درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 اسفند 1393
موضوع: روزنوشت
● کاراکترهای «یک صبح ناگهان» از کلیشه دورند


گفتگو با مهران امام بخش بازیگر نمایش یک صبح ناگهان با بانیو فیلم را این‌جا و یا در ادامه بخوانید

2-1-2015313175015.jpg

بانی فیلم - گروه تئاتر ـ مهران امام بخش معتقد است: شناخت، نگارش و دراماتورژی نمایش «یک صبح ناگهان» از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است که نویسنده اثر به درستی آن را به سرانجام رسانده است.
نمایش «یک صبح ناگهان» به کارگردانی حسین پاکدل با حضور جمعی از هنرمندان سرشناس در تالار استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر به صحنه رفته است. مهران امام‌بخش یکی از بازیگران این اثر که ایفاگر نقش «نائب» است با اشاره به پیچیدگی های این اثر گفت: این متن بازخوانی از رمان «تشت خون» اسماعیل فصیح است. اگر رمان را بخوانید شاهد رویدادها و توالی قصه متفاوتی از آنچه در این نمایش می‌بینید، خواهید بود؛ بنابراین دراماتورژی شده است.

او ادامه داد: در کنار آن وقایع مستندی را می‌بینید. اتفاقاتی که در تاریخ و زمان ناصرالدین شاه رخ داده و به روند قصه اضافه شده است. به نظر می‌رسد آقای پاکدل در دراماتورژی، کار سختی انجام داده است چون رمان، رمان سختی است و مهم‌تر از آن فرایند تبدیل به نمایشنامه است که بی‌شک از پیچیدگی‌های خاص خود برخوردار است.
امام بخش در مورد ایفای نقش «نائب» در نمایش «یک صبح ناگهان گفت: نقشی که بازی می‌کنم در تاریخ بوده است. اعتمادالسطنه از نزدیکان و معتمدان ناصرالدین شاه به شمار می‌رفته است. او وقایع را مکتوب می کرده و مستنداتی در این رابطه وجود دارد. بر این اساس پرداخت چنین کاراکتری نیازمند مطالعه تاریخی است. نویسنده اثر شناخت خوبی نسبت به دوران قاجار و شخصیت های آن دارد. او در خلق این شخصیت و اجرایش به گونه‌ای عمل کرده که تماشاگر بتواند او را بپذیرد و با این شخصیت همراه شود.
این بازیگر تئاتر، با پاسخ به این سئوال که، با وجود پیش‌زمینه های تاریخی شخصیت‌ها و آشنایی مخاطبان با این دوره تاریخی، کاراکترها از هر نوع کلیشه‌ای به دورند توضیح داد: این مسئله از نمایشنامه شروع شده است. نگاه غیر کلیشه ای به کاراکترها و پرداخت آدم ها در توالی قصه شروع شده است. از سوی دیگر تعدادی از شخصیت ها در تاریخ بوده اند. ما در مواجه با شخصیت ها با یک ساحت بیرونی روبه‌رو می‌شویم که به خصوصیات ظاهری آنها باز می‌گردد و دیگر نوع پرداخت و بازی آنهاست، اینکه چگونه باید بر صحنه حضور پیدا کنند. به نظرم آقای پاکدل این را از متن و با آن نگاهی که داشته به بهترین شکل انجام داده است. همچنین در بحث هدایت بازیگر در پروسه اجرا این هدایت گری به سمتی بوده که آن کلیشه‌ها دیده نشود.
امام‌بخش در پایان سخنانش در مورد ورود و خروج بازیگران گفت: صحنه‌ای که من به اتفاق رحیم نوروزی و محسن حسینی بازی می کنیم، فضایی خارج از مکانی است که رویداد ها در آن اتفاق می افتد. مکان دیگری در بیرون از این فضاست. در نمایش، شخصی در مرکز صحنه قرار دارد، اتفاقی در خانه و همزمان بیرون از خانه یعنی مرگ ناصرالدین شاه رخ داده است. حال افرادی به صحنه وارد می‌شوند که در این سیستم وجود دارند و می خواهند شخصیت اصلی را به جایی که مراسم سوگ برگزار می شود ببرند. صحنه های ما در نظمیه و بیرون از فضای خانه است. اجرا منطق خود را دارد. پس ریتم، توالی صحنه ها و ورود و خروج ها به این شکلی رسید که‌ شاهد آنیم.