هم نداريم. در همين تهران بزرگ، حسب آمار دقيق نزديک به چهارصد سالن وجود دارد که قابليت بهره برداری نمايشی دارد ولی به دلايل متعددی که از حوصله ی اين نوشته خارج است، سال هاست خاک می خورد و يا فقط سالی دوسه بار درهايش به روی مراسم توديع و معارفه باز می شود.
برخلاف نظر طراح سؤال، ابداً مشکل کمبود متن نمايشی نداريم بلکه ظرفيت تحمل متن قرص و محکم در مديريت فرهنگی کشور وجود ندارد.
باز برخلاف نظر طراح سؤال اکنون اعتبار تئاتر به بالاترين رقم ممکنه ی خود رسيده است. سال 76 کل بودجه تئاتر حدود هشتصد ميليون تومان بود و اکنون به رقمی معادل هفت و نيم ميليارد تومان رسيده است. البته اعتقاد دارم بايد صد برابر اين شود ولی صرف افزايش بودجه دردی را دوا نمی کند بلکه گاه باعث تولد و تورم مشکلات جديد می شود.
دوری پيشکسوت ها از تئاتر هم از آن حرف های عوامفريبانه است. بايد پرسيد بزرگ و پيشکسوت کيست؟ آيا صرف پيشکسوت بودن کافی است؟ آيا او حرف تازه ای برای گفتن دارد؟ آيا توان انجام کار دارد؟ آيا مخاطب دارد؟ تازه کدامين آن ها از تئاتر دورند؟ کدام طرح را در دستور کار دارند؟ و مگر به صرف حضور يک يا چند پيشکسوت مسائل تئاتر حل می شود؟ ( چون نمی خواهم نام ببرم فعلاً از بيان مصداق ها صرف نظر می کنم ) ما اکنون چهره های درخشان جوانی در تئاتر کشور داريم که در عرصه ی نمايش هماورد و هم اندازه ای همتايان خود در جهان اند. کافی است ذهن های خود را توسعه دهيم و ببينيمشان.
حالا جدای از همه ی اين ها مگر مخاطبين يک برنامه عوام پسند و استانیِ تلوزيون تا چه حد از تئاتر و مشکلات آن شناخت دارند که نظرشان بتواند راه گشای تئاتر ملی کشور باشد؟
فکر نمی کنم در هيچ کجای عالم يک رسانه با داشته های فرهنگی خودش اين طور سهل انگارانه برخورد کند.
تئاتر ايران مشکلات بی شماری دارد که اتفاقاً اين چهار پنج گزينه از جمله مشکلاتش نيست يا حداقل جزو مشکلات اساسی و پايه ای اش نيست. شايد اگر پرسيده می شد تا چه حد دغدغه و تحمل تئاتر داريم و تا چه حد تئاتر برای فرهنگ ما ضرورت دارد کمی بهتر و واقع بينانه تر بود.
ولی به قولی تلوزيون است و دور هم ايم...