درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 17 تیر 1388
موضوع: روزنوشت
● يک نمايش راديويیِ بی خاصيت!


/ فرودِ موسيقی /
- فرمايش؟
- چندبار آمدم گفتن تشريف نداريد.. هرچی احضاريه و نامه داديم بی جواب موند. می خواستم با شما در خصوص تخليه اين مِلک صحبت کنم!...

- بيخود!... باز خوشی زده زير دلت؟... واس چی از رو نمی ری مرتيکه؟... کارکاسبی نداری، همه اش علافی اين ورا؟
- آقای محترم، يقه منو ول کنين، من که با شما دعوا ندارم، موعد اجاره شما سر اومده... همين!
- اصلنش تو چيکاره حَسَنی؟
- بنده وکيل قانونی صاحبان اين ملک ام، اينم حکمِ محضری وکالت از طرف...
- حکم به رخ می کشه!... برو بذا در کوزه!... دفه ديگه اين طرفا آفتابی شی، می دم بمالوننت!...
- پس مجبورم اقدام قانونی بکنم... می رم با مأمور اجرا ميام!... با اجازه!
- واسّا بينم!... واسّا بينم!... بچه يتيم می ترسونی؟
- به شما يک هفته فرصت می ديم تخليه کنيد!... با زور که نمی تونين ملک مردمو تصاحب کنين!... تبديل به مسافرخونه کنين، درِ اضافه توش واکنين، مغازه ازش دربيارين، کارگاه توليدی تو حياطش رابندازين!... قانون ميگه هرکاری تو اين مِلک کردين خلافه!...
- قانون شيکر خورده با تو... برو گمشو و الا جرت می دم!
- چرا همچين می کنی؟... زورت به من رسيده؟... آآآااای کمک!
- صداتو بيار پايين!... هوار نکش!... خب؟!
- خب که چی؟... کجای حرفم بی حسابه که مشت می زنی؟
- بيا اين ور بينم!... بيا، خوف نکون!... کاريت ندارم!... پس تو حرف حسابم حاليته؟
- من حرف قانونو می فهمم، طبق قانون شما بايد ملک رو تخليه کنيد و اجاره بهای عقب مانده رو بپردازيد!... پول معوّقِ آب و برق و گاز و تلفن... هرخسارتی ام زدين جبران بشه... همه چيز روشن و شفاف!
- قربون آدم چيز فهم، بيشين رو اين سکو!... بيشين، نترس!... بيشين ميگم!... بشين، می خوام روشنت کونم!
- دست منو ول کنين آقا!... بفرمائين!
- وکيل که نمی تونه چش بسّه، نديده نشنيده بره قاضی!... می تونه؟... يه کم بيا سمتِ ما، حق ما چی ميشه اين وسط؟... هاپولی؟... مگه می ذارم يه مشت شيکم گنده حق مارو بخورن، يه پارچ آبم روش؟... کلی رو ملک اومده... سرقفلی پيدا کرده!
- حرفتون قانونی باشه، کيه گوش نکنه!
- آی باريکلا!... اولندش الانه قانونن من صاحاب اينجام، بوگو چرا!... بوگو تا بگم!
- براساس چه مدرکی آخه؟!... چطوری؟!
- اينم مدرکش!... بذا جيبت!... برو حالشو ببر!
- مال خودتون، من رشوه خور نيستم!
- رشوه کدومه؟... کرايه راهه!
- چک پول می دن برا کرايه؟... محاله بگيرم!
- به درک!... خری خب!
- آقا دست منو ول کنين!... معلوم ميشه شما حرف حساب ندارين!
- ندارم؟... پس گوش بيگر، حاليت شه بری واسه اون مفتخورا که اجيرت کردن بگی!...
- بفرمائين!
- سالی که اين مخروبه رو انداختن به ما، هيچی نداش!... تو بگو يه آفتابه، يه خشتِ سالم تو ديفالش بود نبود، سگ روش نمی شد توش لونه بذاره، اين به کنار!... قرار شد يه دس به سرو روش بکشيم، مام دس و آسين بالا زديم اينجارو کرديم دسه گل، شد ويلا، ماه به ماه اسکنِ سبز ريختيم تو حلقوم حضرات، کلی پول خرج اين بيغوله کرديم. لوله کشی، در و پنجره، گچ کشی، رنگ و پنگ، جونم برات بگه گُل کاری اينا... به حضورت عارضم عمارتشو کرديم عمارتِ درست درمون... سفره خونه سنتی براش عَلَم کرديم... حالا که شده قصر، بديم بريم؟... تو باشی می کنی؟...
- اين که نشد دليل!
- بابا پولشو دادم!... چرا حاليت نيس؟... يه عالمه پيشکی دادم... پولايی ام که از دم دادم کرايه نبود، قس بود، تو که وکيلی باس ملتفت شی!... نصف بيشتر پول اين ملکو دادم، الباقی رم خرجش کردم، تو اگه قانون دونی، اين قانون... حالا پاشو، بی سر صدا برو بذار باد بياد!
- آقای محترم، خوبه روزی که اينجا تحويلتون شد همه محله شاهد بودن. من خودم آمدم جابه جا همه چيزو سالم و نو صورت برداری کردم. يک لک رو ديوار نبود. تميز و مرتب، حتی پرده ها سالم و نو بود. مبل و اساس داشت. يخچال، ماشين رخشويی، کولر، تلوزيون. حياط پر از درخت ميوه بود. آبرومند، راحت. شما ورداشتی ديوار کشيدی شش تا اطاق اضافه کردی، شده مسافرخونه قنبر. طبقه بالارو کردی تالار عزا عروسی. استخرو پر کردی، حياطشو کردی باغچه علف هرز... يه گوشه صابون پزی... يه گوشه نونوايی... تعويض روغنی. گله گوسفند بستی تو حياط پشتی... پارکينگو کردی چارراه استانبول... صرافی و دلالی راه انداختی، يه ورشو کردی بازار سمساری. سوپرمارکت زدی تو هشتی، آژانس مسکن و ماشين زدی بالای پارکينک... بلند گو گذاشتی رو پشت بوم مايه عذاب محل... چه می دونم، چاپخونه زدی تو زير زمين... ساندويچی واکردی تو زير پله!... بازم بگم؟... کار مونده نکرده باشی با مِلکِ مردم؟
- نون رسوندن به چارتا بيکار گشنه بَدِه؟ جا تشکرته اين؟... توليدو رونق دادم مرد حسابی!... باس بم مدال بدن دس و بال يه عده عيالوارو بند کردم!... چيکار تو دارن اينا؟
- عزيز من، سرور من همه اين کارا غير قانونيه!... مملکت قرار و قانون داره!... هرکاری حساب خودشو داره!... شما که نمی تونی هرکاری دلت خواست بکنی، به هيشکی ام جوب پس ندی!
- چارديواری، اختياری!... مِلکمه، اختيارشو دارم!... تو رو سننه؟
- با کدوم سند و مدرک آخه؟
- سند دارم، استشاد محلی دارم، بيا نگاش کن!... کلی آدم تو محل انگشت زده اينجا مال منه!... مادام العمر خريدم... بالای قيمت!
- شما فقط يک اجاره نومچه موقت داری و والسلام!... اين که نشد سند مالکيتِ دائم!
- کلک زدين!... من اون سال واس خريد پا پيش گذاشتم، تو محضر کلک زدی به جا فروش، نوشتی اجاره!... از دس همه تون عارض می شم... رو حساب خودم کلِ پولشو دادم، يه چيزی ام طلبکارم!... دفه بعدم بخوای بچه محلاتو وردای بيای مزاحم شی عربده بکشی، حالتو می گيرم اساسی!
- کدوم بچه محل؟... چرا لگد می زنی؟
- داد می زنی؟... رسم و رسومِ محله رو به هم می ريزی؟... يقه رو ول کون!... الانه حاليت می کونم!... آهای صفدر!... بيا تيزی داره ناکس!...
/ سروصدا و صعود موسيقی /