درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392
موضوع: روزنوشت
● برف روی کاج‌ها


گفتگو پیرامون حضور در فیلم "برف روی کاج‌ها" و حواشی آن را در ایسنا یا در ادامه بخوانید.

1ـ با توجه به حضور سال‌هاي متمادي‌تان در عرصه‌ي هنر، چه شد كه بازي در «برف روي كاج» را به عنوان اولين تجربه‌ي بازيگري‌‌تان در سينما پذيرفتيد؟ اين نقش چه ويژگي و جذابيت‌هايي براي شما داشت كه ان را قبول كرديد؟
البته اين فيلم اولين تجربه در زمينه بازي براي من نبود. قبلاً در چند سريال و فيلم براي دوستانم كار كرده بودم. طي اين سال‌ها پيشنهاد‌هاي مختلف براي همكاري مي‌شد ولي به دلايلي قبول نمي‌كردم. فيلم "برف روي كاج‌ها" برايم ويژگي‌هاي منحصر به فرد ديگري داشت. فيلم‌نامه‌اش آن‌قدر حساب شده و دقيق نوشته شده‌بود كه با افتخار قبول كردم با پيمان معادي همكاري كنم. قرار بود اين همكاري در تئاتر نيز با حضور آقاي معادي در نمايش "عشق و عاليجناب" تداوم يابد حتي جلساتِ اوليه‌ي تمرين هم برگزار شد ولي به دليل همزمان شدن اجرا با سفرهاي متعدد و بي‌وقفه‌ي او براي فيلم "جدايي نادر از سيمين" متأسفانه ميسر نشد؛ تا در آينده چه پيش آيد.
2 ـ شما در فيلم نقش موثري داريد اما حضورتان كوتاه است، اين حضور كوتاه اما موثرتان در انتخاب‌تان تاثير داشت؟
بله تأثير داشت. چون عميقاً اعتقاد دارم كيفيتِ نقش ربطي به كميتِ حضور ندارد. منشاً ايجاد چالش دراماتيك توسط اقداماتِ شخصيتِ علي در فيلم‌نامه و فيلم خيلي خوب پرداخت شده بود. لحظات حضورش چنان سايه‌ي گسترده‌اي دارد كه در طول فيلم به ويژه در نبودش نيز اين سايه تداوم دارد و ما به عنوان تماشاگر سنگيني‌ اين حضور و غيبت‌اش را حس مي‌كنيم.
3ـ«برف روي كاج» با توجه به مضمونش براي اكران عمومي دچار مشكل شد، درحاليكه فيلم برگزيده مردم در جشنواره‌ي فيلم فجر شده بود اين تناقض آراي مردمي و وضعيت اكران عمومي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بالاخره روزي بايد اين تضاد و تناقض حل شود. اگر حل نشود ريا، دروغ، ظاهرسازي و ساده‌انگاري اركان جامعه را نابود مي‌كند. بايد بپذيريم كه مجاري ساخت فرهنگ هركشور ساحت‌هاي متنوع و گسترده‌اي دارد. تا هميشه نمي‌شود بر مبناي سفارش و دستور و هو جنجال فرهنگ بسامان يك ملت را شكل داد. دوستان با سنگ‌اندازي مقابل اكران اين فيلمِ شريف خود را بي‌قدر كردند. فيلم بالاخره اكران شد و خدا را شكر همان‌طور كه پيش‌بيني مي‌شد مورد استقبال هم قرار گرفت. در اين مسير اثر مثبتِ تربيتي‌ي خود را به مرور خواهد گذاشت. به نظرم يكي از بهترين نمونه فيلم‌هاي خانوادگي است كه ساخته شده و زن و مرد با ديدن آن مي‌فهمند بهاي وسوسه و لغزش و خيانت در اعتماد چه بهاي سنگين و هول آوري دارد و چگونه كج‌روي، بنيان‌هاي شخصيت و خانواده را فرو مي‌ريزد.
4ـ به نظر شما مضمون «برف روي كاج»، به گونه‌اي بوده كه اينگونه دچار مشكل در اكران شود با وجود داشتن پروانه ساخت و نمايش!
همان‌طور كه گفتم اگر دقيق نگاه شود جان‌مايه‌ي مضمون اثر همان حكايت‌هاي كهن فارسي، روايات، احاديث و امثال و حكم جاري در ادبيات قديم و جديد ماست. و اين چيزي نيست جز كسب عبرت از تصميم‌ها و انتخاب‌ها در بزنگاه‌هاي زندگي با زبان درام. مگر قصه‌ي يوسف و زليخا چيست؟ چه نتيجه‌ي عبرت آموزي در آن هست؟ آيا بايد به ظاهر آن نگاه كرد؟ يا قصه‌هاي نظامي، سعدي، عطار، مولوي و غيره... اين مضمون تبعات هولناك لغزش و اشتباه را به زيبايي هرچه تمام‌تر در قامت پرنفوذ هنر سينما گوش‌زد مي‌كند. بنظر مي‌رسد مشكل در نبود مديريت منسجم و هماهنگ است، حاكميت مديران بدون اعتماد به نفس كه از هرچه نمي‌فهمند مي‌ترسند، دامنه‌ي نادانستگي‌هاي بشر هم انتها ندارد. مديريت آگاه، مقتدر و مسلط نيازي به باج دادن به اين و آن ندارد و محكم پاي تصميمات قانوني‌اش مي‌ايستد.
5ـ تجربه‌ي بازي در فيلم كارگرداني كه بازيگر است براي شما چگونه بود؟
تجربه‌ي فوق‌العاده ارزشمندي بود. تمريناتِ پيش از كليد خوردن مثل تمرينات تئاتر، روي بدن و بيان مؤثر بود. بنظرم پيمان معادي كمترين و ساده‌ترين هنرش بازيگري در اين سطح است. او كارگردان و نويسنده‌ي بزرگي است. او در آينده ظهور و بروز خواهد داشت. شك نكنيد به ياري خدا او خالق آثار ماندگاري در سينما خواهد بود.
6ـ اگر قرار باشد جمله‌اي خطاب به مديران حوزه هنري بگوييد،آن جمله چه خواهد بود؟
آن‌ها نيازي به شنيدن جمله‌اي از من يا كس ديگري ندارند. اصلاً قرار نيست آن‌ها مثل ما و ما مثل آن‌ها بينديشيم. جذابيت جامعه‌ي پويا در همين چيزهاست. آن‌چه مهم است در اين مقطع‌ِ زماني تبعاتِ هر تصميم به خود مديران برمي‌گردد و خيلي زود به بار مي‌نشيند. الان ديگر به هيچ وجه نمي‌شود با شعار دادن از زير بار پيامدها شانه خالي كرد. زماني بود كه مي‌شد نتيجه‌ي معكوس و زيانبارِ تصميم‌گيري‌هاي گرفته شده در سايه را به دوش ديگران انداخت و از برخورد تركش‌هايش گريخت ولي اكنون همچون بوم رنگ به سوي مسئول مربوطه و حوزه‌ي اختيارات او برمي‌گردد. به ساير بخش‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كار ندارم، آن را ديگران بايد بگويند ولي در در حوزه‌ي فرهنگ به ويژه در صدا و سيما و ارشاد مديران با آزمون و خطاهاي بيشمار هزينه‌هاي سنگين و غيرقابل جبراني به جامعه تحميل كردند. اين دوره ناميمون تا ابد به نام اينان ثبت شد. ابداً نمي‌توانند با فرافكني گناه را به گردن ديگران بيندازند. رويكرد اشتباه و نيت‌هاي بعضاً ناصادق باعث شد كه بزودي با سرشكستگي و خجلت و در موارد زيادي همراه رسوايي، صندلي‌هاي خود را ترك كنند.