درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
پنجشنبه 23 مهر 1383
موضوع: براده‌ها
● روزه

روزه يعنی رد شدن از مرزهای تعلق و خواهش.
يعنی شنيدن نوای خوش موسيقی استغاثه ی افلاک.
يعنی حضور در جشن باشکوهِ حضور و هديه الهام گرفتن از خود.
يعنی رفاقت و روراستی با وجود و حال کامل استمراری دادن به خود.

يعنی دادن چک سفيد امضاء پاداش به تصوير خود در آبِ ديده.
يعنی گفتگو و در و دل عاشقانه با خود در خلوت جمع.
يعنی کنترل ضربان دل تا مرحله توقف ارادی زمان تپش.
يعنی پاک کردن لکه های کدر از لوح سفيدِ منظره ی روح.
روزه يعنی استغناء کامل.
روزه يعنی قد کشيدن تا خدا.
يعنی حمل بار سنگين امانت تا مقصد
روزه يعنی وام گرفتن از کميته امداد عمل دل.
روزه يعنی قدم زدن ميان دو بانگ اهورائی با تنهائی در راه باريک تحمل.
روزه يعنی عقد قرار داد با مرکوب هويت تن و آغاز انجام تعهد.
يعنی ثبت نام در کلاس بی ريای رياضت ذات و فطرت.
يعنی امتحان کردن خود در جلسه ای مدام، بی معلم و ناظم و نمره قبولی دادن به ورقه ای پاک.
يعنی درک لذت گزينش به دست خود.
يعنی فارغ التحصيلی از مکتب نياز دم به دم.
يعنی پيمودن راه صد هزار ساله در يک روز ماهِ ماه.
يعنی ممنوع الخروج بودن از سرزمين قرار.
يعنی ممنوع المعامله کردن شيطان و آغاز شراکت بی تکلف با خدا و تمرين شکيبائی و تقويت احساس گلگونگی و راست گفتن به تمام درخت های سربلند سرو به هر قيمت.
يعنی راست رفتن در سراشيب کج زندگی.
يعنی سبقت گرفتن از خود بی احتياج به احتياط.
يعنی آشتی با تمام واژهای لطيف.
يعنی بی واهمه رفتن از کنار حادثه های بيشمار.
يعنی برکت دادن به لحظه های درک.
يعنی شستشوی رگ ها.
يعنی غسل زير باران عشق.
يعنی کشتی با نفس و خاک کردن نياز.
يعنی عزت دادن به شرف.
يعنی همسفرگی با ملائک در مهمانی کبريا.
يعنی به وحدت رسيدن با همه، در نعمت نخواستن.
يعنی غلبه بر قانون جاذبه ی خواهش و تمنا و اثبات اينکه گوشت و پوست و عصب به جذبه چسبنده اراده نيازمند است.
يعنی ديدن درون، زلال و بلورين شدن، ديدن از ورای ديگران، تبديل شدن به آينه ی بی زنگار، غش کردن برای همه پديده ها ی آرام.
يعنی وقار و زيبائی و تبسم.
يعنی حدس قطعی آينده.
يعنی قسم راست خوردن به قداست گرسنگی و تشنگی.
يعنی هم شأن کردن روح وجسم.
يعنی پرواز تا ماوراء
يعنی در اوج عطش، سيراب شدن از زلال يک پيمانه آينه و رفع گرسنگی با يک کف دست غزل.
يعنی بيمه بدن و شخص ثالثِ وجود به بهای يک ماه، برای يک سال و بقيه عمر.
يعنی تغيير نقطه جوش و انجماد ذهن و تعمير آمپر فشار جسم و شارژ باطری روح،
يعنی رفتن به سفری دور در اعماقِ نزديک قاره رويا، برای حضور در جشنواره درک حقيقتِ ناب.
يعنی خريد صفا به قيمت يک سلام ساده و شرکت در مسابقه مشيت.
يعنی خواب با چشمان هشيار و عبادت در سايه سار گل های بی خارعاطفه.
يعنی باور قلبی قلب.
يعنی پيدا کردن نشانی پيدای وصل، بی دلشوره از فرداها.

روزه يعنی اعتماد، سکوت و آرامش.
يعنی هر سو تو با زبان روزه بگردی قبله است...