نسل هوشيارِ امروز، اين لحظههاي سرنوشتساز را دقيق به خاطر سپارند. دير نيست كه در كتبِ درسي مايه عبرتِ نسلها شود. پژوهشگران دستمايه تحقيق كنند. فيلمسازان و هنرمندان ِفردا بر مبناي آن آثار درخشاني خلق كنند. پدران آينده در نبودِ ما، گوشهگوشهي آن را براي نوادگان خود نقل كنند. نسل ما و پيش از ما كه شاهد انقلاب نابِ اسلامي بود و در گذرگاه حوادثِ رفته شاهد و عامل، پيامدهاي خوش و ناخوش فرداي تحولات امروز را بهتر درك ميكند؛ پس هادي و راهنماي جوانان خشمگين باشد.
چون نيك بنگريم ماجرا بسي ساده است. مردمي متمدن و محترم كه از دروغ و تحقير، خرافه و انزوا و سوء مديريت به تنگ آمده بودند در بزنگاهي فراهم، تنها با اتكا به قانون اساسي، در چهارچوب جمهوری اسلامی خواستار تحول در مديريت كشور خود بودند و هستند. حتي يك مورد در خواستها و شعارها و تجمعات- چه پيش از حماسهي انتخابات و چه بعد از بروز وقايع تلخ و بُهت آورِ پس از آن- نگفتند و نميگويند در صدد براندازيي حتي نرم و رنگيناند. آنان كه با توهم و كژانديشي، نابخردانه نقشهي تحقير دوباره اين مردم فهيم و صبور بهويژه جوانان اميدوار و پرشورش را در سر پروراندند در قبال خسارتهاي عظيم و جبران ناپذيرِ وارده بهخصوص زخمهاي رفته بر تن و روح يك ملت، در دو دنيا مسئولاند. حتي كودكي خفته در گاهواره نيز ميفهميد نبايد اينچنين بي پروا با غرور و اعتمادِ آحادِ يك كشور بازي كرد و به آنان اينچنين روشن و گسترده توهين روا داشت و از سر لجاجت ادامه داد. جمعي اندك و نابلد اوضاع را چنان ترمز بريده پيش بردند كه هزار عاقل و فرهيخته از خيل خودشان هم در حل آن سردر گماند و آرام آرام متوجه عمق فاجعه می شوند. واقعاً پس از آنهمه شعار سي ساله، اين است تصّورِ حقيقت و تصوير عينيتِ جامعهي ما كه نشان جهانيان دادند؟ به واقع اگر از اين همه بيدرايتي و ظلم آشكار سردر چاه بريم و چون مولايمان خون بگرييم رواست.
اين كمترين، همچون اكثريت مردمِ بلند همت با شناخت كامل، سيد و سالار ادب، صداقت و حقيقت، عصارهي انقلاب اسلامي و باوردارِ اللهاكبر و عامل حريّت و سربلندي جمهوري اسلامي ايران مهندس ميرحسين موسوي را انتخاب كردم و به اين انتخاب افتخار ميكنم. بر رأي دهندگان و ندادگانِ پيوسته به منش اوست كه ضمن حفظ هشياري و تداوم حمايت، جداً متانت و دورانديشیِ خود را حفظ كرده و از خودسرانگي و آشوب بپرهيزند. خداي بزرگ را شاكرم كه از حلقوم ناقابلام كلامي – نه ديروزها كه در سرنوشتسازترين و بحرانيترين روزها در رسانه گوينده و مسئول بودم نه اينروزها كه خوشبختانه از آن دورم- خلافِ اراده الهي و مردم شريف و نجيب ايران بيرون نيامد؛ متأسفانه پارهاي همكارانِ بيتوجه به شرايط بحران، با افزودن چاشني غليظ به كلمات و عبارات رسمي كه تنها حسبِ حرفه بايد راوي صادق آن باشند، خيلِ مخاطب را خشمگين ميكنند.
بهحق شايسته و سزاوار سرزمين ما و ساكنانش صدق، صلح، آرامش، برادري، عدالت، مروت و حاكميتِ قوانين مدني است؛ خدايا تو خود در اين روزهاي حادثه پاسدار هر دو باش!





