درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
چهارشنبه 22 دی 1389
موضوع: روزنوشت
● کافه تئاتر


گفتگو با محمد فاتحی برای کافه تئاتر را اینجا و یا در ادامه بخوانید.

035 (1).jpg

عکس برگزید مسابقه عکاسی اثر حسین علیزاده

* به عنوان اولین سوال در نقدهایی که بر اثر شما نوشته شده عموما به طور غیر مستقیم اشاراتی به سبک طراحی صحنه و بازیگردانی استاد علی رفیعی شده وعنوان کرده اند که شما در اجرای اثر خود تا حدودی از شیوه ایشان کپی برداری کرده اید. تعدادی از منتقدین هم گفته اند این شیوه خود حسین پاکدل است. نظر خود شما در این رابطه چیست؟
- اگر شیوه اجرای نمایش من به مرحله ای رسیده باشد که حتی اندکی با اثار و شیوه اجرای استاد رفیعی مقایسه می شود این باعث افتخار من است و حتی اگر کپی برداری هم شده به نظر من اشکالی ندارد و من به عنوان شاگرد ایشان افتخار میکنم. البته طبیعی است که هر مخاطب و منتقدی از دیدگاه خود به اثر نگاه میکند و نظر می دهد اما اگر در نوع طراحی و اجرای نمایشنامه چنین ذهنیتی ایجاد شده که این کار به اثار استاد رفیعی نزدیک است یا حتی کپی برداری از شیوه ایشان شده باعث مباهات من است.
* در شیوه اجرایی بازیگران تعدادی از این هنرمندان کاملا استلیزه و کاملا شکل دار ایفای نقش می کنند و تعدادی از بازیگران از این شیوه تبعیت ندارند و با توجه به اینکه سبک اجرایی اثر هم رئالیستی نیست احساس نمی کنید در اجرای نمایش ایجاد دوگانگی کرده است؟
- طبیعی است که گروه سعی در ایجاد یک دستی و استلیزه کردن بازی ها داشته اند چرا که نمایش حضرت والا هیچ صحنه رئالیستی ندارد بنابراین نوع بازی هم باید به شیوه کاملا شکل وار و استلیزه باشد و اصولا ما به این اثر یک نگاه تا حدودی گروتسک وار داشتیم چرا که نمایش حضرت والا یک نوع تراژدی است و در بعضی لحظات حتی انقدر اتفاقات به صورت ساده و مضحک اجرا میشود که تماشاگر را در دوگانگی خندیدن یا نخندیدن معلق می گذارد. اما در مورد بازی ها باید بگم به هر حال هر بازیگری دارای توانایی و دانش خاص خود است و در ایفای نقش خود امضای خاص خود را دارد. تمام سعی و تلاش بازیگران و گروه کارگردانی در این بوده که شیوه بازی بازیگران به ان نگاه و برداشت از نمایشنامه که در نظر داشتیم نزدیک شود. حالا تا چه حد موفق به انجام این کار شدیم این برمی گردد به نگاه و نظر مخاطبین و منتقدان. اما من خودم به شخصه این یک نواخت نبودن و دو دستگی را در ان حدی نمی بینم که تفاوت خیلی زیادی به وجود اورده باشد و به کار لطمه زده باشد.
* چقدر بین نمایش حضرت والا و اتفاقاتی که در دل این اثر می افتد با شرایط و اتفاقات روز جامعه ارتباط می بینید و ایا شما قصد به نمایش گذاشتن شرایط اجتماعی جامعه خود را داشتید؟
- البته من نباید به طور کاملا واضح و عینی روی مسائل انگشت بگذارم و بزرگ نمایی کنم. وظیفه من به عنوان یک هنرمند این است که ان چیزی که در دل داریم و درد جامعه است نقل کنم. بدون انکه جهت گیری شخصی و خاصی داشته باشم. چرا که من باید سعی در رشد تفکر و اندیشه داشته باشم تا تماشاگری که نمایش را می بیند بینش پیدا کند تا تحولی در اندیشه اش ایجاد شود. تمام سعی من این بوده و بدون شک این نمایش هم بی تاثیر از شرایط روز جامعه نیست. حتی ممکن است تعدادی از مخاطبین از این شیوه رضایت نداشته باشند و یا حتی دغدغه های دیگری داشته باشند اما اصولا تئاتر هنر اندیشه است تا دانش ما را بارور کند و یا برای ما یک ضرورت برای کنکاش و جستجو و اموختن ایجاد نماید. وظیفه تئاتر نقد است. نقد تمام عرصه ها، این وظیفه هنر تئاتر است.
* بعضی از منتقدین اثر شما را به فرا واقعیت و سورئالیسم ربط می دهند در حالی که نمایش شما بر بستر یک اتفاق تاریخی بنا شده. در بعضی صحنه ها تماشاگر به این سورئال بودن بیشتر نزدیک میشود. حالا چه با استفاده از موسیقی و چه نوع چیدمان و طراحی صحنه و چه بازی بازیگران و در بعضی صحنه ها اثرمقداری به سمت واقع گرایی و رئالیستی بودن پیش می رود. ایا می شود نمایش حضرت والا را یک اثر مدرن و سورئال بنامیم؟
- نحوه روایت و چینش این شخصیت ها و نوع نگاه من کاملا مدرن و سورئال بوده است. فکر می کنم تنها در یک قسمت نمایش که صحنه ضیافت باشد با دیالوگ های کاملا رئال اما طراحی صحنه و چینش و استخوان بندی صحنه از ابتدا تا انتها کاملا مدرن مواجه هستیم. البته فکر میکنم لزومی ندارد در سرتاسر نمایش به طور مداوم از نشانه های سورئال استفاده کنیم ما میتوانیم دیالوگ ها را به واقعیت نزدیک کنیم و نحوه روایت سورئال و مدرن باشد. البته همین تضاد دیالوگ ها هم خود تبدیل به سورئال می شود. تمام این موارد در دستور صحنه ها و طراحی ها از قبل فکر شده بود.ولی نیاید فراموش کرد که حتما اگر کس دیگری این نمایش را کارگردانی میکرد ما اثری متفاوت می دیدم و حتی مخاطبینی که الان هم در حال تماشای نمایش هستند شاید در ذهن خود نمایش دیگری را می سازند. اما تمام شخصیتها و حتی شیوه اجرای شخصیتها از قبل فکر شده و طراحی شده بود.
* در بخش بازیگری خانم عاطفه رضوی در نقش سه شخصیت متفاوت حضور دارند. چه تاکیدی بود که ایشان سه نقش متفاوت را بازی کنند و چرا از بازیگران دیگر استفاده نکردید؟
- واقعیت این است که برای من این سه نقش در نهایت زیبایی در حال اجرا است. از نظر من نویسنده و کارگردان هر سه این شخصیتها در حقیقت یک شخصیت هستند و به همین علت بود که من می خواستم یک بازیگر هر سه را بازی کند. چرا که سه وجه از یک شخصیت هستند. به طور مثال شخصیت منیر گذشته پوران است و سرور اینده پوران و هر سه در یک جهت حرکت می کنند و کامل کننده یکدیگر هستند. این شخصیتها در راستای هم دیگر هستند در هیچ کجا یکدیگر را نمی شکنند و قواعد یک دیگر را زیر پا نمی‌گذارند.