درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
چهارشنبه 27 اسفند 1393
موضوع: روزنوشت
● تقسيم عشق به تساوى


مطلب امروز روزنامه شرق را این‌جا یا در ادامه بخوانید.

در پي اهداي تنديس جايزه توسط دوست هنرمندم رضا کيانيان به پيروي از سرکار خانم رخشان بني اعتماد براي حراج و فراهم کردن سرپناه براي خيل بي خانمان ها به خصوص بانوان بي سرپناه و حمايت هنرمندان عرصه سينما و تئاتر، پرويز پرستويي و عاطفه رضوي و بعد داوود کيانيان از اين امر مبارک، بنده هم با تمام وجود از اين حرکت والاو ارزشمند حمايت مي کنم.

بنا بر صحبت با جناب رضا کيانيان قرار است به زودي شورايي براي هدايت و جلب حمايت هنرمندان صاحبنام از اين امر تشکيل شود. اين شورا طبعا وظيفه دارد به دور از شعار و جنجال هاي احساسي و گذرنده، با گزينش و ثبت قانوني هدايا و قيمت گذاري پايه و نهايتا انتشار يک کاتالوگ راهنما براي معرفي دقيق آثار اهدايي، با اعلام قبلي در سال آينده در محلي مثل خانه هنرمندان ايران يا محلي بزرگ تر مراسم حراج زير نظر شوراي حرفه اي و کارشناسي مطابق با استانداردهاي جهاني برگزار شود. بالطبع اين شورا درخصوص نحوه عمل نهايي تصميم گرفته و نتايج را شفاف و روشن به اطلاع عموم خواهد رساند. در اين فاصله هنرمندان علاقه مند، جوايز معتبر و آثار هنري واجد ارزش خود را به اين حرکت ملي و انساني اهدا مي کنند و اين موارد در شورا به ثبت مي رسد. تا زمان برگزاري حراج، اعضاي اين شورا با مقامات مسوول شهري رايزني مي کنند تا اين اتفاق ميمون و غيرسياسي منشا تحول در زمينه هدف تعريف شده شود. بنده به تاسي از دوستانم، از همه هنرمندان درخواست مي کنم با اين حرکت همراه شوند و جوايز و آثار خود را هديه کنند تا حراج پر رونق و پرباري تدارک ديده شود و خروجي آن تحولي در اين زمينه ايجاد کند. من نيز به سهم خود تنديس و لوح جايزه بهترين کارگرداني بابت نمايش «حضرت والا» را که در سال ٩٠ از جشنواره بين المللي تئاتر فجر دريافت کردم، به اين امر اختصاص مي دهم با اين اميد که در مرحله نهايي توسط شورا انتخاب و به حراجي راه يابد. مساله اين است که فارغ از وظايف قانوني دولت ها، هنرمندان، نويسندگان، روزنامه نگاران و قشر خلاقه هر سرزمين وظيفه دارند از شهرت و اعتبار خود در امور خير و انساني بهره بگيرند و صاحبان سرمايه و علاقه مندان به هنر و انديشه را تشويق به کمک به هموطنان بي سرپناه خود کنند. اينگونه امور در جهان امري رايج و عادي است و مدام با اهداف متفاوت برگزار مي شود ولي در کشور ما آنچنان که بايد و شايد خوب جا نيفتاده و نهادينه نشده است. اميد که اين بار به شکلي فراگير با کمک مطبوعات و رسانه ها اين رويداد مبارک به سرانجامي نيکو برسد. کافي است در آمد و شد روزانه به اطراف خود نيک و دقيق بنگريم، اگر سرنوشت يا هر امر ديگري، ما را اينگونه بي پناه و بي خانمان مي کرد دوست داشتيم ديگران، به خصوص هنرمندان و فرهيختگان در مورد ما چه کنند. ما به عنوان هنرمند در قبال تمام رويدادهاي زشت و زيباي سرزمين خود مسووليم. ما وظيفه داريم عشق و اميد را به تساوي ميان همه قسمت کنيم.