درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
سه شنبه 21 آذر 1396
موضوع: روزنوشت
● آبى مايل به صورتى


...
بسیار نمایش اجرا می‌شود هر شب بر صحنه‌ها؛ اما معدودند آن‌ها که جهانِ ذهنی‌ی مخاطب خود را دیگرگون می‌کنند. مخاطبی که در لحظه ورود به محل نمایش تحویل می‌گیرند با آن‌که لحظه خروج پس می‌دهند بسیار تفاوت می‌کنند. این اندک آثار به ذاتِ هنر تئاتر نزدیک‌‌تراند. خالقان این گونه نمایش‌ها تنها کارگردان یا نویسنده صرف نیستند؛ اینان حکیمانی هستند در قامت هنرمند. نمایشِ بی ادعای "آبی مایل به صورتی" از این دست آثار است. چنان بی‌پیرایه شروع می‌شود که گویی سادگی به مخاطب تعارف می‌کند، اندکی بعد آرام آرام درمی‌یابی این که پیش چشمت رخ می‌دهد یک آبشار سهمگین و یک سادگی هول‌انگیز و استخوان سوز است که در یک روزمرگی‌ی عادت شده و عادی، مثل خوره روح و روان بشریت را خورده و نابود می‌کند. نمایش، نمایش لذت و سرگرمی نیست. نمایش شلاق است بر پشت باورهای غلط. پتکی سنگین است فروکوفته بر فرق قضاوت‌های ناروا. سیلی سهمگینی است بر صورت‌های بزک شده‌ی تمدنِ ژست‌گرفته پشت ویترین زندگی. حکایت مکرر و نارفته به گوشِ هوشِ ابناء عالم است از سقوط و صعود انسانیت بر بستر طبیعت. نمایش به شدت ساده است. قصه انسان. غصه‌ی بی پایان ترنس‌هاست. ولی در اصل قصه‌ی ماست. ما انسان‌های به ظاهر سالم و عادی؛ نشسته بر سکوی نظارت و قضاوت. از لحظه شروع آرام و بی صدا لرزشی در تخته‌بندِ تن آغاز می‌شود، پس آنگاه از نیمه به بعد زلزله‌روح و روان آغاز می‌شود و دست آخر به آتشفشانی می‌رسد که تمام دشتِ باورمان را درمی‌نوردد و با خود می‌برد. گروه اجرایی، بازیگران فوق‌العاده توانا، خبره و دغدغه‌مند با همراهی نوشته‌ی بکر و کارگردانی خلاقانه چنان طوفانی در وجود هر تماشاگر ایجاد می‌کنند که تا زمانی که بر صفحه زندگی هست با او هست و خواهد بود. نمایش، نمایش ماست بر صحنه، نه آن‌ها که موضوع نمایش‌اند. رنج بسیار و زمان درازی بر ما رفته تا از مرحله معدوم کردن کورکورانه انسان‌هایی که طبیعت در حقشان جفا کرده برسیم به دورانی که کس و کسانی این‌گونه با ظرافت و دقیق همراه با جسارت بر صحنه نمایش از حقوق آن‌ها با ما که چشمِ گوش و هوش به سمتشان بسته‌ایم، سخن بگویند. می‌شود از رنجی سخن گفت و به گنجی رسید ولی گفتنِ این‌گونه کار هرکس نیست. نمایش آبی مایل به صورتی اثر ساناز بیان یک استثناست در میان قاعده‌ها. یک اتفاق مهیب است در وسط روزمرگی‌ها. اگر اهل تفکرید. اگر زندگی و زیست برخاک برایتان جدی است. اگر به خود احترام می‌گذارید. به تماشای این اثر بنشینید. شک نکنید موقع خروج کس دیگری می‌شوید؛ بزرگ‌تر و والاتر.
...