درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
سه شنبه 18 بهمن 1390
موضوع: روزنوشت
● مهم خلق اثر است؛ ماندگاري با خداست


گفتگو با روزنامه شرق را اینجا و یا در ادامه بخوانید.
«عشق و عاليجناب» نمايش فاخري است. نه تنها به اعتبار نام‌هاي بزرگي كه آن را همراهي كرده‌اند. شايد به اعتبار اينكه بخش مهمي از تاريخ معاصر ايران را به صحنه مي‌برد.

اما اين نمايش با همه اعتبارش هنوز بلاتكليف است. به قول حسين پاكدل نويسنده و كارگردان اين اثر به اين دليل كه جزو توليدات بنياد رودكي است و مدير قبلي سفارش توليد آن را داده و حالا رفته، مدير بعدي تمايلي به اجراي تعهد مدير سابق ندارد. اما اين نمايش قرار است در دو روز آخر جشنواره اجرا شود و اگر مسوولان تئاتر به قول‌شان عمل كنند بعد از جشنواره براي عموم به اجرا درمي‌آيد.

نمايش عشق و عاليجناب هم مانند حضرت والا در يك بستر تاريخي تقريبا بيست و چند ساله تاريخ ايران مي‌گذرد. چطور شد اين متن را آماده كرديد و با اين پروسه طولاني تمرين و اين همه هنرمند شناخته‌شده آن را توليد كرديد؟
دليل انتخاب اين اثر آن بود كه من ضمن علاقه‌مندي شخصي، در اين بخش به دليل حرفه درخصوص تاريخ معاصر كشورمان تحقيق زيادي كردم و به گمانم تاريخ 150ساله معاصر ما انبان بي‌نهايت پري از سوژه‌هاي ناب و جذاب براي درام‌نويسان است كه مي‌توانند روي زواياي مختلف آن كار كنند. تحولات اين دوره قابل قياس با كل تاريخ ايران نيست. البته به گمانم بعد از انقلاب هم مجموعه‌اي از حوادث متنوع را شاهد بوده‌ايم كه آنقدر حجم و شتابش زياد بوده كه ما فرصت هضم و تحليل درستش را نداشته‌ايم. بايد زمان بگذرد تا بتوانيم با حوصله و دقت و از دور و فارغ از احساسات گذرنده تحليلش كنيم. از سوي ديگر جاي پرداختن به اين سوژه‌ها در درام‌نويسي كشور به شدت خالي است. متن نمايش عشق و عاليجناب را حدود شش سال پيش بر مبناي داستان بلندي از آقاي شهرام رحيميان نوشتم.
همان رمان دكتر نون؟
بله، همان رمان زيبا. با خود آقاي رحيميان هم با اي‌ميل و حضوري وقتي در سفري به ايران آمدند مفصل صحبت كردم. در اين سال‌ها به ويژه امسال به دفعات روي متنش كار كردم. در حقيقت نگاهي آزاد به داستان بلند آقاي رحيميان است. ولي نمايش با اينكه تا حد زيادي به داستان پايه وفادار مانده ولي جهان‌بيني خاص خودش را دارد. در حقيقت از متني ادبي تبديل به اثري نمايشي براي روي صحنه شده‌ است. نمايش يك جور تقابل عشق و شرافت سياسي در ميانه بحران كودتاي آمريكايي‌ها در ايران است. نمي‌خواهم داستان نمايش را بگوييم. اما سعي كرديم كه روايتي جذاب باشد. الحق و انصاف هم همان گونه كه گفتيد بعضي از بهترين‌هاي تئاتر كشور در اين نمايش هستند بدون اينكه تا اين تاريخ و پس از سه ماه و اندي پرداختي به آنها داشته باشيم. دوستان از روي اعتبار و محبتي كه داشتند، آمدند و وقت و انرژي گذاشتند. تنها عوامل روي صحنه نيستند، عوامل پشت صحنه اين نمايش هم افراد حرفه‌اي و شناخته‌شده‌ هستند كه در اين عرصه فعالند. اما اينكه چطور شد در زمان حاضر اين نمايش را به صحنه آوردم؟ آقاي پارسايي كه پيش از اين مديرعامل بنياد رودكي بودند به دفعات از من خواستند كه نمايشي را در تالار وحدت به صحنه ببرم. به‌خصوص بعد از اجراي «حضرت والا» كه سال قبل در مجموعه ايرانشهر اجرا شد و استقبال مردم و منتقدان صاحب‌نام را به‌همراه داشت. اما به دلايلي آن‌موقع به اجراي نمايشي در تالار وحدت فكر نكردم و از قبول دعوت شانه خالي ‌كردم. تا اينكه حادثه‌اي پيش آمد و من در بيمارستان بستري شدم. آقاي پارسايي كه براي عيادت آمدند در همان‌جا روي تخت بيمارستان از بنده قول گرفتند كه بعد از بهبودی نمايشي را در تالار وحدت به صحنه ببرم. در دوران استراحت پس از بيماري اين اثر را بازنويسي كرده و به بنياد رودكي دادم. آنها هم طبق مقررات متن را براي اخذ مجوز به مركز هنرهاي نمايشي ارايه كردند. بنابراين بعد از دريافت مجوز از نيمه آبان‌ماه تمرين‌ها را بي‌وقفه و به‌جد آغاز كرديم.
بنياد رودكي براي اجراي اين كار با شما قرارداد هم امضا كرده بود؟
در زماني كه در حال انتخاب عوامل بوديم و نمايش داشت شكل مي‌گرفت بارها به آقاي پارسايي گفتم كه قرارداد اين اثر را امضا كنيم. اما ايشان مي‌گفتند نگران قرارداد نباشيد. كار را شروع كنيد. برآورد نمايش را داديم. به‌عنوان يك اثر فاخر دستور طرح برآورد در هيات مديره بنياد را دادند. منتها در اين فاصله ايشان عوض شدند و گويا دفعتا پرتاب شدند به كهكشاني ديگر و مدير بعدي طبعا اختيارات ويژه خودش را داشت. گلايه‌اي هم نداريم اما ايشان تمايلي به عمل به تعهدات مدير قبلي نشان ندادند يا به هر دليلي نخواستند با گروه ما همكاري كنند. از آن طرف نمايش در حال توليد بود و قرار بود در جشنواره هم اجرا شود. مذاكره‌اي با دوستان مركز، تئاتر شهر و جشنواره انجام داديم و دعوت شديم كه در تئاتر شهر اين نمايش را هم براي جشنواره و هم براي عموم اجرا كنيم. بعدا ماجراي تداوم اجراي آقاي حسين كياني، مشروطه‌‌بانو پيش آمد. در هر صورت عشق و عاليجناب نمايشي است كه به سفارش بنياد رودكي آماده شده است و تا الان كه با شما صحبت مي‌كنم هزينه سنگيني را متحمل شديم و همه اينها از جيب عوامل اين كار پرداخته شده است.
اين نمايش به دعوت دبير جشنواره قرار است به نمايش در‌آيد؟
در جشنواره بله، آن‌هم بر اساس مذاكرات قبلي مابين دبير جشنواره و مديرعامل قبلي بنياد رودكي. چون به هر روي عشق و عاليجناب محصول بنياد رودكي است. طبق قرار اوليه و جدول برنامه‌هايي كه خود مديرعامل قبلي به ‌ما دادند قرار بوده كه دو اجرا در جشنواره و 43 اجراي عمومي در تالار وحدت داشته باشد. آقاي دكتر اميني محبت كردند الان پيگير اجراي عمومي اين نمايش هستند.
اما اين جزو تعهدات دبير جشنواره هست كه پيگيري مي‌كنند؟
اخلاقا بله. اما اگر بخواهم همه مشكلات رفته بر گروه را به گردن آقاي اميني بيندازم كم‌لطفي است. دبير جشنواره حسب مسووليتي كه دارند و وظيفه اخلاقي و حرفه‌اي كه احساس مي‌كنند تلاش دارند تكليف اين‌گونه اجراها را روشن كنند. بايد بتوانند زمينه‌هايش را فراهم كنند تا دوستان هنرمند حرفه‌اي علاقه‌مند به حضور در جشنواره باشند. قطعا ايشان و رييس مركز و دوستان حوزه معاونت به اين دليل پيگيري مي‌كنند كه مي‌دانند نمايشي به اين بزرگي اگر قرار باشد با دو اجراي جشنواره پرونده‌اش بسته شود يعني اينكه يك عده زياد هنرمند صاحب‌نام متضرر شوند صرفا براي اينكه بخشي از ويترين و جدول جشنواره پر شود؟ اين عين بي‌عدالتي است. بي‌مروتي‌ محض است. در عين حال اينكه اعتبارات تئاتر داراي بودجه مشخصي است و متاسفانه گاه صرف كارهايي مي‌شود كه ارزش اجرايي مكفي ندارد. بنده اشكالي نمي‌بينم كه بخشي از بودجه تئاتر صرف كارهاي سفارشي شود. اما لااقل از ابتدايي‌ترين اصول زيبايي‌شناسي برخوردار باشند. ما حق نداريم هر كاري را به اسم كار ارزشي به صحنه ببريم و باعث وهن ارزش‌ها شويم. گاهي اين دوستان ما بي‌ذوقي‌هايي مي‌كنند كه آبروي هنر كشور در سطح بين‌المللي مي‌رود. هزينه‌اش را هم انقلاب و ملت ما مي‌پردازد. اين هم به اين دليل است كه از عقل، تجربه و مشورت هنرمندان شايسته در تبليغات استفاده نمي‌كنيم. نمي‌خواهم مصداق بگويم. در همين جشن امسال در بخشي ديديم كه دوستان مدعي ما با بي‌درايتي با مراسم سالگرد بنيانگذار جمهوري اسلامي چه كردند.
به هر حال شما با هزينه‌هاي زياد اين كار را به سفارش بنياد رودكي آماده كرديد. مدير اين بنياد و مركز هنرهاي نمايشي و حتي فراتر از اينها معاونت هنري نبايد در برابر مجوزي كه به شما دادند پاسخگو باشند؟
آن مديري كه به ما تعهد داده با وجود مكتوباتش فعلا نيست. من به دفعات به دفتر معاونت هنري مراجعه كردم براي اينكه تكليف اين هنرمنداني كه دعوت كرديم و نسبت به زحمات‌شان تعهد داريم روشن كنند ايشان ما را به ديدار با مديران زيردست ارجاع دادند و به مديران خود دستور طرح موضوع در جلسه هيات مديره بنياد و شوراي حمايت دادند. به هر شكل تلاش مي‌كنيم اثر خلق‌شده را به صورت آبرومندي در جشنواره به صحنه ببريم. مطمئن هستيم كه مديران تصميم‌گير فكري خواهند كرد تا جلو اين ظلم آشكار و بي‌سابقه به هنرمندان گرفته شود. ان‌شاءالله اين طور نشود كه حاصل كار گروهي هنرمند با سابقه روشن و شريف بين زمين و هوا بماند.
اين صحبتي كه آقاي موسوي داشتند و گفتند با شما تعامل مي‌شود كه آقاي حسين كياني اجرايش را به پايان برساند و بعد شما اجرا برويد، چگونه است؟
من با مدير و بعضي دوستان در شوراي انتخاب آثار تئاترشهر كه همگي از افراد دلسوز تئاتر هستند صحبت كردم. خودشان خوب مي‌دانند توليد يك محصول سنگين نمايشي يعني چه؟ اما چيزي كه اگر مراقبت نكنيم تبديل به عادت مي‌شود اين است كه در اين‌گونه موارد هنرمندان در مقابل همديگر قرار گيرند. معتقدم مديران چنان بايد با خردمندي تصميم بگيرند كه منجر به تضاد منافع گروه‌هاي تئاتري نشود. مثلا شرايطي فراهم نكنند كه بر فرض من نوعي در مقابل حسين كياني قرار گيرم. قطعا من منافع آقاي كياني را ترجيح مي‌دهم و اصلا هم تعارف نمي‌كنم. اينها البته گلايه نيست، باور دارم گلايه هنرمند را كوچك و حقير مي‌كند. لازم نمي‌دانم بسياري حرف‌ها را در مصاحبه بگويم، حرفم را صريح و روشن در خلوت به مسوولان به صورت رودررو مي‌زنم. توي چشم مدير محترم نگاه مي‌كنم و حرفم را مي‌زنم. خود ما بيش از همه بايد مراقبت كنيم تا بعضي دردهاي حرفه‌اي تبديل به جار و جنجال نشود.
عشق و عاليجناب به هر حال بايد اجراي عمومي را داشته باشد. اما فكر مي‌كنيد چه زماني اين تئاتر را به صحنه ببريد؟
ان‌شاء‌الله به زودي. الان كه با شما صحبت مي‌كنم بسيار اميدوارم كه تا قبل از پايان جشنواره تكليف قرارداد اين پروژه و آثار ديگر همكاران روشن شود. آقاي رحمت اميني قول حل مساله را به همه ما داده‌اند و دارند پيگيري مي‌كنند. مهم آن است‌كه باور كنيم وقتي قلم بر كاغذ لغزيد و كلمه خلق شد خداوندگار كلمه حافظ آن خواهد بود.