شب، در سياهيِ خود پيداست.
با روحم رفتيم کوه؛ خوش گذشت!
تا هميشه، وقت براي دوست داشتن کم است!
در همين لحظه در رؤياي ديگراني زندگي ميكنيم.
تضاد يعني دنبال چيزي بودن با فرار از آن؛ مثل تقدير!