درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
شنبه 20 اسفند 1390
موضوع: روزنوشت
● پاسداران خوبی برای فرهنگ نیستیم


گفتگو با مجله نمایش ویژه نوروز را اینجا و یا در ادامه بخوانید.

آنچه هم اینک پیش رو دارید، گفتگویی است با «حسین پاکدل»، چهره فرهنگی و کارگردان تئاتر، درباره هنر نمایش، اقتصاد تئاتر و جشنواره ها.
*مسیر حرکت جشنواره های تئاتری امروز را چگونه ارزیابی می کنید؟
**جشنواره فجر به عنوان جشنواره مادر با توجه به مدیریت خود سیاست های ویژه ای دارد و می تواند آدم ها را با اندیشه های گوناگون جذب کند، ولی در مجموع آن چیزی که از جشنواره تئاترفجر توقع می رود تاثیرگزاری بر حرکت رو به جلو در تئاتر است که متاسفانه تا به امروز رخ نداده است، زیرا خود جشنواره مبتکر هیچ اتفاقی نیست؛ البته زمینه لازم را برای دوستان و هنرمندانی که توانایی دارند فراهم می کند و پیشنهاد های آنها بررسی می شود، ولی هرگز جشنواره ها سفارش تولید متن یا ساخت یک اثر نمی دهد و این جریان در جشنواره به صورت قاعده در نیامده است.
به نظر من زیباتر این است که جشنواره ها، هدف تعریف کند، برای نمونه، امسال سی امین دوره برگزاری جشنواره فجر بود، ما در این راستا چه محصولاتی تولید کرده ایم؟
*فکر نمی کنید جشنواره فجر با مروری بر آثار یک سال گذشته و با نگاهی که به آثار یک سال آینده دارد، نمی تواند به صورت موضوعی کار کند و آثاری تولید می کند که بتوان در سال آنها را اجرا کرد؟
**من نمی گویم سفارشی کار کنند. جریانات مربوط به انقلاب مختص روزهای خاصی نیست، اما در این سالگرد دست کم باید چهار کار مرتبط با انقلاب باشد. نباید این را نادیده گرفت که مدیریت ها از این جریان پرهیز دارند و از وجهه انتقادی آن می ترسند، البته این مطلب طبیعی است اما به نظر من نقص جشنواره به حساب می آید.
*همانطور که می دانید جشنواره فجر از ابتدا با انگیزه تولید متون ایرانی شروع به کار کرد، اما کم کم این جریان تغییر کرد و ما هم اکنون شاهد تولید متن نیستیم. چرا؟
**من معتقدم ما نویسندگان توانمند و حرفه ای داریم که باید با دستمزد های خوب و مناسب، آنها را به کار فراخواند. اینکه می گویم سفارش بدهیم به این خاطر است که بنیان های تئاتر ما دولتی است و بخش خصوصی وجود ندارد و آنچه هم به نام تئاتر خصوصی اجرا می شود، ربطی به تئاتر حرفه ای ندارد.
آنها گونه ای دیگر از نمایش هستند که در حقیقت جنبه سرگرمی دارند؛ وجه اندیشگی تئاتر ما دولتی است. ما ظرفیت تئاتر خصوصی را نداریم به این دلیل که مدیریت دولتی حاضر نیست این ظرفیت را به رسمیت بشناسد و دوم اینکه، بخش خصوصی جرأت نمی کند در این جریان سرمایه گذاری کند، زیرا سرمایه گذاری در این عرصه، خطر بالایی دارد.
*برگزاری جشنواره، آیا این فرصت را ایجاد نمی کند؟
** بله، این رخ می دهد. البته جشنواره که فقط در دهه فجر شکل نمی گیرد، جشنواره ما دارای دبیرخانه دائمی است و از یک سال قبل دبیر آن مشخص می شود و دارای برنامه ریزی سالانه است. من می گویم مرکز هنرهای نمایشی در سال موظف است به این موضوعات بپردازد.
برای نمونه، ما جایی به نام تئاتر دفاع مقدس یا روایت فتح داریم که در سال در خصوص تئاتر دفاع مقدس فعالیت می کنند، جشنواره برگزار می کنند، متن تولید می کنند و به این مقوله می پردازند. چرا درباره مقوله انقلاب این اتفاق نمی افتد؟ من بارها پیشنهاد داده ام، می توان تئاتر سیاسی و یا تئاتر مستند کار کرد و بزنگاه های مهم تاریخ ایران را دستمایه کار قرار داد، ولی وقتی اینجا کسی پیشنهادی می دهد سایرین انتظار دارند همان شخص کار را انجام دهد در صورتی که من پیشنهاد می دهم تا این کار به یک روش تبدیل شود.
*ما در جشنواره ها در خصوص انتقال فرهنگ بومی و ارتباط با کشورها چقدر موفق بودیم؟
**در این زمینه نه تنها فرهنگ خود را به دنیا منتقل نکرده ایم بلکه در این مورد در میان خودمان هم ضعیف عمل کرده ایم. ما پاسداران خوبی برای فرهنگمان نیستیم و در این زمینه جای بحث هم وجود ندارد.
*ضعف ما در کجاست؟
**به نظر من دلیل اصلی اش این است که ما خوب تربیت نمی شویم و یاد نمی گیریم با فرهنگ خودمان زندگی کنیم و با ادبیات خودمان ارتباط برقرار کنیم. ما به تخریب فرهنگ گذشته و زیبایی شناسی آن اصرار داریم و پس از تخریب، می خواهیم آن را نجات بدهیم، به همین خاطر همیشه در ابتدای خلقت هستیم و جلو که نمی رویم هیچ، به عقب گام برمی داریم؛ این است که ما نسبت به معرفی فرهنگ خودمان به سایر کشورها ضعیف عمل می کنیم، البته نه اینکه افراد مناسب آن را نداریم، نه، برنامه ریزی مناسب نداریم و به آن به عنوان مسأله مهم نگاه نمی کنیم. این است که به نظر من ما با فرهنگ خودمان شوخی می کنیم.
*شعار جشنواره ما تئاتر برای همه بود، آیا تاکنون توانسته ایم با برگزاری جشنواره ها بر مخاطب تئاتر بیفزاییم؟
**من از همان ابتدا که این شعار مطرح شد با آن مخالف بودم و می گویم تئاتر برای همه، معنی ندارد و زمانی معنی پیدا می کند که ما برای همه اقشار جامعه تئاتر تولید کنیم و تئاتر کودک، تئاتر دبستانی،تئاتر کارگری و یا تئاتر صنفی نهادینه شود. به صرف برگزاری جشنواره و چند اجرای خیابانی یا صحنه ای، تئاتر برای همه نمی شود. تئاتر در شهرستان های ما به فاجعه تبدیل شده است و هنرمندان شهرستانی ما در یک فضای بسته فکری با امکانات محدود و هزینه کم دست و پا می زنند تا یک کار را اجرا کنند. ما متأسفانه برشمار مخاطب تئاتر اضافه نکرده ایم و این هم برمی گردد به اینکه ما به جامعه یاد نداده ایم با تئاتر چگونه برخورد کنند و تئاتر جزئی از زندگی مردم ما نشده است.
*این روزها شاهد ادغام جشنواره ها در قالب یک جشنواره هستیم که به نظر من این رویکرد سبب شده تا افزون بر کمیت، کیفیت کارها نیز دستخوش تغییر شود. شما این جریان را چگونه ارزیابی می کنید؟
**من اینجا با قدرت بیشتری حرف شما را تأیید می کنم، به خاطر اینکه شرایط ما شرایط خاصی است و همیشه برای نفی گذشته جریان جدیدی را راه اندازی می کنیم و هر روز شاهد برگزاری جشنواره جدیدی هستیم که اعتبارات سنگینی را به خود اختصاص می دهد و در نهایت هم انرژی و هزینه ای که متحمل شده به هدر می رود. این روزها هر سازمان و هرنهادی برای خود جشنواره و برنامه ای اجرا می کند که سال آینده اثری از آن نمی ماند و در اندازه همان یک یا دو دوره باقی می مانند؛ البته من نمی گویم برگزار نکنند و اشکالی نمی بینم هرنهادی برای خود یک حرکت فرهنگی انجام دهد، می گویم هر حرکتی را که شروع می کنیم آن را ادامه دهیم نه اینکه آن را فراموش کنیم.
*چند سالی است که در کنار جشنواره، بازار تئاتر برپا می شود. آیا برپایی بازار تئاتر همزمان با برگزاری جشنواره فجر در اقتصاد تئاتر تاثیر داشته است؟
**این پرسش را باید کسانی پاسخ بدهند که در آن شرکت می کنند. زمانی که ما در داخل نمی توانیم به اقتصاد تئاتر سر و سامان بدهیم، تلاش بین المللی چه معنایی دارد! من این جریان را جدی نمی گیرم. امیدوارم روزی برسد که مانند بازار فیلم، تئاتر هم بتواند قابل عرضه به سایر کشورها باشد، زیرا کشور های زیادی هستند که ظرفیت این را دارند نمایشی با زبان فارسی در آنجا اجرا شود، اما متأسفانه دنیای ما به اندازه میزمان کوچک است و اگر این دنیا از میزهایمان بزرگتر شود اتفاقات خوبی می افتد.
*به نظر شما برگزاری جشنواره ها چه مقدار در بهبود اوضاع تئاتر تأثیر دارند؟
**بی تأثیر نیستند. به نظر من، بی انصافی است اگر بخواهیم آنها را نفی کنیم، ولی باید ببینیم در قیاس با هزینه و انرژی ای که می گذاریم چه نتیجه ای می گیریم.
*نکته آخر؟
**نکته بسیار است، منتها «کفاف کی دهد ا ین باده ها به مستی ما»