درباره حسين پاکدل  
 
 
 
 
 
پنجشنبه 8 شهریور 1386
موضوع: براده‌ها
● شجاع


زماني در جايي گم مي‌شويم؛ هنوز پيدا نمي‌شويم.

در شهرِ كوران، اگر يك چشم بودم، به جاي پادشاهی، تبليغ ديد می کردم.

آدم دو وقت شجاع مي‌شود: وقتي چيزهايي براي از دست دادن دارد يا ندارد.

كندوي برده شده به لجنزار، ذهنِ زنبوران را با شهدِ هر گلستاني غريبه مي‌كند.

مار آزادي را در پرواز مي‌بيند، پرنده در گريز از قلمروِ عقاب؛ لاكپشتِ وارونه، در مرگ.