از فرطِ نداري، خط، ميخوريم.
يا رَب مباد اعتبار، از اين بيشتر گدا شود!
از بس ذهن را معطوفِ ناممكنها كرد، فکرش بالدار شد و باليد.
پيرمجردها، طلاقی جلو، ازدواجی پس انداز، و عشقی بدهکار اند.
راهِ رامْوحشي كردن ِجنگل، دادن ِعلف به ببر و گوشت به آهوست.





