پرده، چشمهاي حريص را كور ميكند.
ساعت می گويد چقدر مانده يا رفته، محال است حالِ حال را بنمايد.
در بازگوييِ خاطرات، بخشهايي را به عمد به ياد نميآوريم؛ همه سانسورچيانِ ماهري هستيم!
در قدم زدنها، بعضي تاريخ را با خود جابجا ميكنند؛ بعضي مقداري گوشت را و بعضي يك هيولارا.
من و شما حق داريم از ديگران دلخور باشيم، متنفر باشيم و حتي دلمان بخواهد سر به تنشان نباشد؛ بله اين حق ماست همان طور كه حق ديگران هم هست!





