درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
دوشنبه 9 آذر 1383
موضوع: براده‌ها
● پول

پول، بی ارزش ترين قطعه کاغذی است که بر مبنای يک قرار داد بين المللی کاملاً احمقانه و پذيرفته شده عام، از متمدن گرفته تا وحشی، ارزشی معادل همه چيز پيدا کرده است و ديگر کاری با آن نمی توان کرد، همين است که هست.

اجداد اوليه و ثانويه ی پول به ترتيب اين ها بودند،اسب، گوسفند، شمشير، گندم، پوست، تنباکو، برنج، ماهی خشکيده، نمک، روغن زيتون، خرما، ابريشم، پنبه، آهن، مس، نقره بعد طلا و آخرش اسکناس. پس کسی نبايد قدمت و برکت خود را به رخ پول بکشد.

هر اسکناس، يعنی مقدار معينی طلا که جائی پنهان است و آن را ضمانت می کند.

می گويند طلا پشتوانه پول است، درست است، ولی از نوع سياه اش.

پول، به قدری خود خواه و بالا نشين است که با هيچ چيز غير از خودش مقايسه نمی شود.

زاد و ولد پول، درست مثل زاد و ولد خوک است، منتهی به بعضی که می رسد مقطوع النسل می شود.

پول، واحد اندازه گيری نامناسبی برای اندازه گيری لحظه های عمر، کار و زحمت و پاداش عمل است ولی چاره ای نيست، بشر تا بحال واحد بهتری پيدا نکرده است، قطعاً دوست نداريد برای خريد دو قرص نان، نصف گوسفند يا دو مشت روغن کرچک با خودتان تا نانوائی حمل کنيد.

در عالم از هيچ پديده ای به اندازه پول مراقبت و محافظت نمی شود، برای همين بيشترين و بهترين و مجهزترين ساختمان ها و متخصص ترين اقتصاد دان ها متعلق به او و در انحصار اوست.

پول، پول می آورد، بی پولی، بی پولی مفرط.

اگر پول نبود قطعاً نيمی از بشر مشاغل خود را از دست می دادند و نيم ديگر هم که مفتی کار نمی کردند.

هر کدام از ما مستقلاً روزی ميليون ها دلار ضرر بی پولی را می دهيم، عين خيالمان هم نيست.

مردان سياست ابداً از پول خوششان نمی آيد، مگر نجومی باشد و يا جائی ثبت نشود.

پول و قدرت رابطه مستقيم دارد، همانطور که بی پولی و تسليم محض.

برای بخشش، داشتن پول شرط اول است، اما لزوماً کافی نيست.

همانطور که می شود پولدار فقير پيدا کرد، می توان بی پول غنی هم پيدا کرد، اين حرف ابداً ربطی به شعر مشکوک " آنان که غنی ترند، محتاج ترند " ندارد.

خود فروش تر و ديگرفروش تر از پول، خودش است، تازه قيافه حق به جانب هم می گيرد.

به يکی گفتند باز که گول خوردی ! گفت، گول ديروزی نبود، اين يکی پولش نقد بود.

همانقدر که آدم ترسو، سالم است، آدم بی پول، بی جهت مريض.

برای تداوم دوستی، نه به يک دوست قرض بدهيد، نه از او قرض بگيريد، مگر آنکه از قبل فاتحه ی دوستی را بخوانيد يا مقدار پول قابل توجه باشد.

پول، آخر و عاقبت، تمام شراکت ها را با نقاق اش به هم می زند، اگر نزد، منتطر فرصتی طلائی است.

آدم کچل باشد، چاق باشد، باسواد باشد، هزاران عيب هنری داشته باشد، به جهنم، لااقل بی پول نباشد.

جمله ی " آدم گشنه دين و ايمان ندارد " اساساً غلط است، فقط پول ندارد.

آسمان به زمين بيايد، زمين به آسمان، بی پولی بد درد واگير داری است.

لات آسمان جل يا برهنه ی خوشحال، فقط مخصوص سينما و فيلم های فارسی- هندی است، گول نخوريد.

اين حرف که " آنان که غنی ترند محتاج ترند " انصافاً حرف درستی است، فقرا هرقدر هم پول در بياورند خرج قوت لايموتشان می کنند، بازهم سير نمی شوند، اغنيا اقلاً با پول بيشتر، تعداد زيادتری از فقرا را اجير کرده از آن ها بيگاری کشيده، سرگرمشان می کنند تا گشنگی و عاشقی را فراموش کنند.

آنچه پير در آينه اصلاً نمی بيند، جوان در پول، حتماً می بيند.

منظور ميرزاده عشقی که گفت: " آنچه شيران را کند روبه مزاج " اين است که روباه پولدار مثل شير است هر چند پاکتی باشد.

آواز دهل از دور خوش است، جرينگ جرينگ پول از نزديک.

در قديم از زور ناچاری، گاه آه را با ناله سودا می کردند و کارشان را پيش می بردند ولی حالا، پول را با چک پول هم که سودا کنند کار پيش نمی رود که نمی رود.

قماربازها، معمولاً با پول خود، قمار را شروع می کنند، با پول ديگران تمام.

به قول داداش کوچيکه بهترين شغل عالم، عجالتاً بچه پولدار بودن است.

پول در گردش، يعنی پولی که با شما به پارک و خيابان می آيد ولی آنقدر سر به هوا و ددری است که با شما برنمی گردد.

مقامات پولی، اصطلاحی است رايج و دهان پر کن که به مقامات تصميم گيرنده در مورد سياست های کلان پولی در هر کشور پولدار، روزنامه ها مفتکی هديه می دهند.

پول گرايان، قائلان به اصالت پولند که اعتقاد راسخ دارند پول زياد مردم را پر رو می کند.

بهترين ميزان برای سنجش عزت و پاکی ديگران پول است، به شرط آنکه پای خودمان در وسط نباشد.

ريشه بسياری از امراض مُسری پول است، چه داشتن و چه نداشتن اش.

دخل و خرج، آدم را ياد شترگرسنه ی عصاری می اندازد که مقداری علوفه ی تازه جلوی چشمش آويزان کرده اند و حيوان بدبخت تا ابد به شوق لب زدن به آن بايد بچرخد وسنگ آسياب را بچرخاند.

سياسی ترين عنصر هستی، پول است.

هرکس گفت پول کثيف است و راحتی نمی آورد، می خواهد جيبتان را خالی کند ولی اگر گفت آرامش نمی آورد، حتماً آدم صادقی است که مختصر ريگی به کفش دارد.

عده ای چون پول ندارند از خانه بيرون نمی آيند، عده ای چون دارند.

پول زياد به چوب خشک هم شخصيت می دهد ولی تشخص را به آدم، گاهی می دهد گاهی می گيرد، گاهی بازی بازی می کند.

پول نداشتن، هميشه از کم پول داشتن بهتر است.

نود و دو و نيم درصد از مردان پولدار مادر زن های خوش اخلاق و مهربانی دارند، حتی اگر مجرد باشند.

تقريباً نيمی از پول های موجود جهان را زنان خرج می کنند، نيم ديگر را اگر باقی بماند، مردان خرج زن ها می کنند، باز معلوم نيست چرا از پول جهان چيزی کم نمی شود.

آدم های پول پرست، پول را خدا، بانک را معبد، دسته چک را کتاب آسمانی، از جيب مردم پول در آوردن را عبادت، پرداخت بدهی را گناه و گرفتن طلب را جهاد می دانند.

تمام تئوری های بشری ثابت کرده اند که پولداری از بی پولی خيلی بهتر است.

کسانی که پول به جانشان بند است، در موقع خطر، جان می دهند برای از دست دادن پول.

موقع گرفتن پول هيچ کس استخاره نمی کند، موقع پس دادن اش چرا.

آدم های پولدار متوسط دوست دارند در افواه، فقير بنمايند، فقط تا زمانی که حسابی سرمايه دار شوند، چون آدم های کم پول، نه بالا بالا ها جا دارند، نه پائين پائين ها.

چک، يعنی وعده پول بالقوه.

چک برگشتی، يعنی بگرد تا بگرديم يا من بدو آهو بدو.

لاشه چک، يعنی کشک سائيده نشده ی فرد اعلا.

بر سر آنم که گر حقوق بگيرم، فقط تا ظهر اولين روز برج، دست به کاری زنم که عقده سرآيد.

حقوق ماهيانه، يعنی دريافت اجاره محل وجود به ازاء مدتی معلوم از صاحبکاری نامعلوم.

به پول گفتند شاهدت کيست، با گردن کلفتی گفت خودم.

پول سياه، واحد اندازه گيری کارهای پست است.

پول يامفت، دستمزد کاشتن و درو کردن باد است.

پول رشوه، بهای به هر ساز رقصيدن است.

پول حلال، هر چقدر هم که کم باشد، يعنی نفس راحت.

پول دزدی، بهای پيش فروش تمام يا بخشی از مابقی عمر است، به محبس.

پول داغ، يعنی چيزی شبيه آتش، يعنی به سرعت برق بايد رد شود، پولی که به دنبال سود بيشتر بايد به سرعت نقل مکان کند، دردسرتان ندهم، يعنی پول دزدی.

واژه ی پول، همينطوری آرام بخش است، کم و زيادش را بعداً با هم حساب می کنيم.

سبد هزينه ها، يعنی تعين تکليف خرج سرانه هر شهروند، بدون نظر خواهی از او و دانستن ميزان درآمدش.

کسی که پا توی کفش پول بکند، حتماً به رهگذران بازار پشت پا می زند.

پول، تنها چيزی است که پته همه را روی آب می اندازد.

پر سيمرغ، نام اديبانه و اسطوره ای و گاه جاهلی اسکناس است.

دامنه ی حقارت و عزت بنی آدم، توسط پول، از هر دو سو نامحدود است.

پول زياد ممکن است فساد بياورد، ولی بی پولی حتماً می آورد.

اغلب مجانين، مشکل خاصی ندارند، فقط در يک روز پائيزی، تعادل پولی ذهنشان بهم خورده است.

تنها بيماری پول، تورم است ولی پول با کمک متخصصانش بلد است از آن هم پول در آورد.

اسکناس درشت به پول خرد می گويد، ريز می بينمت سِکّه!

پول خرد، بچه های ريز و درشت، ولی مستقل اسکناس اند.

ماليات، حقوق مشروع دولت از جانب ملت است که اغلب، فقط کارمندهای خود دولت بموقع، خواه ناخواه با رغبتی زوری می پردازند.

تنها پول راکد است که به مرور زمان بو نمی گيرد و کپک نمی زند.

بانک مرکزی، يک پولدانی بزرگ مادر است که هر وقت اراده کرد می تواند جان پول را بگيرد.

وقتی پای پول در ميان است، برای توجيه پاره ای مناسبات و ارتباطات دنبال دليل و منطق نباشيد.

پول داشتن، تنها اعتماد به نفس انسانی، همراه با چاشنی نگرانی است.

بانک يعنی حوزه اقتدار پول و ديگران، جائی که پول خودش را برای آدم به شدت لوس می کند.

پول از همان ابتدا موضعش ر ا در مورد موضوع انشاء " علم بهتر است يا ثروت " روشن کرد و گفت علم ثروت اکيداً بهتر است، بعد هم قانون کرد که روی پول، انشاء احمقانه ننويسند.

پول، تنها برگ يادداشت تحويلداران بانک است که دور نمی اندازند، می دهند به مشتری.

هيچ چيز به اندازه پول دست به دست و دستمالی و حتی نوازش نمی شود، ولی باز از دست آدم ليز می خورد.

پول هم درست مثل مثل بشر طبقاتی و نژاد پرست است، برای همين، تعداد معدودی به عده ی کثيری فخر می فروشند.

پول باد آورده را بدون عذاب وجدان می شود خرج کرد ولی بايد مراقب طوفان بعدش بود.

آنان که به شکل افراطی از پول بدشان می آيد، رياکاران گربه صفت و بی دست و پائی هستند که دستشان به گوشت نمی رسد.

پول و اعتماد به نفس رابطه ی مستقيمی دارند ولی خودشان خبر ندارند.

پول، به همان ميزان که جان بسياری را نجات می دهد، جان عده ای را نيز می گيرد، صدايش را هم در نمی آورد، جوابگو به احدی هم نيست.

انتهای هر سرقتی، به پول و بند ختم می شود.

بعضی رانندگان تازه کار تاکسی، مسافران ايستاده در کنار خيابان را پول عمودی منتظر می بينند.

تنها پول است که بوی تمام دست ها را يک جا با خود حمل می کند.

هرگز از دست چپ کسی پول نگيريد، اگر گرفتيد، بو نکنيد.

بی غيرت تر از پول بشر نيافريده است، اگر آن يک رگ شناسائی را هم نداشت که ديگر هيچ.

کسانی که از بی کفنی زنده اند، پولدار که بشوند، سر از شانزه ليزه و فروشگاههای مد لباس در می آورند.

مناسبات اقتصادی مدرن نشان می دهد، نابرده رنج گنج ميسر می شود که هيچ، مزد آن گرفت جان برادر که احتکار کرد.

پول، يک تنه تمامی رنگ ها و احساسات را يک جا، چکی می خرد و می فروشد.

آدم بی پول عاشق می شود، آدم پولدار عشق می کند.

تنها پول است که نو و کهنه اش يک قيمت دارد.

در پول ستاندن چنان لذتی است که در دادنش نيست.

پول، پول است، کاکا، برادر.

پشت و روی تمام پول های عالم با همه تفاوت ها و ارزش گذاری ها يکی است.

با پول هيچ مسابقه ای ندهيد، هميشه او برنده است.

کسانی که از کيسه خليفه می بخشند، فقط در لذت ريخت و پاش با ديگران شريک می شوند.

از نو کيسه قرض نکن، اگر مجبور شدی و کردی، بکن ولی خرج نکن.

از هر چه بگذری سخن پول خوشتر است.

از هر طرف باد بيايد، گاهی پول هم می آيد.

عجيب است، پول، با همه ی احساسات پنهانش، از يخ خنک تر و از آتش گرم تر است.

با يک گل قطعاً بهار نمی شود ولی با نوگل پول در چله ی زمستان، می شود بهار را با همه شکوفه هايش حس کرد.

پول را روی مرده بگذاری، در اطاق تشريح زنده می شود.

نود و يک درصد آرزوها با پول برآورده می شود، مابقی بهتر است صبر پيشه کنند.

معرفت و رفاقت را تماماً با پول نمی شود خريد، ولی می شود فروخت، ناراحتی وقتی پيش می آيد که زير قيمت می فروشند.

پول، ثابت کرده آب، آبادانی می آورد و برق روشنائی.

آب باريکه، نام ديگر پولی است که بابت فروش وقت اضافی زندگی به دست می آيد.

هميشه حرف اول و آخر را پول نمی زند، اغلب می زند.

پول ممکن است دل را سير کند ولی چشم دل را نه.

اغلب کسانی که آبستن پولند، ويار بانک دارند.

آب کردن پول تقلبی، مثل ميل کردن راحت الحلقوم، زير آب است.

بهره، فرزندان منطق ناپذير، پر رو، خانه خراب کن و حرامزاده پول اند.

پول که سربالا برود، شتر با بارش عربی می رقصد.

کسی نيست که آبش با پول، در يک جوی نرود.

آتش از آتش گل می کند، زن از شوهر و شوهر، از اضافه کاری و گرفتن بی موقع حق اولاد.

دروغ آدم های پولدار خريدار بيشتری دارد تا راست آدم های بی پول.

آجيل بده، آجيل بگير، شايعه ای است که رشوه گيران برای بد نام کردن نام پر آوازه پول ساخته اند.

پول، پديده غريبی است، از دور که خارج شد و از اعتبار افتاد، تازه گران تر می شود.

از دوره ی مارکوپولو، تمام راه ها به رم ختم می شد، اکنون به پول.

نود درصد پولدارها ظرفيت بی پول شدن را ندارند، ولی پنجاه درصد بی پول ها قطعاً ظرفيت پولدار شدن را دارند.

شک نکنيد، تمام مناسبات سياسی جهان را پول رقم می زند.

معمولاً آدم های پولدار قلب سالم تری دارند، آدم های بی پول قلب مهربان تری.

آدم هائی که پولشان از پارو بالا می رود، هرگز فرصت تجربه سردی برف را نداشته اند.

هنوز علت غائی اينکه چرا آدم های پولدار خوش تيپ ترند، معلوم نشده است.

اگر روزی تمام پول های عالم يک جا به دريا ريخته شود، بشر به شدت بی انگيزه، تنها و موحد می شود.

تمام درها به روی پول باز می شود ولی لزوماً تمام درها به پول باز نمی شود.

هيچ پديده ای در عالم رموز اغواگری را به اندازه پول بلد نيست.

اگر قرار باشد برای بررسی جنايات پديده ها پرونده تشکيل دهند، قطعاً قطور ترينش از آن پول است.

پول آنقدر اقتدار دارد که قيمت هر بازيگر مطرح هاليوودی و فروش هر فيلم را با آن می سنجند.

وکلا، اغلب پولهائی می گيرند تا پولی را زنده کنند.

بيمه، پول می گيرد تا گوشزد کند، بيشتر مراقب باشی در اثر حادثه و بی احتياطی، پولت از بين نرود.

اسکناس تقلبی علی رغم کارکرد مشابه، توسط پول به رسميت شناخته نمی شود، برای همين بعد از خرج شدن، زود رسوايش می کند.

عده ای آنقدر که از شمردن پول لذت می برند، از خرج کردنش نمی برند.

علت اصلی ورشکستگی معلوم شد، جواب دهن کجی پول را با پول دادن.

پول قديمی ها، اين برتری را داشت که از جنس طلا و نقره بود، الان کاغذ است و نيکل، برای همين همه ساله کلی پول بابت تعويضش خرج می شود.

پول خوابيده، آدم را ياد مال صاحب مرده، بی خيالی محض، گردن کلفتی بانک و فراموشی مطلق می اندازد، بانک ها هم از سر لطف با آن ها جهان خود را بيدار می کنند.

پول های سرگردان دنبال شانه های نحيفی می گردند تا مثل شاهين اقبال، مراقب باشند رويشان ننشينند.

حيوانات چون هنوز فرصت اختراع پول پيدا نکرده اند، از واحد زور برای معامله ی پاياپای استفاده می کنند.

گنج ها، همان پس انداز پيشينيان کهن است که قرار بوده روز مبادا خرج کنند و هنوز آن روز پيش نيامده است، ما به نيابت، آن ها پيدا کرده به دولت می دهيم تا برايشان نگهداری کند.

دقيقاً از موقعی که برده داری لغو شد، انسان رسماً قيمت پيدا کرد و با پولی به مراتب کمتر خريد و فروش می شود.

وام، يعنی گرفتن پول به زور و چندين برابر پس دادن بازهم به زور.

مهريه، يعنی تضمين وفاداری يک موجود بی وفا، با ضرب و زور پول.

اوراق بهادار، جملگی هووی پولند، با ناز و ادای بيشتر.

بشر بعد از کلی دوندگی در تاريخ و زير و رو کردن تجارب پيشينيان، تازه کشف کرده که مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، حقوق، مزايا، عيدی، دستخوش، کمک هزينه، حق سنوات، حق اولاد، حق شغل، بهره وری، نقدی خوار و بار، مانده از قبل، اضافه حقوق، بخشودگی و غيره همه روی هم، بعد از کسورات، يعنی خرج تحصيل و پول توجيبی بچه کوچيکه، بقيه هم کشک.

حساب جاری، يعنی پيش فروش کردن روزهای جاری و آينده به اعتبار پول هائی در بعدی مبهم.

بدهکاری و طلبکاری، دوقلوهای مادر زاد قهر و به هم چسبيده ی بازار اند.

سوئيس، يعنی انبار بزرگ و امن و به رسميت شناخته شده ی مال خر های دم کلفتِ جهان.

تنها مخلوق بی اعتنا به پول، اجل است، ممکن است به زور پول، کمی ديرتر بيايد، ولی می آيد.

بليط بخت آزمائی، قرعه کشی و جايزه، يعنی گور پدر کار و تلاش، نقداً شانس پولکی را عشق است.

قرض دادن، يعنی نوعی نگاه طولانی و خيره به پشت گوش.

کسانی که پول های خود را در بالش زير سرشان جاسازی می کنند، شب ها خواب دزدان دريائی می بينند.

پول هم پول است، هم آلبوم متنوع و متکثّر و اختصاصی رهبران و پادشاهان جهان.

ممکن است نشود تمام عدالت را به طور کامل با پول خريد، ولی با پول می شود تا حدودی عدالت را برقرار کرد.

فقط در يک فيلم می شود ديد، يک بی پول نقش باورپذير يک پولدار را بازی کند و برعکس.

تصّور دنيای بدون پول، تصور يک پيکر زنده بدون خون و بزاق دهان است.

آب دهان و انگشت شصت اصلاً برای شمردن پول اختراع شدند، حتی بعد از پيدايش چرتکه و ماشين شمارش پول.

سخاوتمندی ابداً ربطی به پول ندارد.

پول گمشده حتماً پيدا می شود، اگر يابنده اش، مارگزيده ی گم کردن پول باشد.

کسی از خدا خواست، آنقدر پول دستش باشد که فرصت شمردن نداشته باشد، شد تحويلدار بانک، يک روز به خدا گفت چرا؟ ندا رسيد، چون نگفتی برای خودت می خواستی!

اين هم يک بيت شعر پولکی :

ای پول تو دافع همه آفاتی
چون لطف ازل بانی هر خيراتی
هرچند خدا نئی وليکن به خدا
فرياد رسی و قاضی الحاجاتی

اين هم بيتی ديگر من باب شاهدش :

چند روزی که در جهان باشی
سعی کن کز توانگران باشی
گر بماند که دشمنان بخورند
به که محتاج دوستان باشی