درباره حسين پاکدل  
 
 
وبلاگ
خبر
متفرقه
شعر
نمایشنامه
داستان
فیلم‌نامه
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
شنبه 6 شهریور 1395
موضوع: روزنوشت
● رشيدى، قامتى تا هميشه رشيد


يادداشتى به ياد عروج داوود رشيدى در صفحه اول شرق امروز

رشیدی، قامتی تا همیشه رشید
می‌گویند انسان از سر اجبار مرگ را پذیرفته است ولی تنها بر سر زمانِ وقوعش با ملک‌الموت اختلاف نظر دارد. این طنزِ تلخ شاید در خصوص بسیاری قابلیتِ تعمیم داشته باشد ولی در موردِ هنرمندان، به ویژه خالقانِ مؤلف، لااقل بدین شکل قابل تطبیق نیست. هنرمندی که تکلیف‌اش را با خود روشن و ارتفاع مشخصِ قابلیت‌های خود را تعریف کرده است- چون خواه ناخواه به جاودانگی می‌اندیشد- به گونه‌ای بر سر زمان وقوعِ وداعِ آخر با ملکِ مرگ به توافقی ضمنی می‌رسد و زمانِ محتومِ خروج از صحنه و عروج به اوج را خود تعیین می‌کند. با این که صاحب این ارتفاع و کرسی، مثل بسیاری از اهل هنر ممکن است در گذرِ عمر صرفاً برای رفع نیازهای زندگی گاه تن به کاری دهد که با بلندای قامت او همطراز نیست ولی در مجموع وقتی ماحصلِ تلاشِ هنرمندانه‌اش مورد سنجش قرار می‌گیرد جاودانگی او تضمین می‌شود. داوود رشیدی از جمله هنرمندانِ صاحب سبک، مؤلف و با امضا بود که کارنامه‌ای پربار و درخشان از خود به جای گذاشت. بینش و نگرشِ ناب و هنرمندانه او را دقیق و مشخص در آثار نمایشیِ شاخص که به عنوان کارگردان بر صحنه برد و یا نقش‌های متنوع و ماندگاری که در سینما، تلوزیون و تئاتر آفرید، یا معدود آثاری که تهیه کنندگی کرد، و شاگردان بی‌شماری که مستقیم و غیر مستقیم تربیت کرد می‌توان دید. مخاطبِ تیزهوشِ او به راحتی می‌تواند رد پای دقیق و متفکرانه او را در تک‌تک این آثار و افراد پیدا کند. ویژگی بارز داوود رشیدی در این بود که وقتی قرار بر انجام هر فعل هنری بود به شکلی شش‌دانگ حضور جامع و کامل داشت. وقتی قرار بر خلق نقش بود چنان بی نقص آن را می‌آفرید که اهل خبره محال بود تصّوری غیر از آن‌چه داوود رشیدی از مجرای تفکر خود عبور داده، داشته باشند. به یاد بیاورید بازی درخشانش را در سریال "آوای فاخته" اثر زنده یاد بهمن زرین پور، پدرِ خوزستانی‌ی سریالِ"گل پامچال" اثر علی طالبی، یا بازی مثال زدنی و تکرار ناشدنی او در نقش بی‌بدیلِ رئیس جمهورِ دمولند در مجموعه تله تئاترِ فاخرِ "یکی از این روزها" اثر فریدون فرهودی و یا مفتشِ شش انگشتی‌ی هزاردستانِ زنده یاد علی حاتمی و ده‌ها نقش ماندگارِ دیگر در آثار سینمایی و تلوزیونی. یا آثار معیاری که بر صحنه تئاتر آفرید از "در انتظارگودو" گرفته تا "پیروزی در شیکاگو"، از "ریچارد سوم" تا "هنر و منهای دو". داوود رشیدی عادت داشت موقع خلق اثر همنشین نگرانی و دلهره‌ی بعدها باشد. و این نگرانی را در همه حال و هرکار مدام با خود داشت، بخصوص در آثاری که می‌دانست رنگ ماندگاری دارند و بیش از همه وقتِ کارگردانی و خلقِ نمایش؛ چون به ناپایداری عمر واقف بود و این مهم را دائم در ضمیرِ آگاه با خود تکرار می‌کرد. چنان که باور می‌کردی فرصت او محدود است و او را با ملکِ مقربِ مرگ قراری مشخص و معین است و نمی‌خواهد از این امرِ لاجرم سرباز زند. در آخرین دست نوشته هم بدین امر اشاره کرده بود؛ تنها نگرانی او تحمل روزگارِ بی‌اویی سه یارِ همیشه همراه‌اش سینا و لیلی و احترام بودند. درود به این هرسه خصوص بانوی محترم، احترام برومند همسر و همراهش که طی سال‌ها فعالیتِ حرفه‌ای داوود رشیدی همیشه همپای او بود و تا واپسین دقایق بیماری و حضورِ رشیدی بر صحنه زندگی حتی برای لحظه‌ای نگذاشت قامتِ رشیدِ رشیدی، نارشید جلوه کند.