درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 12 اسفند 1393
موضوع: روزنوشت
● ماریا حاجیها


گفتگوی فرهیختگان با ماریا حاجیها را این‌جا در روزنامه یا در ادامه بخوانید.

گفت‌وگو با ماریا حاجی‌ها تنها گریموری که پس از 30 سال در جشنواره فجر جایزه گرفت
گریم تئاتر هم می‌تواند شخصیت بسازد
امسال یک اتفاق نادر در جشنواره تئاتر فجر رخ داد و آن هم اضافه شدن بخش گریم در بخش مسابقه بود. سال‌ها بود که کسی در تئاتر ایران جایزه گریم را نبرده بود و اصلا این جشنواره این رشته هنری را نادیده گرفته بود. تا اینکه سی‌وسومین دوره این جشنواره مجالی شد تا ماریا حاجی‌ها نخستین گریموری باشد که این جایزه را به دست می‌آورد. از حاجی‌ها به خاطر طراحی گریم نمایش‌های «Tabes got talent» و «یک صبح ناگهان» تقدیر شد. او این روزها نمایش «یک صبح ناگهان» را به کارگردانی حسین پاکدل بر صحنه دارد. با او به بهانه دریافت جایزه گریم جشنواره تئاتر فجر، درباره مشکلات این رشته هنری و شیوه کار او گفت‌وگو کرده‌ایم.
بهاءالدین مرشدی


امسال اولین سالی بود که جشنواره تئاتر فجر به گریم جایزه داد و شما آن را دریافت کردید، درباره این جایزه بگویید.
من بعد از 30 سال این جایزه را گرفتم و قبل از من هم کسی این جایزه را به دست نیاورده بود. به خانم مهین میهن که استاد ما بود هم با تمام کارهای قشنگی که انجام داد و به صحنه آورد هیچ وقت جایزه گریم ندادند. من شاگرد ایشان بودم. اما امسال هم با وجود قول‌هایی که دادند جایزه گریم در بخش بین‌الملل را اهدا نکردند. به بچه‌ها قول داده بودند اما این اتفاق نیفتاد. در بخش بین‌الملل کارهای بسیار قشنگی وجود داشت. هم خانم قلی‌زاده و هم خانم اسکندری کارهای خوبی در جشنواره ارائه داده بودند. به نظر من باید جایزه را به گریم بدهند. این بار از دست‌شان در رفت و جایزه را به من دادند.

چه اتفاقی می‌افتد که یک جشنواره بین‌المللی یک مقوله مهم هنری را در تئاتر نمی‌بیند و تازه بعد از 30 سال یادش می‌افتد که به گریم هم باید جایزه داد؟
این مساله به مرکز هنرهای نمایشی برمی‌گردد. آنها معتقدند چون تمام بچه‌هایی که در بخش گریم تئاتر کار می‌کنند به نوعی حقوق‌بگیر وزارت ارشاد هستند، به آنها جایزه تعلق نمی‌گیرد. آنها می‌گویند ما به کسی که کارمند باشد جایزه نمی‌دهیم. تفکراتی که خیلی قدیمی شده است، در حالی که این روزها خیلی این حوزه گسترده شده و از سینما هم به تئاتر آمده‌اند و باید این تفکر عوض شود. باید کسی بیاید که دقت و فهم داشته باشد تا به این رشته توجه کند. در تمام دنیا این جایزه اهدا می‌شود. حتی در ایران و در جشنواره سینما این جایزه اهدا می‌شود. چه فرقی بین سینما و تئاتر هست؟ تازه تئاتر که بهتر است.

گذشته از همه این استدلال‌ها باید توجه داشت که بالاخره در این میان یک اثر هنری خلق می‌شود و بحث آن با مساله کارمندی متفاوت است.
اگر شما با کارگردان‌هایی که با آنها کار کرده‌ام مثل آقای حسین پاکدل، همایون غنی‌زاده، آتیلا پسیانی، حسین کیانی، نادر برهانی‌مرند یا آقای محمد یعقوبی حرف بزنید می‌بینید گریم برایشان مهم است. وقتی تمرین می‌کنند و در میان تمرین‌ها طراح لباس سر تمرین‌ها حاضر می‌شود طراح گریم هم حضور دارد. چرا این رشته را کنار می‌گذارید؟ کم‌لطفی دست‌اندرکاران است. در تمام زمینه‌ها همین مساله وجود دارد. فکر می‌کنم در طراحی لباس هم همین مشکل را داریم.

وقتی شما می‌خواهید گریم یک نقش را طراحی کنید، چقدر با بازیگر تعامل دارید؟
تا بازیگر از گریمش راضی نباشد دست از کار نمی‌کشم. اول طرح‌هایی را که می‌خواهم بزنم با کارگردان در میان می‌گذارم و به یک تفاهم می‌رسیم. تست می‌زنیم و بعد از تست زدن است که بازیگر باید با گریم راحت باشد. اگر بازیگر با گریم، لباس و ابزار صحنه راحت نباشد نمی‌تواند خوب کار کند، قرار است این عوامل به بازیگر کمک کند قرار نیست ما جلوی دست و پای او را ببندیم. مساله دیگری که در گریم به آن اعتقاد دارم این است که گریم اصلا نباید دیده شود. این تفکر من است. شاید سرکارهایی بروید که گریم را ببینید و گریم غالب و سوار کار باشد. من این اعتقاد را ندارم. اگر به گریمی توجه می‌شود و کسی می‌گوید چه گریم خوبی بود به خاطر این نیست که گریم سوار بر کار است بلکه باید احساس کند شخصیت پرداخت شده است. آن وقت است که احساس می‌کنید شخصیتی که می‌خواستید را پیدا کرده‌اید.

با این اوصاف طراحی گریم برای سالن‌های مختلف متفاوت است؟
بله متفاوت است. مثلا سالن‌ سایه، چهارسو، اصلی یا تالار وحدت یا سالن‌های ایرانشهر همه گریم‌های خودشان را دارند. هرچه تماشاگر نزدیک‌تر باشد ما سعی می‌کنیم گریم سبک‌تر باشد البته این به شرطی است که قرار باشد گریم دیده نشود. اما یک وقت‌هایی کارهایی هست که خیلی غیرواقعی است. مثل کاری که من در «ملکه زیبای لینین»، «در انتظار گودو» و «کالیگولا» کار آقای غنی‌زاده انجام دادم. در این نمایش‌ها یک سبک کار را می‌بینید. قرار است سیاهی زیر چشم، لب مشکی، خطوط و صورت سفید مثل ماسک دیده شود. چون سبک کار این است. این گریم در خدمت آن کار است. اما اگر بخواهیم کار رئال انجام دهیم طراحی گریم برای سالن اصلی با سالن چهارسو خیلی فرق می‌کند.

جایگاه گریم در تئاتر ما کجاست؟
از نظر من طراحی گریم در تئاتر مهم است. من معتقدم حتی اگر قرار است یک کار، گریم نداشته باشد، باید طراح گریم داشته باشد. طراح گریم باید بگوید این کار گریمش در این حد است. شما می‌توانید با یک سبیل یا مو گذاشتن و حتی کچل کردن شخصیتی را خلق کنید. اما چیزی که الان در تئاتر وجود دارد این است که یک‌سری از کارگردان‌ها به طراحان گریم کم‌لطفی می‌کنند و مثلا می‌گویند ما اصلا گریم نمی‌خواهیم و آن را حذف می‌کنیم و گریم معنی ندارد. شاید در بعضی کارها معنی نداشته باشد اما اگر گریم معنی ندارد باید لباس را هم حذف کنید. یک بازیگری که لباس کردی تنش است و ابروهای برداشته کمانی و بینی عمل‌کرده دارد و می‌خواهد نقش کردی بازی کند، با لهجه غلیظ کردی باید گریم مناسب کار داشته باشد. بعضی کارگردان‌ها چون از گریم‌های تئاتر کارهای غلیظ دیده‌اند ترس و وحشت دارند. وقتی می‌گویند گریم تئاتر فوری موضع می‌گیرند، در صورتی که این‌طور نیست. خیلی‌ها اعتقاد دارند که من در گریم تئاتر یک بدعت گذاشته‌ام. از زمانی که خانم میهن استاد من بود و کار می‌کردم به این نتیجه رسیدم و هرچه زمان جلو آمد بیشتر به آن اعتقاد پیدا کردم که لازم نیست وقتی بحث گریم تئاتر پیش می‌آید خط چشم غلو شده بکشیم. من جوری کار می‌کنم که کسی نمی‌فهمد گریم کرده‌ام. یک سری از طراح‌های گریم موافق این جریان نیستند و می‌گویند این گریم تئاتر نیست اما من می‌گویم گریم تئاتر هم می‌تواند شخصیت بسازد.