درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 13 مهر 1394
موضوع: روزنوشت
● كشمكش

حدود صدوپنجاه سال قبل وقتی اولین خط تلگراف بریتانیا از جزیره انگلیس تا قاره هند کشیده شد از کویر مرکزی ایران عبور کرد. بالطبع مسیرش به اطراف یزد افتاد. در آن‌جا عده‌ای به تحریک یکی از علمای وقت، با این نیّت که این‌ها اسباب سحرِ شیطان است، تیرهای چوبی تلگراف را آتش می‌زدند. از آنسو، عده‌ای با هدایت عالمی دیگر که معتقد بود این‌ها اسباب توسعه و آگاهی است و ما را با جهان مرتبط می‌کند آتش تیرهای چوبی را خاموش می‌کردند. حکایت کشمکش این دو دسته نه از صدوپنجاه سال قبل که از پیش از آن شروع و هنوز با همان شدّت و حدّت ادامه دارد. عده‌ای آتش می‌زنند، عده‌ای خاموش می‌کنند. غافل از آن که آن سیم کار خوش را کرده و می‌کند و امروزه روز چنان کلفت و نامرئی شده که هیچ آتش و تبری بر کارکردِ فزاینده‌اش کارگر نیست.
منشی کودکانه در رسانه ملی ما با سماجت ساری و جاری بوده و هست که در آثار نمایشی اسامی شخصیت‌های مثبت، اسلامی اصیل و غلیظ باشد و شخصیت‌های منفی ایرانی یا غیر اسلامی؛ وارد جزئیات نمی‌شوم که مصداق‌ها حیرت‌انگیز است. توقع بی‌جایی است اگر فکر کنیم کشورهای همسایه چنین نکنند. حسب آمار رسمی و غیر رسمی، پدیده ماهواره (بخوانید همان خط تلگراف) جدای از شهرهای بزرگ حتی در ده کوره‌ها و بین عشایر کوچ‌رو هم حضوری غیر قابل انکار دارد. هر اهل فنی می‌داند که تأثیرگذار‌ترین‌هایشان رد پاهای پت و پهن و قدرتمندی در داخل و بدنه تصمیم‌گیر دارند؛ که اگر نداشتند نمی‌شد با یک پیامک، در چشم برهم زدنی، پیک پرنده هرجنس بنجل تبلیغ شده را از سخت‌ترین معابر عبور داده، به دست سفارش دهنده برساند. و این در کلان یعنی جابجا شدن اعتبار مالی‌ای معادل بودجه یک کشور درجه دو؛ همین شده که دم‌به‌دم بر کیفت و کارکردشان افزوده می‌شود. من‌باب نمونه یکی از سریال‌های پرمخاطب و پر رنگ و لعاب این شبکه‌های تودرتو به اسم لطیفه که از اتفاق دوستان تصمیم گیر ما در رسانه ملی مجبورند پخش برنامه‌های خود را با زمان پخش آن تنظیم کنند و اخیراً دیدم یکی از مجلاتِ پرتیراژ وطنی روی جلدش مزین به تمثال مبارک شخصیت کمیسر عمر این سریال است. در این سریال نام تمامی شخصیت‌های منفی و جنایت‌کار و منفور اسامی شیعی مثل حسین و علی و طاهر و ملک و غیره دارند و نام شخصیت اصلی و محوری بسیار حساب شده و دقیق انتخاب شده است. (این درحالی است که ترکیه تا پانزده سال پیش که ما "سفرسبز" می‌ساختیم و به علتی گذارمان به آن دیار افتاد، مطلقاً صنعتی به اسم سریال سازی نداشت. آن‌چه داشت چیزی شبیه تله تئاترهای استودیوی عربی بود که حتی دو دقیقه‌اش را نمی‌شد تحمل کرد.) این مقدمه را گفتم تا بگویم وسط یک کشور شیعی این اتفاقات دارد می‌افتد و هیچ رگ غیرتی به جوش نمی‌آید و کسی قمه برسرکوبان به روند این نشت گل و گشاد در کشور اعتراض نمی‌کند. ولی به عکس، دقیقاً در زمانی که بهترین‌ها، حرفه‌ای ترین‌ها و دلسوزترین‌های سینمای ایران با زحمتی طاقت فرسا و بدون یک ریال کمک دولت فخیمه، با کسب مجوز شکل و محتوا از بالا تا پایین با صرف ده سال عمر، فیلمی ناب و بی نقص از واقعه کربلا می‌سازند به نام "رستاخیز" تعداد اندکی جلوی ارشاد بلوا می‌کنند و مدیران ما از ترس زیر میزهاشان پنهان می‌شوند و فیلمی با عظمت و ابعاد جهانی را قربانی جهل و کج فهمی و منافع گروهی خودسر می‌کنند. خلاصه که سینه خواهم شرحه شرحه از...