درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 20 اردیبهشت 1389
موضوع: روزنوشت
● ببر سفيد


« قابل اعتماد بودن خدمتكارها اساس اقتصاد هند است؛ قفس عظيم مرغ و خروس هند. در چين هم چنين چيزي داريد؟ گمان نكنم آقاي جيابائو، وگر نه برخلاف آنچه شنيده‌ام احتياجي به حزب كمونيست نداشتيد كه مردم را تيرباران كند، يا پليس مخفي كه شب‌ها بريزد توي خانه‌هايشان و آنها را بگيرد بيندازد زندان. ما در هندوستان حكومت ديكتاتوري نداريم. پليس مخفي نداريم. دليلش اين است كه قفس مرغ و خروس داريم. آقاي جيابائو، تابحال در تاريخ بشر سابقه نداشته كه چنين تعداد قليلي تا اين حد مديون چنين تعداد كثيري باشند. در اين مملكت يك مشت آدم نودونه و نه‌دهم درصد باقيمانده را- كه از هر نظر به همان اندازه نيرومند، به همان اندازه با استعداد، به همان اندازه باهوشند- طوري تربيت كرده‌اند كه در بندگي ابدي زندگي كنند؛ و اين رابطه‌ي بندگي چنان مجكم است كه ممكن است كليد آزادي يك نفر را توي دستش بگذاريد و او ناسزايي بگويد و آن را پرت كند توي صورتتان.»
اين جملات بخش كوتاهي از رمان زيباي "ببر سفيد" است نوشته‌ي "اراويندا آديگا" كه با ترجمه‌ي مژده دقيقي توسط انتشارات نيلوفر چاپ شده است.
در اين رمان قرار است نخست وزير چين سفري به بنگلور هند انجام دهد. "بالرام" نوكري فرودست كه به شغل رانندگي براي اربابان خود مشغول بوده نامه مفصلي براي او مي‌نويسد؛ نويسنده با اين بهانه داستان پركشش زندگي او و مناسبات حاكم بر جامعه‌ي هند را با زباني شيرين و طنزي تلخ براي ما باز‌گو مي‌كند. اگر دوست داريد هند واقعي را بشناسيد اين رمان را بخوانيد!
ببر سفيد گشت و گذاري موشكافانه و البته جسورانه در سويه‌ي تاريكِ هند دارد كه كمتر نشاني از آن در داستان‌ها و فيلم‌هاي هندي مي‌بينيم. نويسنده در اين رمان، داستاني قوي در باره‌ي بي‌عدالتي و جنگ قدرت در جامعه‌ي سرشار از تناقض امروز هند را روايت مي‌كند. شكل گرفتن جامعه هند در قالب يك اقتصاد جهاني مدرن كه با شخصيت اصلي رمان و تمامي محصور شدگان در قفس مرغ و خروس‌ها در تقابل قرار مي‌گيرد. در نهايت او با تقليد از سرمايه‌داران و سياست‌پيشگان فاسد قفس را مي‌شكند و از دل آن اكثريتِ برده به جرگه‌ي آن تعدادِ قليل وارد مي‌شود.
بالرام حلوايي شخصيت پيچيده‌اي است- خدمتكار، فيلسوف، كارآفرين، قاتل- كه طي هفت شب، زير نور پراكنده چلچراغي مضحك، داستان هولناك و حيرت‌آور موفقيت خود را در زندگي باز مي‌گويد. موفقيتي كه تنها به كمك ذكاوت خود و با مشاهده‌ي زد و بندهاي حاكم بر طبقات تصميم‌گير جامعه هند به آن دست يافته است.
كتابِ ببر سفيد را حتي وقتي تمام كرديد زمين نمي‌گذاريد.