درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
جمعه 15 اسفند 1393
موضوع: روزنوشت
● امر تربیت مخاطب


یادداشت هنرمند بزرگوار و پیشکسوت کاظم هژیر آزاد در مورد نمایش "یک صبح ناگهان" را این‌جا در سایت انجمن بازیگران خانه تئاتر بخوانید.

مطلب امر تربیت مخاطب را این‌جا در روزنامه اعتماد و یا در ادامه بخوانید.

هر امری که به رفتار، کردار، آگاهی و ذوقیات ما مربوط است، نیاز به آموزش و مراقبت دارد. همه به شکل عادی بلدیم حرف بزنیم. ولی چگونه است که تنها معدودی قدرت بیان و نفوذ کلام دارند. همه راه می‌روند ولی عده خاصی درست راه می‌روند.

به قول دوست پزشکی منشآ بسیاری از بیماری‌ها غلط راه رفتن، غلط غذاخوردن و اشتباه نفس کشیدن است. اغلب از بدیهیاتِ رفتاری که فکر می‌کنیم بلدیم آسیب می‌بینیم. ما از اول حرف زدن، خوابیدن، راه رفتن و ارتباط با دیگران را به شکل غریزی و تقلیدی یاد می‌گیریم و در مسیر زندگی کم یا زیاد با آموزش، خود را اصلاح کرده با اجتماع انسان‌ها هماهنگ می‌کنیم. اما امر مهم درست دیدن، دقیق دیدن و انتخاب درست موضوعات برای تماشا را غالباً با آزمون و خطا انجام می‌دهیم، در بیشتر موارد خود را بی‌نیاز از تربیت می‌دانیم. در دنیای صنعتی اکنون دیگر ابتدایی ترین کالاها نیز برگ راهنما و یا دستورالعمل استفاده دارد. حالا این که چند درصد از ما به آن توجه می‌کنیم بماند. به همین جهت است که اغلب از دستگاه یا امکانی که گاه با قیمت گزاف خریداری می‌کنیم تنها به بخش اندکی از کاربرد آن عنایت داریم، مابقی بلااستفاده می‌ماند. به طور مثال همین گوشی‌های مدرن و هزار کاره تلفن همراه که دست آحاد متوسط جامعه هست و از تمام موارد استفاده‌ای که دارد تنها به چند مورد ابتدایی آن اکتفا می‌کنند. با این مقدمه کوتاه باید گفت امر نمایش نیز مثل مابقی فعالیت‌های ذوقی، هنری- فرهنگی در تمامی ابعاد نیاز به آموزش مداوم و مراقبت دائم دارد. نه تنها نویسنده و کارگردان و بازیگران و عوامل پشت صحنه بلکه حتی تماشاگر. قطعاً جریان تولید و خلق نمایش باید برای امر مهم انتخاب، تربیت و جهت دهی تماشاگر - به عنوان رکن مهم جریان تئاتر- برنامه داشته باشد. امری که بیشتر مواقع از توجه و پرداختن به آن غافل می‌مانیم. حتی با نگاهی کاسبکارانه خود را با نازل‌ترین خواستگاه‌ها و تمایلات او هماهنگ می‌کنیم. به صرف این که یک محصول در یک تب و تاب مصنوعی مورد اقبال واقع می‌شود معنی این را نمی دهد که آثر لازمه را بر مخاطب گذاشته و در یک بسته بندی مناسب تبدیل به خاطره جمعی شده است و یا به عکس. به هر شکل تئاتر جدی هنری فاخر و مرجع است و بر قشری تأثیر دارد که جزو اقشار نخبه جامعه محسوب می‌شوند و خود تولید کننده فکر و اندیشه‌اند. پس هر گروه نمایش در کنار خلق اثر نیاز مبرم دارد به این مسئله فکر کند. متأسفانه طی چند سال اخیر جریان تئاتر مابه دلیل رویکرد مکان‌های نمایشی - حتی از نوع دولتی آن- به امر اتکا به گیشه، نسبت به این واقعیتِ مهم کم توجه و یا اساساً بی‌توجه بوده‌اند. البته بخش زیادی از آن برمی‌گردد به نبود و یا کمبود ابزار اطلاع رسانی درست و حرفه‌ای در این حوزه. ما نیازمند رسانه‌های تخصصی برای تربیت و راهنمایی مخاطب تئاتر هستیم. به صرف کلی گویی در مورد یک اثر و یا برخورد سلیقه‌ای و یا احیاناً جناحی و سیاسی با یک امر فرهنگی و پدیده ذوقی به هیچ عنوان باعث تربیت و جهت دهی مخاطب نمی‌شویم. ما ناچاریم در دوران پرشتاب توسعه به مسئله بی‌نهایت مهم و تخصصی مخاطب شناسی، بیش از بیش توجه کنیم. به هر شکل یک اثر هنری در قامت و ساحت تئاتر مخاطب ویژه خود را در بستر زمان پیدا می‌کند ولی گاه این زمان به عمر اثر بر صحنه کفاف نمی‌دهد و مخاطب تشنه مجبور است همان اثر را در زمانی دیگر به صورت محصولی با رنگ و کارکردِ متفاوت به تماشا بنشیند. مثلاً آثار نمایشی بر صحنه که تا می‌رود جای مناسب خود را پیدا کرده و مخاطب خود را شناسایی و انتخاب کند عمرش بر صحنه تمام می‌شود و مخاطب مشتاق مجبور است صبر کند تا با گذر زمان فیلم نمایش اثر را خریداری کرده به تماشا بنشییند. بالطبع جلوه و اثری که موقع تماشای زنده تئاتر بر او می‌گذارد قابل قیاس با تماشای پرده‌ای یا تلوزیونی آن نبوده و نیست.