درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 26 خرداد 1388
موضوع: روزنوشت
● اين روزها که می گذرد...


نسل هوشيارِ امروز، اين لحظه‌هاي سرنوشت‌ساز را دقيق به خاطر سپارند. دير نيست كه در كتبِ درسي مايه عبرتِ نسل‌ها شود. پژوهشگران دستمايه تحقيق كنند. فيلمسازان و هنرمندان ِفردا بر مبناي آن آثار درخشاني خلق كنند. پدران آينده در نبودِ ما، گوشه‌گوشه‌ي آن را براي نوادگان خود نقل كنند. نسل ما و پيش از ما كه شاهد انقلاب نابِ اسلامي بود و در گذرگاه حوادثِ رفته شاهد و عامل، پيامدهاي خوش و ناخوش فرداي تحولات امروز را بهتر درك مي‌كند؛ پس هادي و راهنماي جوانان خشمگين باشد.
چون نيك بنگريم ماجرا بسي ساده است. مردمي متمدن و محترم كه از دروغ و تحقير، خرافه و انزوا و سوء مديريت به تنگ آمده بودند در بزنگاهي فراهم، تنها با اتكا به قانون اساسي، در چهارچوب جمهوری اسلامی خواستار تحول در مديريت كشور خود بودند و هستند. حتي يك مورد در خواست‌ها و شعارها و تجمعات- چه پيش از حماسه‌ي انتخابات و چه بعد از بروز وقايع تلخ و بُهت آورِ پس از آن- نگفتند و نمي‌گويند در صدد براندازي‌ي حتي نرم و رنگين‌اند. آنان كه با توهم و كژانديشي، نابخردانه نقشه‌ي تحقير دوباره اين مردم فهيم و صبور به‌ويژه جوانان اميدوار و پرشورش را در سر پروراندند در قبال خسارت‌هاي عظيم و جبران ناپذيرِ وارده به‌خصوص زخم‌هاي رفته بر تن و روح يك ملت، در دو دنيا مسئول‌اند. حتي كودكي خفته در گاهواره نيز مي‌فهميد نبايد اينچنين بي پروا با غرور و اعتمادِ آحادِ يك كشور بازي كرد و به آنان اينچنين روشن و گسترده توهين روا داشت و از سر لجاجت ادامه داد. جمعي اندك و نابلد اوضاع را چنان ترمز بريده پيش بردند كه هزار عاقل و فرهيخته از خيل خودشان هم در حل آن سردر گم‌اند و آرام آرام متوجه عمق فاجعه می شوند. واقعاً پس از آن‌همه شعار سي ساله، اين است تصّورِ حقيقت و تصوير عينيتِ جامعه‌ي ما كه نشان جهانيان دادند؟ به واقع اگر از اين همه بي‌درايتي و ظلم آشكار سردر چاه بريم و چون مولايمان خون بگرييم رواست.
اين كمترين، همچون اكثريت مردمِ بلند همت با شناخت كامل، سيد و سالار ادب، صداقت و حقيقت، عصاره‌ي انقلاب اسلامي و باوردارِ الله‌اكبر و عامل حريّت و سربلندي جمهوري اسلامي ايران مهندس ميرحسين موسوي را انتخاب كردم و به اين انتخاب افتخار مي‌كنم. بر رأي دهندگان و ندادگان‌ِ پيوسته به منش اوست كه ضمن حفظ هشياري و تداوم حمايت، جداً متانت و دورانديشیِ خود را حفظ كرده و از خودسرانگي و آشوب بپرهيزند. خداي بزرگ را شاكرم كه از حلقوم ناقابل‌ام كلامي – نه ديروزها كه در سرنوشت‌سازترين و بحراني‌ترين روزها در رسانه گوينده و مسئول بودم نه اين‌روزها كه خوشبختانه از آن دورم- خلافِ اراده الهي و مردم شريف و نجيب ايران بيرون نيامد؛ متأسفانه پاره‌اي همكاران‌ِ بي‌توجه به شرايط بحران، با افزودن چاشني غليظ به كلمات و عبارات رسمي كه تنها حسبِ حرفه بايد راوي صادق آن باشند، خيل‌ِ مخاطب را خشمگين مي‌كنند.
به‌حق شايسته و سزاوار سرزمين ما و ساكنانش صدق، صلح، آرامش، برادري، عدالت، مروت و حاكميتِ قوانين مدني است؛ خدايا تو خود در اين روزهاي حادثه پاسدار هر دو باش!