درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
شنبه 7 شهریور 1388
موضوع: روزنوشت
● اعجاز رسانه


از شگفتي‌هاي رسانه به‌خصوص رسانه‌های نوين مثل تلويزيون، تغيير آگاهي، رفتار، باور و عادت‌هاي مخاطب در طول زمان است. اين اعجاز رسانه‌اي به‌حدّي ظريف است كه اگر برمبنايي صحيح و علمي پايه‌ريزي شود، مخاطب ابداً متوجه اين تغييرات و سيري كه باعث وقوع آن تحول بوده نخواهد شد؛ چون به شكل بطئي توقعات‌اش از خود و جامعه بالا مي‌رود. گاه نيز برعکس، مخاطب متوجه نيست چه‌طور از عاطفه، عقل، منطق و حالت‌های انسانی، فاصله گرفته تبديل به عنصری منفعل می‌شود. البته بايد توجه داشت رسالتِ ذاتي‌ي تلويزيون در شكل ملي تحول افكار عمومي به سمتي متعالي‌است ( دقيقاً مثل صداوسيماي خودمان. همين‌جا بايد اعتراف كرد اين رسانه ملي تمامي مواردی که درپی خواهد آمد را موبه‌مو و بسياربسيار بيش‌از شرح‌ِ وظائف و استانداردهاي جهاني رعايت مي‌كند!) نه قهقرايي.

مثلاً پرهيز از ترويج عمل خلافِ عرف و قانون. قاعده‌مند كردن تمام رفتارها، گفتارها و كردارها. ترغيبِ مخاطب به وقار، متانت، راستي و ادب. آگاهي بخشي‌ي عمومي نسبت به حقوق فردي، اجتماعي و مدني. تشويق به تبعيّت از قوانينِ مترقي و پيش‌رفته. بهره‌برداي از دانش و فن‌آوري‌ي ‌روز. حفظ و حراست از كانون خانواده. گسترش ورزش، شور، نشاط و شادي. ترويج بهداشت و آموزش حفظ سلامتِ جسم و روان‌ِ فرد و جامعه. پرهيز از سياسي‌كردن‌ِ پديده‌هاي غيرسياسي. دفاعِ مستمر از گردش آزاد اطلاعات. رعايت آداب برخورد با تمامي احزاب و جمعيت‌هاي قانوني كشور. پرهيز از ساده‌انگاري، سطحي‌نگري، خرافه‌گرايي و عوام‌فريبي. حفظ حقوق اقليت‌هاي قومي و ديني. حفظ اعتقاد و اعتماد عمومي. حفظِ فرهنگ و آداب و رسوم ملي و مذهبي. هدايت افكار به صراطِ صحيح. اميدآفريني. بالابردن سطح غرور و افتخاراتِ ملي. تبليغ آزادي، آزادگي، شجاعت و پايداري. ارائه تصويري والا از ملتِ خود به ملل‌ِ جهان. منع هرنوع تحقير و ذلت‌پذيري. پاسداشتِ كرامت و شأن و منزلتِ انسان. ارج نهادن به پيش‌كسوت‌ها در هر زمينه. رواداري و افزايش ظرفيّت و تحمل جامعه. دورانديشي و حفظ آمادگي براي مواجهه معقول با بلاياي طبيعي و بحران‌هاي سياسي، اجتماعي و جهاني. تبليغ حفظ سرمايه‌هاي ملي و محيطِ زيست. ترويج نقد و نقدپذيري. توليد برنامه‌هاي سرگرم كننده و دلپذير جهت اوقاتِ فراغت بدون بدآموزي. رعايت عدل و انصاف و جامع‌نگري در هر شرايط. ارائه تحليل‌هاي صحيح و كارشناسي‌شده از وقايع و مستنداتِ تاريخي. آسيب‌شناسي ناهنجاري‌ها و ارائه الگوهاي مناسب به نسل جوان. پرهيز از ترويج خشونت و تبليغ آرامش و امنيت. راهنمايي‌ي جمعي به‌سمتِ پاسداشتِ مكارم اخلاق و ايمان و رعايتِ عزت و آبروي ديگران. عدم تقسيم‌بندي آحادِ جامعه به خودي و غيرخودي و حذف و طرد نخبگان. شناسايي و شناساندن مفاخر و ميراثِ كهن كشور. بها دادن به خلاقيت و نوآوري. محترم شمردن‌ِ حقوق خالقان آثار علمي و هنري. ايجاد شرايط به‌سامان و هنجار براي فعاليت و سرمايه‌گذاري اقتصادي. عدم تبليغ‌ِ تكيه بر شانس و قرعه‌ و تشويق و ترغيب افراد به تلاش و توليد. حركت به‌سوي مسئوليت‌پذيري، دربرگيرندگي، اتحاد، انسجام و هزاران نياز زندگي و زيستِ مسالمت‌آميز. بازخورد گرفتن از مخاطب جهت اصلاح مسير و...
رسانه فوق‌جذابِ تلويزيون در کشور ما در تمامي موارد ذكر شده و نشده به رسالت طبيعي و تعريف‌شده‌ي خود بي‌كم‌وكاست عمل كرده‌ و مي‌كند و هرگز تماشاگران را در چارچوب ذهنيّتي سخيف، سليقه‌اي، بسته، عقب‌مانده و غيرطبيعي حبس نمي‌كند! لذا مخاطبْ ناخودآگاه عادت نمي‌كند از دريچهِ تنگ و يك‌سويه‌ به پديده‌هاي پيراموني نظر افكند. چون اگر چنين شد و خداي‌ناكرده رسانه چنين كرد، كم‌كم هر پديده‌اي را با هر ميزان ناباوري و غيرعادي‌بودن مي‌پذيرد.
حالا هرچند شوخي، فرض و تصور كنيد روزي را كه مقابل اين جعبه‌ي جادو به‌تماشا نشسته‌ايد تا به شكل عادي يك مسابقه فوتبال ببينيد ولي از گيرنده شما خيلي‌ جدي مسابقه‌اي با مشخصاتِ غلو شده زير به شکل غيرزنده پخش مي‌شود:
"رنگِ زمين چمن ورزشگاه آبي، زرد، زرشكي يا رنگي ديگر است. بازي در شب انجام گرفته و از انبوهِ تماشاگران خبري نيست. تنها معدودي با شعارهاي معين، روبروي دوربين به تشويق تيم الف مشغول‌اند. دورتادور زمين مسابقه پر از تبليغات براي تيم الف است. جايگاهِ خبرنگاران و عكاسان رو به تيم الف قرار دارد. مفسّرِ فوتبال دربست طرفدار تيم الف است و فقط بازي آن‌ها را پوشش مي‌دهد. داورِ مسابقه، منتخبِ كاپيتان تيم الف يا خود اوست. اين كاپيتان در ضمن سرمربي، مربي، كمك‌مربي، پزشك، رئيس فدراسيون، سخنگو و صاحبِ باشگاه نيز هست. مسابقه داراي يك نيمه‌است و زمان آن نيز بر مبناي خواست و توان تيم الف تعيين مي‌شود. دروازه تيم الف كوچك‌تر از حدِ استاندارد است و سه‌نفر مقابل آن ايستاده‌اند. هيچ‌كدام از بازيكنان تيم الف رأساً حق گل‌زدن ندارند بلكه بايد توپ را براي كاپيتان آماده كرده و همگي به او كمك كنند تا پشتِ سرهم گل بزند. تيم ب به‌جاي يازده بازيكن هفت‌هشتْ موجودِ نحيف، خسته، گرسنه و نورنديده در نيمه ‌تاريكِ زمين دارد. دروازه‌بان‌ِ بي‌دست‌و‌پاي تيم ب با چشمان بسته كنار يا بيرون دروازه ايستاده‌است. تمامي بيست‌ودو بازيكن و كادر فني‌ي تيم الف با لباس و كفش مرغوبِ ورزشي در زمين‌اند ولي تيم ب با پيژامه و دمپايي، فقط در محدوده زمين كوچك‌شده و سنگلاخ خود بايد بازي كنند. آن‌ها حق ورود به زمين تيم الف را ندارند. در ضمن بازيكنان تيم ب نبايد كاري كنند كه توپ به آن‌ها اصابت كند و الا اخراج مي‌شوند، در عوض بازيكنان تيم الف علاوه بر پا حق استفاده از دست را هم دارند با اين مجوز كه اگر لازم شد با بازيكنان حريف گلاويز شده به آنان توهين كنند. گل خوردن و خفت‌دادن‌ِ تيم ب قبل و بعد از مسابقه از تمام زوايا به صورت اسلوموشن و کلوزآپ به دفعات پخش می‌شود. بعد از اتمام بازي، تيم ب حق اعتراض يا حضور در كنفرانس خبري ندارد در عوض تمام دوربين‌ها و ميكروفن‌ها مهياي ضبط و پخش اظهارات اعضاي تيم الف‌اند و كل مطبوعات ورزشي موظف به پوشش اخبار و حواشي آن‌ها و ..."
لابد با آن پيش‌فرض از ديدن مسابقه‌اي با اين مختصّاتِ عجيب و تلخ- كه هرگز از سيما نديده و نخواهيد ديد!- تعجب مي‌كنيد. ابداً تعجبي ندارد. همان‌طور كه عرض شد رسانه اعجاز غريبي دارد كه اگر به‌كار بندد به مرور عادتتان مي‌دهد از هيچ اتفاقي حتي در بازي فوتبال تعجب نكنيد!