درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
چهارشنبه 20 بهمن 1389
موضوع: روزنوشت
● آخرین روزهای حضرت‌والا


نمایش حضرت‌والا سه شب دیگر بر صحنه است. روز شنبه بیست و سوم بهمن، در اولین روز بیست و نهمین جشنواره بین‌اللملی تئاتر فجر پس از شصت اجرای موفق با صحنه وداع می‌کند.

مطلبی بخوانید اینجا یا در ادامه از رویا صادقی در روزنامه آرمان با عنوان "حضرت‌والای حسین پاکدل"

این هم خلاصه داستانی از نمایش برای داوران کانون ملی منتقدین تئاتر که به درخواست دبیرخانه این کانون نوشته شد.

The play “Hazrat-e Valla” is on the self-annihilation of power when it is fully established. The omission and destruction tradition of the forefront leaders of any monarchic succession not only in Iran, but in all over the world has got a long history. In Iran, there have been many who took the dictators to the throne and later on were among the first ones to be sacrificed. Hasanak-e Vazir, Khajeh Nezamol Molk, Amir Kabir, and the most recent one; Teymor Tash (play's Hazrat-e Valla) who helped King Reza Pahlavi to succeed to the throne but his rage was directed toward Teymor Tash and thus he had him murdered via air injection in the prison. In this very play, the story is told through the view point of Hazrat-e valla’s doughter; Pouran. She had recorded the track of all the events in a notebook and then was she gone. Now, her cousin who was once in love with her enters Hazrat-e valla’s abandoned house and by the help of the house’s ghosts retells the whole story. The play’s genre is grotesque and full of stream of consciousness and the story is told backward; from the ending to the beginning.

نمایش "حضرت والا"، نمایش خودخوری ِ قدرت است وقتی پایه هایش را محکم کرد. سنت حذف و نابود کردن پایه ریزان هر سلسله ی پادشاهی نه تنها در ایران، که در جهان سابقه ی دیرینه دارد. در ایران نیز بسیارند کسانی که زمینه های به قدرت رسیدن یک دیکتاتور را فراهم کرده و بعد خود از اولین قربانیان بوده اند. حسنک وزیر، خواجه نظام الملک، امیرکبیر و نزدیکترین فرد به امروز، تیمورتاش (حضرت والای نمایش) که زمینه های پادشاهی رضاشاه پهلوی را هموار کرد و سپس مورد غضب واقع شد و در زندان با آمپول هوا از بین رفت. در این نمایش تمام ماجرا از منظر دختر حضرت والا، یعنی پوران روایت می شود. او تمام حوادث را در دفتر خاطراتی ثبت کرده و رفته است، حالا پسر عمه ی او، ایرج که زمانی دلباخته ی او بوده پای به خانه ی متروک حضرت والا می گذارد و با کمک ارواح خانه تمام قصه را برای ما بازسازی می کند. نمایش از جنس گروتسک و سیال الذهن است و قصه از آخر به اول روایت می شود.

"حضرت‌والای حسین پاکدل"
چهارشنبه, 20 بهمن 1389
رویا صادقی - قرار بر این بود که من اول با «حضرت والا» به دلِ تاریخ سفر کنم و بعد برایتان گزارش بدهم که چگونه و چطور بود نمایش تازه حسین پاکدل، اما نشد. برای همین است چاره‌ای ندارم جز تکرار نقد و نظر دیگران که بیشتر هم تمجید و تعریف است از فضای کار، داستان و البته بازی‌ها. به‌خصوص بازیِ عاطفه رضوی. اجرای این نمایش در تالار شماره یک تماشاخانه «ایرانشهر» هنوز ادامه دارد تا شب بیست و سوم
بهمن‌ماه که «حضرت والا» با آخرین اجرای خود در بخش میهمان روز اول بیست و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با صحنه وداع خواهد کرد. این حرف اول من. حرف دوم چیست؟ حسین پاکدل جدای کارگردانی و مدیریت پخش شبکه اول سیما یا جشنواره‌های بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان، دغدغه نوشتن هم دارد؛ نمایشنامه و فیلمنامه و داستان و شعر و... بله خب، او حتی وبلاگ هم می‌نویسد. اولین یادداشت پاکدل در وبلاگش خردادماه 1383 منتشر شده با نام «پیش درآمد». او نوشته است: «عجب روزگار جالبی‌است. خوب شد زودتر به دنيا نيامديم. ديگر به جايی رسيده‌ايم که همه ابنای عالم مجبورند بلند بلند فکر کنند و همزمان ديگر ابنای بشر می‌توانند افکار هم‌نوعان خود را ببينند، بخوانند و بشنوند. ديگر در هيچ نقطه از خاک خلوت انديشه‌ای وجود ندارد. ديگر مجبوريم افکارمان را با ديگران در ميان بگذاريم و از همه مهم‌تر آنکه در وانفسای بی‌مسئوليتی، شهامت کنيم و مسئوليت آنچه می‌انديشيم، بپذيريم.» پس از هفت سال، حسین پاکدل هنوز از درونیات ذهنی و قلبی‌اش برای مخاطبانش می‌نویسد و نشان داده که جدای اینکه شجاع است و اندیشمند، انسان مسئولی هم هست. پیشنهاد می‌کنم اگر هنوز نمایش «حضرت والا» را ندیده‌اید و اگر هنوز شوق و ذوقی ندارید که همت کنید برای تهیه بلیت و تشریفات بعدش، ابتدا به نشانی اینترنتی http://hosseinpakdel.com مراجعه کنید. قول می‌دهم خیلی زود گرفتار صمیمیتِ پرمهرِ پاکدل خواهید شد که لابه‌لای سطرها و شعرهایش موج می‌زند. چی؟ می‌گویید نمایش «حضرت والا» را دیده‌اید؟ وبلاگ را هم؟ خب، پس منتظرچی هستید؟ کلیک‌رنجه بفرمایید و لذت ببرید.