درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
یکشنبه 23 بهمن 1390
موضوع: روزنوشت
● به بهانه چهلمين سال تولد شبكه يك سيما

اول یکی از گزارش های خبرگزاری فارس را اینجا بخوانید در خصوص مراسم اختتامیه تئاتر فجر

دوم، مطلبی هفته قبل نوشتم به بهانه چهلمین سال تولد شبکه اول و جشنی که به همین مناسبت در رسانه ملی برگزار شد.
این مطلب را اینجا در روزنامه شرق و یا در ادامه بخوانید.


• جاي خالي نام‌هاي بزرگ

در آغازين روزهاي ماه عزيز بهمن به همت و ابتكار مدير قابل و زحمتكش شبكه اول، چهلمين سال تولد اين شبكه را جشن گرفتند؛ كاري درخور و شايسته كه اتفاقا لازم بود به‌طور گسترده‌تري به آن پرداخته شود. ولي ظاهرا يا به‌دليل تعجيل يا عدم دقت كافي، عنايت لازم به حدود 38 سال عمر اين رسانه نشد؛ مابقي هم آن‌طور كه شايسته نام‌شان بود به آن نپرداختند. معمول بر اين است كه وقتي چنين عنوان توقع‌برانگيزي بر يك رويداد مي‌گذاريم لااقل به شكل گذرا اشاراتي به جريان‌ها يا افراد تاثير‌گذار در روند عمر آن داشته باشيم. تا خدايی ناكرده اين توهم پيش نيايد كه از سر غفلت يا به عمد قله‌ها نديد گرفته‌شده و به اشاره به تپه‌هايي خاكي قناعت كرديم. ممكن است از جوانان و تازه از گرد راه رسيده‌ها كه هيچ اطلاعي از گذشته رسانه ندارند وقوع اين اتفاق پذيرفتني باشد ولي از مدير محترم شبكه با آن سوابق طولاني و درخشان و تسلط بر روند امور قدري محل تعجب دارد. مسلما به دلايل روشن به فعاليت‌هاي قبل از انقلاب اين شبكه نمي‌توانند به شكل تمام و كمال بپردازند ولي نمي‌توان قبول كرد دوستان ما رويدادهاي پرافتخار و آفرينندگان افتخار را نديده بگيرند. واقعا بايد از اين سريال‌ها كه تجليل شد، خيلي بيشتر و بهتر در محفلي صرفا رسانه‌اي تجليل مي‌شد ولي نبايد پرسيد جايگاه هزاردستان، پاييز صحرا، كوچك جنگلي، سربداران، قرن سرنوشت، قصه‌هاي مجيد، آواي فاخته، سريال امام رضا (ع)، امام حسن (ع)، روزي روزگاري، تفنگ سرپر، مَثَل ‌آباد و... ده‌ها اثر فاخر ديگر از جمله تله‌تئاتر‌هاي سنگين در اين جشن تولد كجاست؟ سال 57 يك گروه تلويزيوني بزرگ جسارت كردند، جان بر كف نهادند و با وجود تهديدهاي مرگبار چند واحد سيار را از تلويزيون ملي خارج كرده و لحظات تاريخي ورود حضرت امام را با ترس و دلهره به كارگرداني مسعود فروتن ثبت كردند؛ آيا خبري از آنها در اين جشن بود؟
نويسندگان بزرگي طي 40سال براي اين رسانه قلم زدند، از زنده‌ياد احمد بهبهاني گرفته تا مهرداد غروي، اصغر عبداللهي، هوشنگ مرادي‌كرماني، محمدعلي نجفي، كيهان رهگذار، سعيد نيكپور، مهدي سجاده‌چي، كاظم بلوچي، علي موذني، ناصر فرهودي، فرهاد توحيدي، هوشنگ توكلي، حسين پناهي و بسياري ديگر؛ آيا نظر عنايتي به آنها شد؟ عزيز گرانقدر مرتضي آويني در سال‌هاي جنگ تحميلي و پس از آن با گروهي اندك جريان‌سازترين برنامه تلويزيوني را ساختند به اسم روايت فتح، جاي او و دوستانش از جمله حاج كيهاني كجاي جشن بود؟ جايگاه رفيع همكار زحمتكش، رضا انصاريان كه جريان‌ساز‌ترين و نوآورترين مدير گروه معارف بود چرا نديد گرفته شد؟ يا حسين موسوي به عنوان پركارترين مدير شبكه در گروه اجتماعي. باسابقه‌ترين و موفق‌ترين مدير گروه كودك و نوجوان شبكه اسدالله اعلايي چرا فراموش شد؟ سعيد اعتمادي مدير باسواد و فرهيخته گروه اقتصاد كه بر تصميمات دولت وقت اثر مي‌گذاشت را چطور از قلم انداختيم؟ چرا حتي نيم‌نگاهي به خدمات شايسته مرحوم حميد رادمنش پايه‌گذار برنامه‌هاي صبحگاهي شبكه يك نشد؟ چه خوب كه از محمد صلواتي كه همه مديون او هستيم تجليل شد ولي جاي جريان‌ساز‌ترين مديران موفق شبكه، مهدي فريدزاده و فريد حاج‌كريم‌خان در اين جشن خالي بود. به نظر كمي بي‌سليقگي آمد كه در كنار مسعود گرجي و صلواتي از مدير شبكه‌اي تجليل ‌شد كه در اولين نشست معارفه، همه تهيه‌كنندگان را رسما دزد خطاب كرده و باافتخار اعلام كردند تا پيش از انتصاب به اين سمت تلويزيون تماشا نمي‌كرده‌اند. جاي سپاس و خوشحالي دارد كه از محمود فلاح به عنوان مدير بسيار لايق و تهيه‌كننده بزرگ تجليل شد ولي چرا تهيه‌كنندگان صاحب‌نامي چون اسماعيل شنگله، شهرزاد مهدوي، محمدمهدي دادگو، محمدي‌بقا، مهرداد ملك‌زاده و... نديد گرفته شد؟ جريان‌ساز‌ترين و باسابقه‌ترين مدير ورزش، جواد متقي كه بيشترين خدمت را به جهاني شدن ورزش ما از بعد رسانه‌اي كرد و براي اولين بار با كوشش‌هاي طاقت‌فرسا و سماجتِ حرفه‌اي پوشش زنده تلويزيوني رويدادهاي ورزشي بين‌المللي را به خانه‌هاي ما آورد، كجاست؟ به موازات و در ادامه او زحمات جعفر صافي در امر تامين برنامه و زايش شبكه سه از دل شبكه يك نديده گرفته شد. چرا از مديران، برنامه‌سازان، تصويربرداران، كارگردانان، مجريان و افراد فني شايسته‌اي كه 40 روز پرالتهاب رحلت حضرت امام را مديريت كرده و بهترين پوشش تلويزيوني را فراهم كردند، سخن به ميان نيامد؟ افراد زيادي در بزنگاه‌هاي مختلف جريان‌ساز و موثر بودند، از جمله در ترورهاي سنگين اوايل انقلاب، دوران جنگ تحميلي، فتح خرمشهر، عمليات گوناگون، كشتار خونين مكه، سيل، زلزله‌هاي ويرانگر، سقوط ايرباس توسط ناو آمريكايي، دوران سخت موشك‌باران تهران، پايان جنگ، بازگشت اسرا و صدها رويداد ديگر... اين افراد كجاي معادله رسانه و جشن چهلمين سالگرد تولدش بودند؟
چرا سخني از موثرترين مجري، كارشناس رسانه‌اي و سينمايي اكبر عالمي و برنامه‌هاي فاخرش زده نشد؟ يا از استاد دانش اسماعيل ميرفخرايی؟ يا مرحوم حسين اسكندري و زنده‌ياد رضا صفدري، يا ايرانگرد وارسته محمد اينانلو، يا از برنامه موفق نام‌ها و نشانه‌ها كه قريب 20سال با حضور سه مجري، اول معيني، بعد سلامي و دست آخر منوچهر نوذري اذهان مردم را ميهمان دانش كرد سخن به ميان نيامد؟ يا ناصر عنصري و بعد عباس جليليان با برنامه گزارش هفتگي، چرا از پديده طنز اين 40سال عمر رسانه، مهران مديري حرفي زده نشد. همو كه آغازگر تحول در طنز تلويزيوني بود و كارش را از اين شبكه آغاز كرد. ‌اي كاش يادي مي‌شد از سعيد مدني، پايه‌گذار تبليغات تجاري در شبكه اول بعد از انقلاب. چرا حتي نيم‌نگاهي به كارمندان، تصويربرداران، صدابرداران، تهيه‌كنندگان، مديران و گزارشگراني كه از اين رسانه به جبهه رفتند و شهيد شدند انداخته نشد؟ چرا سراغي از جانبازان خانه‌نشين اين رسانه نگرفتيم؟ چرا هيچ نشاني از مديران و كارشناسان لايق و زحمتكش در امور برنامه‌ريزي، آموزش، تحقيقات و سنجش برنامه‌اي، بخش‌هاي مختلف فني و توسعه كه هرگز مورد توجه رسانه نبوده‌اند، نبود؟
متاسفانه وقتي اين‌گونه شتابزده و بي‌مطالعه كافي عمل مي‌كنيم باعث ترديد در نيت‌هاي خير دوستان تصميم‌گير و شك بر سر صداقت برگزاركنندگان به‌دليل تفاوت شعار در‌برگيرنده و تنگ‌نظري در عمل در ذهن مخاطب به‌وجود مي‌آيد. اگر بخواهيم به همه موارد در بخش‌هاي مختلف از جمله، فني، دوبلاژ، لابراتوار، آرشيو، حمل و نقل، پخش و... بپردازيم كتابي قطور خواهد شد، همين چند اشاره گذرا كافي است. لازم است به اين بهانه‌ها با ايجاد وحدت ملي، توسعه امنيت و آرامش رواني در جامعه، به ثبات و پايداري رسانه كمك كرده و مانع ريزش بيش از پيش مخاطب شويم.
به سهم خود چهلمين سال تولد شبكه اول را به تمامي دست‌اندركاران رسانه ملي تبريك مي‌گويم.