درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
یکشنبه 4 خرداد 1393
موضوع: روزنوشت
● چند سؤال ساده


سال ٨٤ وقتى جناب دكتر لاريجانى كانديداى رياست جمهورى بودند در يكى از اظهارات تبليغاتى خود مطلبى بدين مضمون فرمودند كه الحق سخنى كاربردى و راه گشاست. گفتند: ريشه بسيارى از ناهنجارى ها و تخلفات در جامعه بر مى گردد به وضع و اعمال قوانينى دست و پاگير كه جريان عادى زندگى را مختل مى كند و شهروندان براى تداوم زندگى عادى و كسب و كار و مراودات روزمره مجبور به دور زدن آن قوانين هستند. ايشان آن موقع معتقد بودند خيلى از قوانين ناپخته جارى است كه مى توان آن ها را ملغى و يا مورد تجديد نظر قرار داد تا جامعه به سامان تر حركت كند. اين كه آيا هنوز هم چنين اعتقادى دارند يا نه معلوم نيست و اصلأ مسئله اين يادداشت نيست.

در خبرها آمده بود دستور رسيده يكى ديگر از شبكه هاى اجتماعى به دليل شكايت شاكى بايد از دسترس و استفاده عموم خارج شود. اعلام شكايت و رسيدگى به آن و ترتيب اثر دادن به شكايات معقول و منطقى كارى شايسته و لازم است. و به طور قطع و يقين مقامات مسئول استدلالى و مطابق عقل و شرع و قانون عمل مى كنند. اما در خصوص خبر فوق و دستور صادر شده چند سؤال ساده به ذهن مى رسد.

اگر كسى از يك نانوايى قطعه نانى گرفت، آن را آلوده به زهر كرد و به ديگران خوراند و باعث مرگ كسى شد بايد با شكايت اولياى دم نانوايى و اساسأ عمل پخت نان را متوقف كرد؟

اگر يك عكاس، عكس هاى خصوصى و مربوط به خلوت كسى را به هر نيتى تكثير كرد و در معرض ديد عموم قرار داد بايد فعل عكاسى و خريد و فروش دوربين و صنعت چاپ عكس را تعطيل كرد؟

اگر كسى با استفاده از تلفن براى ناموس ديگران ايجاد مزاحمت كرد بايد كل مخابرات را لاك و مهر كرد؟

اگر انسان بى عقلى با چاقوى جراحى به جان عابران افتاد و عده اى را زخم زد دليل مى شود كه صنعت ساخت تجهيزات پزشكى متهم شود؟

در اين خصوص صدها سؤال بديهى مى توان طرح كرد. حال با استدلال طرح شده در مورد ايجاد محدوديت بهره بردارى عموم از شبكه هاى اجتماعى آنهم با استناد به داشتن شاكى نبايد سؤالات ديگرى به ذهن برسد؟

مثلأ تكليف هزاران هزار نفر كه هزاران بار از صدا و سيما و رسانه هاى داخلى و عمومى ديگر كه به دليل نشر اكاذيب، تهمت و افترا شكايت كرده اند چه مى شود؟ ايا لازم نيست به آن ها هم رسيدگى شود؟

يادمان نرود زمانى نه چندان دور به همراه داشتن كاست و ويدئوكاست اعم از صدا يا وى اچ اس و بتاماكس جرم بود و متخلف جريمه مى شد.

شبكه هاى اجتماعى و رسانه ها ابزار ارتباط اند، درست مثل چاقوى جراح براى جراحى، مواد بيهوش كننده و خواب آور براى اطاق عمل و بيمار، چكش براى آهنگر، اره براى نجار، قلم براى نويسنده و هزار امكان مدرن و جديد براى تداوم بهتر، سالم تر و سريع تر زندگى. قطعأ بايد متخلفين از نحوه كاربرد هر يك مورد بازخواست قرار گيرند اما حذف كامل يك امكان كاربردى و مؤثر ارتباطى با استدلالى چنين ضعيف به قول زنده ياد كيومرث صابرى صرفأ پاك كردن صورت مسئله است و لاغير.