درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
چهارشنبه 29 مهر 1383
موضوع: براده‌ها
● آيينه

انسان تنها در آينه مي تواند يک دل سير با خودش مشورت کند.

آينه ها حقيقت نماترين ترين دروغ گويانند.

آينه ها تنها منتقداني هستند که مي شود شکستشان داد.

تنها در آينه مي شود با اصرار، حقيقت را به سادگي نديده گرفت.

آينه ها فقط براي پاسخ به حس خود بيني خلق شده اند، ولي هرگز باعث ارضاء اين حس نمي شوند.

آينه ها هرگز حس خود بيني آدم را فراموش نمي کنند.

تنها در آينه مي شود خود را عميق ديد.

بعضي از نظر کردن به آينه وحشت دارند و بعضي با نظر به آينه وحشت را تکثير مي کنند.

بعضي ها بعضي مواقع لج آينه را در مي آورند ولي آينه هميشه بطور يکسان لجشان را در مي آورد.

مي شود در آينه خود را نديد، مي شود راحت خود را نديده گرفت، حتي مي شود در آينه تصوّر تصوير خود را ديد و يا اصلاً کس ديگري را به جاي خود ديد.

آينه ها، زيبائي را در خود ضرب مي کنند، ولي زشتي را در ديگري.

وقتي آينه اي مي شکند، حقيقتِ هستي به تکه هاي ريز تقسيم مي شود.

آينه ها مأموريت دارند با سماجت صورت مجازي اشياء را به صورت حقيقي منعکس کنند.

انسان کامل، کسي است که براحتي مي تواند خودش را بدون شرم در آينه بنگرد.

برعکس آب، آينه ها عمقي سطحي دارد.

تنها در آينه است که مي شود عکس خورا بر عکس ديد
.
تمام آينه ها در تاريکي کورند.

آينه ها درکورسوي نور يک شمع هم جشن مي گيرند و چراغان مي کنند.

آدم هاي نابينا، آينه هاي ويژه خود را در جيب قلبشان دارند، تنها مشکلي که دارند اين است که کلماتي براي بيان و توصيف آن تصاويري که مي بينند، نمي يابند.

آينه ها، اغلب يک رو دارند، هرگز نمي شود از روبرو، پشت يک آينه را ديد يا پشت خود را در آينه ديد، براي همين است که فقط از روبرو به پشت و رو خنجر مي زنند، اما با اين حال مراقب پشت ما هستند.

آينه هاي دو رو، هميشه يک رويشان را براي آدم رو مي کنند.

آينه هاي نجيب، با حيا تصاوير را منعکس مي کنند، ولي آينه هاي حريص، دريده به آدم نگاه مي کنند.

آينه ها، تنها شاهدان بي جان گذر عمرند ولي شهادتشان را با صداقت تمام، تنها به خود آدم مي دهند.

آينه ها، آنقدر زرنگ و تيز اند که زودتر از هر کس مچ گيري کرده و سفيد شدن موها را به رخ آدم مي کشند.

اگر آينه ها لال نبودند، راز هاي سر به مهر بسياري را برملا مي کردند.

همه ي ما، وقت خروج از خانه با آينه وداع مي کنيم، آينه ها آنقدر مهربان و دلسوزند که تمام اشکالات ما را پيش از خروج، چشم زد مي کنند.

هرکس به آينه اي خيره شود حتما گريه مي کند، اگر نکرد، مطمئن باشد کس ديگري را در آينه ديده است، چون ناب ترين و دلچسب ترين گريه ها در خلوت آينه ها رخ مي دهد.

آينه ها هميشه تصوير آدم را در حال سلامت نشان مي دهند، حتي اگر اصرار داشته باشي، مريضي خود را در آن ببيني.

هيچ آينه اي با خودش ناصادق نيست.

آينه فروش ها، هيچوقت تصوير خود را در آينه نمي بينند، بلکه فقط آينه را مي بينند.

آينه هاي عارف، تصوير درون آدم ها را مي نمايانند.

اگر خوب دقت کنيم، همه چيز در هستي آينه است.

آدم هاي موحد، در ميليون ها آينه يک تصوير واحد مي بينند، ولي آدم هاي مُشرک در هر آينه، ميليون ها تصوير مغشوش.

آينه هاي مقدس، تصوير آدم را با هاله اي از نور نمايش مي دهد، اشکالشان اين است که آن را نمي توان به کس ديگري نشان داد.

آينه هاي مقعر، باعث خجالت و کوچکي آدم مي شوند، برعکس آينه هاي محدب، با آدم تعارف دارند و در مورد همه چيز بيش از حد اغراق مي کنند.

آينه هاي موج دار، آدم را به رقص دعوت مي کنند.

آينه هاي جيبي، براي نشان دادن هستي، آن را بخش بخش مي کنند.

آينه هاي گريم، هميشه آدم ها را عوضي نشان مي دهد.

آشناترين آدم ها در آينه با هم غريبه اند.

آينه ها، درک درست و کاملي از عجب و ريا ندارند.

بسياري هستند که فقط تا وقتي مقابل آينه هستند، تصميم مي گيرند رژيم بگيرند يا درست کار شوند.

بسياري آنقدر دلشان براي خودشان تنگ مي شود که حاظر نيستند از جلوي آينه کنار بروند، براي همين آينه را با خود همه جا مي برند.

بعضي ها، فقط در آينه خود را به جا مي آورند.

اگر در خانه اي آينه نباشد، آدم از تنهائي دق مي کند.

بسياري آدم ها اصلاً خودشان يک پارچه آينه اند.

بعضي ها، موقع مکالمه تلفني اگر به آينه بنگرند، بهتر دروغ مي گويند، بعضي کاملاً برعکس شروع مي کنند به راست نگفتن.

هرگز نمي شود با صداقت به آينه ها دروغ گفت، اگر گفتي، کاري مي کنند آن را عين حقيقت بپنداري.

خيلي از دزد هاي تازه کار، موقع دستبرد به خانه مردم اول روي آينه ي آن ها را مي پوشانند.

انسان تنها در آينه مي تواند يک دل سير با خودش مشورت کند.

آينه ها از آن جهت که نمي توانند بو و طعم را نشان دهند، ناقص اند.

هيچ آينه اي در عالم نيست که تصاوير را سياه و سفيد منعکس کند.

آينه ها مثل دوربين فيلمبرداري از لحظه خلق تا لحظه هدم، بي نهايت تصوير مي گيرند، ولي هيچوقت دوبار يک تصوير را نشان نمي دهند.

هيچ دو آينه اي در عالم نيست که تصوير يکساني از يک پديده بدهد.

هيچوقت نمي شود دو بار در زلالي تصوير رودخانه يک آينه شناي نگاه کرد.

کساني که خواسته اند به درون آينه نفوذ کنند، يا پيشاني و دماغشان بريده شده، يا در آن غرق شده اند و ديگر نشاني از آن ها نيست.

تنها در آينه مي شود مدام به خود سلام کرد، بي آنکه احساس حماقت کرد.

آينه ها آنقدر با معرفتند که اگر با آن ها رفاقت کردي هميشه با تو رو راست اند.

سياست مردان عبوس با آينه قهراند، براي همين به آينه افتخار مي دهند به آنها نگاه کند.

هنرمندان، با آينه رفيق اند، براي همين بيشتر هنرشان را به آن ها نشان مي دهند.

بچه ها هميشه براي تمام آينه ها شکلک در مي آورند ولي در عوض، آينه ها تلافي اش را سر بزرگترها در آورده، براي آن ها شکلک در مي آورند.

آينه ها، تصوير گنگ و مبهم ارواح را، فقط به خودشان نشان مي دهند.

براي فهميدن و سنجش صداقت آدم ها کافي است، به مدت ده دقيقه در آينه چشم يکديگر، صادقانه و عميق بنگريم.

ما مي توانيم به سادگي آينه هاي صاف و صادق و صيقلي يکديگر باشيم، نه ؟