درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 18 آبان 1389
موضوع: روزنوشت
● نمايشی مدرن با قصه ای از گذشته


گزارش روزنامه تهران امروز از تمرین و آماده سازی نمايش حضرت والا را اینجا یا در ادامه بخوانید.

گفت‌وگو با حسين پاكدل به بهانه تمرين نمايش حضرت والا
نمايش مدرن با قصه‌اي كهن
حسين پاكدل پس از اجراي نمايش «رقص زمين» اين‌بار با نمايش «حضرت والا» قرار است كاري متفاوت را روي صحنه ببرد. پاكدل در تئاتر تازه‌اش قصه‌اي در گوشه‌اي از تاريخ را روايت مي‌كند كه فضايي خاص و ديدني دارد. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه اين نمايش از انتها به ابتدا مي‌رود و به گفته كارگردان، در پايان خود به نقطه اوج مي‌رسد. حضرت والاي حسين پاكدل از دوم آذر ماه در سالن ايرانشهر به مدت 60 شب اجرا خواهد شد. همين بهانه‌اي شد تا به پشت صحنه و تمرين اين كار سري بزنيم و در فواصل تمرينات با حسين پاكدل گفت و گو کنیم.

فضاي كارتان بسيار فضاي آرامي بود و از همين فضا مي‌توان متوجه شد كه جنس كارگرداني‌تان با ديگر كارگردان‌هاي تئاتر متفاوت است.

بايد اينطوري باشد. بازيگر، كارگردان و عوامل بايد از كار لذت ببرند. كارهايي كه تا الان انجام داديم به همين شكل بوده است. خدا را شكر هيچ‌وقت مشكلي مثل دلخوري، ناراحتي، قهر و... نداشتيم. اگر در كار هنري لذت نباشد، نمي‌توانيد لذتي را به تماشاگر ببخشيد يعني اول خودتان به عنوان كارگردان، نويسنده، بازيگر و هر عنواني در تئاتر از كار لذت ببريد وگرنه نه تنها خودتان عذاب مي‌كشيد بلكه اين عذاب را به تماشاگر هم منتقل مي‌كنيد.

جنس ديالوگ‌هاي نمايش تازه شما، گوياي اين است كه به اين ادبيات ديالوگ‌نويسي علاقه‌مند هستيد. جدا از اين علاقه، چقدر موقعيت نمايش چنين ديالوگ نويسي را ايجاب مي‌كرد؟

بله، نمايش هم كه در سال‌هاي 1300 تا 1320 روايت مي‌شود، اين ديالوگ نويسي را مي‌طلبيد به دليل اينكه اگر شما حجم حوادثي كه از ابتداي دوران صفويه تا اواخر دوره قاجار رخ داده را در نظر بگيريد، متوجه مي‌شويد كه تعداد حادثه‌هاي بزرگ انگشت شمار است ولي دوران مشروطه تا سال 1320 آنقدر اتفاق افتاده و سرعت تحول بسيار بوده كه هر گوشه آن مي‌تواند يك تئاتر، سريال يا فيلم سينمايي باشد. ايران از ترور ناصرالدين شاه تا شهريور ماه 1320 حوادث بسياري را از سر گذرانده و جامعه يكدفعه از نظر حجم حادثه 400 سال به جلو پرتاب شد. حوادثي مانند تغيير حكومت ها، تغيير دولت ها، مديريت ها، توسعه و... كه بسيار اتفاق افتاده است.

يعني در اين نمايش يك بررسي تاريخي روي اتفاقات صورت مي‌گيرد؟

نه اين يك درامي است در بستر تاريخ. بعد از كشته شدن حضرت والا خانواده تبعيد مي‌شوند و جوان نمايش ما«ايرج» كه عاشق دختر اين خانواده بوده و بعدا متوجه مي‌شود دختر دايي اوست، پس از سال‌ها به خانه آنها بازمي‌گردد. ايرج از زمان ورود به اين خانه، با اشباح و ارواحي كه در آنجا سرگردان هستند، شخصيت مي‌سازد و همه حوادث را توسط آنها براي ما بازسازي مي‌كند. يعني از لحظه تولد خودش تا كنون را براي ما تعريف مي‌كند و ما همه ماجرا و حوادث قصه را از زبان او مي‌شنويم. «پوران»، دختر اين خانواده تمام اتفاقاتي كه طي اين سال‌ها در اين خانه رخ داده را در دفترچه‌اي نوشته، خاطره نويسي كرده و در اين خانه جا گذاشته، حالا ايرج بعد از 25 سال آمده و اين خاطرات را براي ما بازسازي مي‌كند.

فكر مي‌كنيد مخاطب با روايت اين دوره تاريخي ارتباط برقرار كند؟

به هر صورت وظيفه ما اين است تا جايي كه مي‌توانيم به تاريخ كهن، معاصر و متون ادبي‌مان مراجعه و از آن استفاده كنيم و درام بسازيم. طبيعتا مخاطبان ما با بسياري از اين آدم‌ها آشنايي دارند، درست است كه بعضي از شخصيت‌هاي ما مستند هستند اما اين معنا را ندارد كه ما صد در صد به تاريخ وفادار بوديم.

ما درام مي‌سازيم، تماشاگر هم بالاخره با آن آشناست حتي اگر هم آشنايي نداشته باشد، با شخصيت‌هايي كه ما در درام نام مي‌بريم، از آنها شناخت پيدا مي‌كند. اصلا مهم نيست اين آدم چه كسي بوده و در آن دوره چه كاري انجام داده، اين اهميت دارد كه تعريف ما را از شخصيت‌ها مي‌پذيرد و باور مي‌كند.

فكر مي‌كنيد عواملي مثل لباس، گريم و... چقدر در جذب مخاطب به اين بخش تاريخي مي‌تواند موثر باشد؟

بله، ما به گونه‌اي اجرا مي‌كنيم كه ارتباط با مخاطب برقرار شود. نمايش ما مدرن است اما با قصه‌اي كهن. ما قصد نداريم اين مدرن بودن را بسيار زياد نشان دهيم و مي‌خواهيم آن شكل سنتي حفظ شود. «شكار روباه» دكتر رفيعي نمونه خوبي براي صحبت من است كه با وجود مدرن بودن اما گويش‌ها و... سنتي بود.

براي شما به عنوان نويسنده و كارگردان اين مدنظر بوده كه برش تاريخي را به تماشاگر نشان دهيد يا درام؟

نه، براي من اصل درام است كه الان در يك بستر تاريخي روايت مي‌شود. به هر حال هر قصه‌اي در يك بستر زماني روايت مي‌شود و طبيعي است كه ما هم به اين بستر زماني اشاره كنيم.اگر قصه در زمان تاريخي ديگري روي مي‌داد، شكل روايت آن فرق مي‌كرد يا اگر در زمان معاصر امروزي بود، باز به شيوه ديگري نقل مي‌شد.

با اين همه، قصه زاييده ذهن شماست؟

بله اما تطابق تاريخي هم دارد. بعضي از اين شخصيت‌ها واقعا بودند ولي ضرورتي ندارد كه ما عين به عين از آنها برداشت كنيم، هر جا احساس كرديم در خدمت قصه ما و كمك كننده خواهد بود، از آنها استفاده كرديم وگرنه هر كدام از شخصيت‌هايي كه نام مي‌بريم براي خودشان رماني هستند با هزاران اتفاق كه در زمان خودشان، روي ديگر افراد تاريخي و حتي بعضي حوادث تاثير گذاشتند.

با توجه به تعدد بازيگراني كه در اين نمايش وجود دارد و قصه تاريخي كه روايت مي‌شود، چقدر براي هر كدام از كاراكتر‌ها جاي شخصيت‌پردازي گذاشته شده است؟

به اندازه‌اي كه به درد درام بخورد و كاركرد داشته باشد. ممكن است يك شخصيت در دو صحنه بيشتر نباشد يعني شما به عنوان تماشاگر در اين حد كه شخصيت را بشناسيد و همچنين عاقبت او و تاثيري كه روي نقش اصلي نمايش مي‌گذارد را بدانيد، كافي است. ميزان آدم‌ها به اندازه تاثيري است كه روي شخصيت اصلي (حضرت والا) دارند و قصه را پيش مي‌برند.

از ابتدا هم قصد داشتيد كه نمايش را در تماشاخانه ايرانشهر اجرا كنيد؟

بله، آقاي جوزاني از من دعوت كردند و پيشنهاد داشتند كه «دكتر نون» را اجرا كنم اما من نپذيرفتم چون آن متن را براي آقاي مرزبان نوشته بودم. به همين دليل گفتم كه قصه ديگري در ذهنم است كه پذيرفتند همان را بنويسم و اجرا كنم. نوشتن اين نمايشنامه از زمان اجراي «رقص زمين» شروع شد و بعد از طي كردن مراحل مجوز و... از فروردين پيش توليد كار را شروع كرديم.

تيم بازيگران از همان ابتدا همين هنرمندان بودند؟

من از فروردين ماه متن را به بعضي از بازيگران داده و‌ از آنها خواهش كرده بودم براي اين زمان برنامه خود را خالي بگذارند اما خب طبيعي است كه براي بچه‌ها كارهاي تصويري و سفر پيش آيد و نتوانند سر كار حاضر شوند اما الان بازيگران ما تقريبا همان‌هايي هستند كه از ابتدا در نظر داشتم مثل آقاي سلطاني، آقاي پاكدل، آقاي نعيمي، آقاي ابراهيمي، خانم رضوي و.... پيش از اين قرار بود حميدرضا آذرنگ، امير دلاوري و شهرام حقيقت دوست در كار باشند كه به دلايل كاري نتواستند با ما همكاري كنند.

بازي سه نقش متفاوت

حضور بازيگران سينما و تلويزيون در تئاتر موضوع تازه‌اي نيست در واقع مدت‌هاست كارگردانان تئاتر براي اينكه در نمايش‌هايشان از بازيگران غير تئاتري استفاده كنند، ميل و رغبت بسياري از خود نشان داده‌اند. البته ناگفته نماند تعدادي از آنها در صحنه تئاتر هم خوش درخشيده‌و نشان داده‌اند كه مي‌توانند روي صحنه هم بازيگر خوبي باشند. يكي از اين بازيگران عاطفه رضوي است كه براي اولين بار سال گذشته در نمايش «رقص زمين» به كارگرداني حسين پاكدل قدم روي صحنه تئاتر گذاشت. رضوي در آن نمايش با اينكه براي اولين‌بار پا به صحنه گذاشته بود ولي توانست بازي خوب و باورپذيري از خود ارائه دهد.

او در «رقص زمين» نقش زني را ايفا مي‌كرد كه همسرش با مشكلاتي روبه رو شده بود. او حالا پس از يك سال دوباره تصميم گرفته در نمايشي باز هم به كارگرداني حسين پاكدل با حال وهوايي متفاوت با آنچه در رقص زمين مي‌گذشت به ايفاي نقش بپردازد. او در نمايش حضرت والا كه به زودي اجرا مي‌شود نقش كاملا متفاوتي دارد. در واقع در اين نمايش او سه شخصيت پوران، مادر و دختر خودش را بازي مي‌كند. حضرت والا در اين نمايش نقشي محوري دارد و عاطفه رضوي كه نقش دخترش را بازي مي‌كند. او در خيال خود دختري دارد كه ماجراهاي زندگي‌اش را براي او مي‌گويد. هنگام تمرين رضوي آنقدر در نقش خود فرو رفته كه مدام در صحنه راه مي‌رود و ديالوگ‌هايش را مي‌گويد. هر از چندگاهي به حسين پاكدل نگاه مي‌كند و مي‌پرسد حالا بهتر شد و دوباره شروع به تمرين مي‌كرد. البته خيلي با تاييد پاكدل خوشحال نمي‌شد و باز هم به تمرين خود ادامه مي‌داد. در همين يكي، دو ساعتي كه تماشاگر تمرين نمايش حضرت والا بوديم بازي عاطفه رضوي، ديگر بازيگران اين نمايش ديدني بود.


مهدي سلطاني و حضرت والا

سريال«در مسير زاينده‌رود» به كارگرداني حسن فتحي كه ماه رمضان از شبكه يك سيما پخش مي‌شد، طرفداران بسياري پيدا كرد.

بازي‌هاي يكدست و روان بازيگران اين سريال بسيار در خور توجه بود به خصوص مهدي سلطاني كه نقش پسر ارشد حاج مسيب را بازي مي‌كرد. به دليل اينكه مهدي سلطاني مدت‌ها از عرصه بازيگري به دور بود خيلي‌ها او را نمي‌شناختند اما غافل از اينكه بدانند او يك بازيگر حرفه‌اي،تحصيلكرده و با تجربه تئاتر است و علاوه بر بازيگري كارگرداني هم كرده. سلطاني دكتراي تئاتر از دانشگاه آوينيون فرانسه دارد و همچنين عضو هيات علمي گروه تئاتر دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است.

او از سال 1371 فعاليت خود را با بازي در نمايش «مده‌آ» به كارگرداني مهرداد نظري آغاز كرده و ساليان سال است كه در تئاتر،سينما و تلويزيون فعاليت مي‌كند.

سلطاني چند سال به دليل ادامه تحصيل ايران را ترك و زماني كه بازگشت فعاليت هنري خود را از سر گرفت. او در سال 88 در سه نمايش؛ خانه«كيومرث مرادي »، رومولوس كبير «نادر برهاني مرند» و رقص زمين «حسين پاكدل» به ايفاي نقش پرداخته است. او در نمايش رقص زمين در كنار بازيگراني مثل پيام دهكردي، عاطفه رضوي حضور داشت و بازي بسيار خوبي از خود ارائه داد. مهدي سلطاني امسال هم بعد از موفقيتي كه با بازي در سريال «در مسير زاينده رود»به‌دست آورد، قرار است در نمايش «حضرت والا‌»حسين پاكدل نقش محوري را بازي كند. بازي در اين نمايش دومين همكاري سلطاني با حسين پاكدل نويسنده و كارگردان با تجربه تئاتر است. سلطاني در اين نمايش نقش حضرت والا را بازي مي‌كند كه كشته شده و همه داستان حول و محور اين شخصيت مي‌گذرد.