درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
دوشنبه 19 مرداد 1388
موضوع: روزنوشت
● سلام‌هي‌حتي‌مطلع‌الفجر


از جان سرود، شاعر:
شعرِ سَحَر - در اعتراض.‌
وقت‌ِ سلامِ روشني
با ياد او، آواز شد، هي‌هاي او
...
وِردي كشيد ساحر:
در واي او، با هاي‌وهو، از ناي او
با تن سرود، شاعر:
شب‌رنگِ شعرِ واژگون - در اعتراف.
...
اما...
به پلكِ روز و شب
بشْتاب شد‌، شب‌گير شد
بي‌هاي‌وهو
گلبانگِ سِحْرِ جانْ‌سرود.