اول خبر شاديبخش است. محمدرحمانيان كارگردان تواناي نمايش ايران تمرين "روز حسين" را با خيل عظيم بازيگران تئاتر كشور آغاز كرد. بعد از سه ماه خبر مثل پتك بر سر فرهنگ و هنر فرود ميآيد. اجراي "روز حسين" متوقف شد. زحمت بيدريغ گروه دود هوا شد. اين اتفاق به هر دليلي ناخوشايند است. آيا كشمكشي است مابين شهرداري و ارشاد يا بيدرايتي مديريت از هر دو سو و يا اثري فاخر قرباني شرايط مسموم سياسي شد؟... هرچه باشد در نتيجه ماجرا تأثيري يكسان دارد. اينروزها انگار تعمدي در كار است تا با لجاجتهاي بچهگانه گره پشت گره بر نفس اتفاقات آگاهي بخش بخورد و انسانهاي فرهيخته و محق از دور هنر رانده شوند.
رحمانيانها بزرگاند؛ چه اجرا داشته باشند و چه نداشته باشند؛ اين مديريتها هستند كه بزرگ و كوچكيي خود را در تعامل با هنرمند نشان ميدهند. به شخصه از روي خستهي رحمانيان و گروه پرتلاشش شرمندهام. چرا كه احساس خوبي ندارم به عنوان شاگردي كوچك، نمايشي بر صحنه دارم و او كه كارنامه درخشاني از آثار نمايشيي تأثير گذار دارد از اجرا واميماند.كاش در اين هياهو براي هيچ باخردي پادرمياني ميكرد و با تدبير "روز حسين" را پيش از آنكه به تاريكيي شب برسد جانِ اجرا ميداد.





