عجول از خودش جلو میافتد.
كلامِ دست، آخرين زبان ِفراگير است.
حواسپرت، شيفتهی تكرار گفتگوست. خودپرست، ثناهای اضافه را به خدا تعارف میكند.
درختِ بازنشسته در نيمكت چوبیِ پارك استراحت میكند.