درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
چهارشنبه 21 فروردین 1392
موضوع: روزنوشت
● قرارداد با مرگ


"اسلاومير مروژك" استعداد غريبي در مچل كردن‌ِ خود شيفته‌‌ها و ادا اطوارهايشان دارد. اين نويسنده شهير لهستاني و اكنون ديگر جهاني در نمايش "قرارداد با مرگ" استحاله جامعه‌ي طبقاتي و همچنان پاي‌بندِ مناسباتِ نظام‌هاي مبتني بر اشرافيتِ در قلبِ اروپاي پرافاده را به زيباترين شكل ممكن دست انداخته و به نحوي باورنكردني مسخره و تحقير مي‌كند. تنازع و دست‌ و پازدن‌ِ فلاكت‌بارِ نژادپرستان مدرن و اسنوب‌هاي پُر بَزَك، دستمايه غالبِ آثار نمايشي‌ي اوست. قبل از آن‌كه اهميت جان‌مايه‌ي اثر او مد نظر باشد چگونگي و شكل بياني‌اش مهم و اثرگذار است. مروژك اين يكي را بسيار خوب مي‌گويد. چرا؟ چون قصه‌ي پايه در نمايش قرارداد با مرگ تا كنون به اشكال مختلف در اقصي نقاط عالم توسط هنرمندان مورد استفاده قرار گرفته است. حتي فيلمي فوق‌العاده دردمند، نفس‌گير و ديدني اتفاقاً با عنوان "قرارداد با آدم‌كش" با مضموني نزديك به اين توسط كارگردان شهير اسكانديناويايي " كي كوريسماكي" سال 1990 در انگلستان ساخته شد و چند سال بعد خيلي محدود در تهران نيز به نمايش درآمد. ولي نحوه‌ي بهره‌برداري مروژك از اين مضمون در نمايش قرارداد با مرگ فوق‌العاده جذاب و پر كشش است. بخصوص كه هنرمندي دانا و فرهيخته مثل داريوش مؤدبيان آن‌را ترجمه، كارگرداني و بازي كرده باشد. كسي كه طنز از نوع گروتسكِ مروژكي را نيك مي‌شناسد و در زمره استادان‌ِ مسلم ارائه‌ي آن است.
حالا قصه چيست؟ قضيه از اين قرار است: با يك نويسنده‌ي مفلوك ولي مغرور هاليودي نويس آشنا مي‌شويم. به زعم پدرخوانده‌هاي سينما كاركرد و دوره او تمام شده است. نويسنده كل دارايي‌اش را يك كاسه كرده و به قصد اقامت دائمي در هتلي مجلل و قديمي در برن سوئيس رحل اقامت افكنده است. با عنايت به تنهايي و عارضه‌ي قلبي تصور خودش اقامتي حداكثر دو سه ساله بوده است. اما عمرش بيش از آن‌چه مي‌انديشيده به درازا كشيده شده است. حالا پس از پانزده سال كفگير مالي اين مؤمن به جايگاه طبقاتي انسان‌ها به ته ديگ خورده و لاجرم قصد استقبال از مرگ را دارد. همنشين‌ِ هرشبه‌اش، ميهماندار نوبت شبِ هتل كه بعدها معلوم مي‌شود خبرچيني چندجانبه بوده توسط مافياي ثروت و قدرت به قتل رسيده است. نويسنده نااميد در نشستي با جانشين او كه از مهاجران اروپاي شرقي است وارد مذاكره و عقد قرارداد مي‌شود. قرار مي‌شود در ازاي دريافتِ باقيمانده دارايي‌اش او را به شكلي مخملي كه نفهمد و درد نكشد به ملكوتِ اعلي روانه كند. اما در ادامه با حضور دلالان بين‌المللي اسلحه و شيوخ عرب؛ تحت لواي برگزاري كنفرانس خلع سلاح جهاني روند داستان شكل ديگري به خود مي‌گيرد و... و حالا فكر كنيد اين نمايش در قامت يك نمايش ناب به زيبايي هرچه تمام‌تر و با مديريت هنري‌ي طراح برجسته و قديمي تلويزيون سركارخانم رحيمه صباحي در تهران در حال اجراست.
داريوش مؤدبيان اين مردِ صبورِ بي‌هياهو با پيشينه‌ي نزديك به پنج دهه فعاليت حرفه‌اي از سال‌هاي پيش جايگاه ممتاز و منحصر به فرد خود را در زمينه طراحي و نگارش برنامه‌ها تلوزيوني، ترجمه و كارگرداني طنز فاخر پيدا كرده و كماكان بدون حاشيه ادامه مي‌دهد. تجربيات او در خلق مجموعه‌ها، برنامه‌هاي نمايشي، ميان‌پرده‌ها و تله‌تئاترهاي درخشان تلوزيوني از محله بروبيا تا محله بهداشت، از سوزنبانان تا باجناق‌ها، از مجموعه خنده پردازان تا آثار توليدي‌ي مشترك با ديگران، هم فراموش نشدني و هم تكرارناپذير است.
همين كه داريوش مؤدبيان به عناوين مختلف در كسوت استاد، پژوهشگر، مترجم، كارشناس، كارگردان و بازيگر هرگز از منش و روش خود عدول نكرده و با وجود مشكلاتِ عديده و به شدت تحقيركننده هنوز پابرجا و سمج بدين زيبايي بر صحنه مي‌درخشد جاي سپاس از او و گروهش دارد. ضمناً نبايد غافل بود از انتخاب هوشمندانه كورش سليماني كه به عنوان بازيگري جوان در مقابل او، هم نقش محوله را خوب درك كرده و هم با هدايت كارگردان به شيواترين شكل ارائه كرده است. در مجموع "قرارداد با مرگ" اثري بي‌ادعا و شريف است. بي‌نهايت روان و اثرگذار است. آموختني زياد دارد. عميق است. ديدني است. مي‌خنداند ولي دردناك است. حتم بايد سنخيتي ميان اين هنرمندي فكور از ايران و نمايشنامه نويسي تأثيرگذاز از لهستان وجود داشته باشد كه سال‌ها آثار او و نويسندگان همطراز او توسط داريوش مؤدبيان به فارسي برگردانده شد تا هنر نمايش ما از آن‌ها بهره ببرد. لابد از همه لحاظ شباهت‌هاي هست.
حضور مؤدبيان بر صحنه حضوري مؤمنانه، نجيب و محترم است، قدر بدانيم.
اين اثر قابل تحسين تنها با حمايت تماشاگران، هرشب ساعت 21 در تالار استاد سمندريان تماشاخانه ايرانشهر بر صحنه است.